بازخوانی پرونده قتل های سریالی قاتل دوچرخه سوار؛ 16 جنایت برای انتقام از زنان
شروع اقدامات مجرمانه این قاتل سریالی علیه زنان به پیش از ارتکاب به قتل باز میگردد تا جایی که حتی به خاطر آن به زندان رفته بود و چند سال حبس تحمل کرده بود.
قاتل دوچرخه سوار لقب جنایتکاری سریالی ک بعد از 16 قتل سرانجام ۲۲ آبان ۱۳۸۹ در اهواز به دار مجازات آویخته شد. اتهام او که به خاطرش محاکمه و مجازات شد قتل ۱۵ زن و دختر و یک پسربچه بود. این مرد در سالهای ۸۳ تا ۸۷ ترس و وحشت را برای مردم شهرهای بهشهر، آبادان و خرمشهر به جای گذاشت و نام خود را به عنوان یکی از قاتلان سریالی ایران ثبت کرد.
این جنایتکار ۴۰ ساله نیز مانند بسیاری دیگر از مجرمان انتقام از زنان را انگیزه اقدامات مرگبار خود دانست و پس از بررسی سلامت روحی پای میز محاکمه رفت.
قتل زنان در آبادان و خرمشهر
شروع اقدامات مجرمانه این قاتل سریالی علیه زنان به پیش از ارتکاب به قتل باز میگردد تا جایی که حتی به خاطر آن به زندان رفته بود و چند سال حبس تحمل کرده بود. اما فرید بغلانی اولین قتل را اواخر سال ۱۳۸۳انجام داد و دختر جوانی به نام نور پورعلی را در نخلستانی در نزدیکی خرمشهر به قتل رساند. جسد این دختر در حالی که با ضربات متعدد جسم سخت به سرش علت مرگ تشخیص داده شده بود پیدا شد. بنابراین تحقیقات برای شناسایی و دستگیری قاتل آغاز شد. در بررسیهای انجام شده افرادی به عنوان مظنون بازداشت شدند اما تحقیقات راه به جایی نبرد و پرونده همچنان باز بود.
دومین و سومین قربانی این قاتل خشن ۲۲ شهریور ۱۳۸۴ مفقود شدند. مقتولان دختر عمو و پسر عمویی به نام های ایران و حسین بودند که هر دو ۱۰ سال داشتند . اجساد دفن شده این قربانیات بعدها در یک تپه شنی پیدا شد، اما در زمان اعلام مفقودیشان از سوی خانوادهها هنوز ارتباطی بین دو پرونده کشف نشده بود و تصور میشد که این قتلها در پی اختلافات خانوادگی اتفاق افتاده است.
۱۵ آبان ۱۳۸۴ قاتل دوچرخه سوار چهارمین قربانی خود را که دختری ۱۳ ساله به نام خدیجه مقدم بود، کشت.
پنجمین قربانی خانمی ۲۸ ساله بود که تاریخ دقیق قتل او مشخص نیست و گفته میشود آخرین روزهای آذر یا اوایل دی ۱۳۸۴ در حالی که تنهایی کنار کانال آب بهمنشیر قدم میزده است به قتل رسید. مقتول تا حد مرگ کتک خورده بود و پس از آن جسدش در تپههای شنی مجاور دفن شده بود.
ششمین مقتول که آخرین قربانی سال ۱۳۸۴ بود مهین نام داشت و ۲۹ بهمن در نزدیکی نخلستانی در آبادان کشته شد.
در بهار سال ۱۳۸۵ خبری از قتلها نبود تا اینکه در تیر ماه قتل فاطمه ناصری ۱۲ ساله در خرمشهر رخ داد و بعدها نامش به عنوان هفتمین قربانی قاتل دوچرخه سوار در تاریخ جنایی ایران ثبت شد اما جزئیاتی دقیقی در مورد نحوه قتل و چگونگی کشف جسد او وجود ندارد.
هشمین قربانی در فاصله کوتاهی از مقتول قبلی در ۲۵ تیر ۱۳۸۵ کشته شد. قتل مریم حدادی ۱۱ ساله حوالی ساعت ۱۰:۳۰ صبح انجام شد، زمانی که قربانی پشت بیمارستان طالقانی آبادان در حال بازی بود ضربه مهلکی به سرش زده شده بود. سپس قاتل دستبندها و جواهرات دختر را دزدید و جسدش را در کنار جاده رها کرد.
تا اینجای کار هرکدام از پرونده ها به صورت جداگانه و بدون اینکه ارتباطش با قتل قبلی کشف شود مورد رسیدگی قرار میگرفت. نهمین قتل ۲۹ مرداد ۱۳۸۵ رخ داد و سیده عاطفه پورمحمود ۹ ساله در آبادان به قتل رسید.
دهمین قربانی هم دختری 9 ساله به نام نرگس خلفی بود که آبان ۱۳۸۵ در اطراف آبادان جمجمهاش بر اثر اصابت جسمی سخت دچار شکستگی شدید شده بود.
اما یازدهمین قربانی با دیگر قربانیان تفاوتی اساسی داشت و آن هم سن مقتول بود آذر ماه ۱۳۸۵ زنی ۴۰ ساله به نام ندیمه بود که در نخلستانهای نزدیک آبادان تا حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفته و کشته شده بود.
قربانی دوازدهم قاتل دوچرخه سوار نیز زنی پا به سن گذاشته بود، ۱۵ فروردین ۱۳۸۶ قتل آمنه شفیعی ۴۵ ساله به ماموران پلیس گزارش شد که با وجود شباهتهای موجود با جنایات قبلی باز هم پلیس پی نبرده بود که با پرونده قتلی سریالی روبرو است.
سیزدهمین قتلی که قاتل دوچرخه سوار انجام داد در ۱۶ شهریور ۱۳۸۶ بود و پیش از آن هم ساکنان آبادان و خرمشهر را به وحشت انداخته بود. اما هنز سر نخی برای دستگیری او در اختیار پلیس نبود و شایعاتی هم در مورد ارتباط بین قتل زنان و دختران در شهر پیچیده بود. خدیجه ۵۰ ساله زنی است که به عنوان سیزدهمین قربانی این قاتل سریالی شناخته میشود.
۱۶چهاردهمین قربانی زن ۵۰ ساله دیگری بود که او هم خدیجه نام داشت و در فروردین ۱۳۸۷ در آبادان به قتل رسید و جسدش در رودخانه پیدا شد.
آخرین قربانی این قاتل سریالی باز هم از بین کودکان انتخاب شده بود و فاطمه ۹ ساله بود که ۶ خرداد ۱۳۸۷ سپس از ربوده شدن جسدش در ساختمانی متروکه در حالی پیدا شد که او هم مانند بیشتر قربانیان تا حد مرگ کتک خورده بود.
پس از این قتل هم پلیس هنوز به سریالی بودن این جنایات اعتقادی نداشت و هرکدام در پروندهای جداگانه در حال رسیدگی بود به نحوی که در پی قتل آخر دو نفر از بستگان فاطمه به عنوان مظنون دستگیر شدند. در تحقیقات انجام شده از سوی پلیس هر دونفر و بطور همزمان به قتل فاطمه اعتراف کردند. اما نکات گفته شده از سوی آنها در زمان بازسازی صحنه قتل نشان از آن داشت که قاتل فرد دیگری است.
آخرین قربانى این جنایتکار دختر ۱۲ ساله اى به نام خدیجه بود که ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ در آبادان او را هم مانند دیگر قربانیانش از پا درآوردم.
دستگیری قاتل دوچرخه سوار
در آذر ماه ۱۳۸۷، فرید بغلانی پس از شناسایی توسط یک طعمه نحات یافته توسط پلیس آبادان دستگیر شد. این زن، فوزیه، در ماه مهر و بر خلاف دیگر قربانیان با چاقو مورد حمله قرار گرفته بود، اما توانست از جراحاتش جان به در ببرد و اقدام به قتل را به پلیس گزارش دهد. البته این قاتل سریالی یک ماه بعد از دوازدهمین قتل در اردیبهشت ۱۳۸۶ بهخاطر یکی از قتلها دستگیر شده بود، اما پس از اینکه پلیس نتوانست مدارک کافی برای طرح اتهام علیه اش جمعآوری کند، به قید وثیقه آزاد شد.
این بار در بازجوییهایی که انجام شد فرید بغلانی به ضرب و شتم فوزیه اعتراف کرد، این در حالی بود که سابقه دستگیری قبلی نیز در ظن بیشتر ماموران به او بسیار موثر بود. بنابراین با تمرکز بیشتر و بازجوییهای دقیقتر شواهدی به دست آمد که ثابت میکرد او قاتل سریالی است. به این ترتیب سرانجام فرید پس از چهار سال فعالیت مجرمانه و انجام ۱۶ قتل به دام افتاد. او در اعترافاتش گفت: «به خاطر کینهای که از زنها داشتم تصمیم به انتقام گرفتم و آنها را به قتل رساندم. قتله را از اواخر سال ۸۳ آغاز کردم و با دیدن دختران و زنان تنها آنها را با ضربه میله آهنی سنگینی که داشتم میکشتم.»
بیشتر بخوانید: جزییات قتل های سریالی مهین قدیری؛ سوژه فیلم طلا خون
عامل قتلهاى سریالى «بهمنشیر» در جریان تحقیقات قاضى مزرعه - بازپرس ویژه پرونده - جزئیات ۱۶ جنایت هولناکش را به صورت کتبى تشریح کرد و گفت گفت: هیچ کدام از طعمه هایم را از قبل نمى شناختم و آنها را هنگامى که در حال کار کردن در نخلستان ها، چیدن علف در کنار رودخانه و یا دوچرخه سوارى بودند، انتخاب کرده و به قتل مى رساندم. میله آهنى را هم پس از هر قتل در گودالى که ساخته بودم، مخفى مى کردم.»
او همچنین در مورد قتل تنها پسری که کشته بود گفت: « پس از دومین قتل مجبور به انجام قتل سوم شدم، در قتل دوم با همان میلهای که بقیه را کشتم، به دختری که فکر میکردم کنار رودخانه اروند تنها راه میرود حمله کردم و ضربهای به سرش او را به قتل رساندم. وقتی قصد فرار داشتم، دید پسر هم سن سال او مرا تماشا میکند برای همین او را هم با همان میله کشتم و هر دو جسد رال دفن کردم. پس از قتل چهارم بود که تصمیم گرفتم از پشت سر به قربانیانم همله کنم تا کارم آسانتر شود. معمولا از دوچرخه چیاده میشدم قتل را انجام میدادم و بعد هم با دوچرخه فرار میکردم.»
در روند تحقفیقات بغلانی حتی به اشتباهاتی که رسانهها در گزارش قتلها داشتند اشاره کرد و صحنه جنایت را برای هر قتل به درستی بازسازی کرد به این ترتیب بر خلاف دو مظنون قبلی که به قتل اعتراف کرده بودند تردیدی در مورد اتهامات او به جا نمیماند. همچنین بغلانی توضیح داد از روی نفرت به زنان که جنس ضعیفتر هستند دست به جنایات زده و پس از هر قتل هم، کمی احساس گناه میکردهاست، اما برای جلوگیری از ارتکاب بیشتر او کافی نبودهاست.
در ادامه روند تحقیقات تست روانپزشکی از او به عمل آمد و پزشکان او را مسول اعمالش تشخیص دادند به این ترتیب پس از تکمیل روند تحقیقات پای میز محاکمه رفت و در دادگاه اعترافات خود را پس گرفت و مدعی شد که برای امضای اعترافات توسط مقامات پلیس شکنجه شدهاست، اما با وجود اعتراف او به جزییاتی که فقط خودش از آنها خبر داشت ادعایش جدی گرفته نشد و به اعدام محکوم شد. در نهایت اعدام فرید بغلانی در ۲۲ آبان ۱۳۸۹ در زندان کارون اهواز در حالی که پدر و مادرش شاهد اعدام بودند به دار آویخته شد.
کودکی و بزرگسالی فرید بغلانی
فرید بغلانی در سال ۱۳۴۷ در آبادان به دنیا آمد. اطلاعات کمی کودکی او وجود دارد، به غیر از این که او توسط مادر و پدربزرگ بزرگ شدهاست. به گفته فرید، مادرش در چند سال اول زندگیاش به عنوان دختر عمویش به او معرفی شده بوده و حتی پس از اطلاع از این حقیقت، روابط آنها تیره شدهاست، زیرا مادرش اغلب فرید را مورد آزار قرار میداد. در نتیجه، او به پدربزرگش وابسته شد که در آن منطقه به دلیل حمله و ضرب و شتم زنان در خیابانها بدنام بود، ویژگیای که شاید تأثیر زیادی بر نوهاش گذاشت و تا حدودی قتلهای سریالی حد شدیدتری از رفتار پدر بزرگش بوده است.
بغلانی ازدواج کرده بود. چهار فرزند داشت، شغل کارگری و باغبانی برای خانوادههای ثروتمند آبادان بود. او پیش از ارتکاب قتلهای سریالی نیز رفتارهای زن ستیزانهای از خود بروز داده بود تا جایی که پیش از اوللیت قتل نیز دو محکومیت برای حمله به زنان را در کارنامه خود ثبت کرده بود. مورد اول در سال ۱۳۷۳، که به خاطر آن یک سال زندان بود، و دیگری در سال ۱۳۷۷، که به خاطر آن چهار سال محکوم شد. بغلانی در آخرین بازجوییها گفت حین گذراندن دوران محکومیت تصمیم گرفت پس از آزادی قربانیان خود را به بکشد تا تلافی برای به زندان انداختنش، باشد.
این تصمیم فرید باعث ارتکاب قتل سریالی زنان شد و در نهایت او را بالای چوبه دار برد