زنی نوجوان داستان زندگیاش و ماجرای کودک همسری را بازگو کرده است.
از همه کس و همه چیز متنفرم! دیگر نمی خواهم زنده بمانم! هیچ کس مرا دوست ندارد، به هرکسی محبت می کنم ریشه های خیانت را…
همه بدبختی ها و مصیبت های من از روزی شروع شد که به اصرار یکی از دوستان شوهر مرحومم برای دریافت مبلغی پول، پاسخ مثبت…
با آن که می دانستم خواستگارم 3 فرزند دارد و من باید سرپرستی آن ها را نیز بعد از ازدواج به عهده بگیرم اما هیچ گاه فکر…
تجزیه و تحلیل
سارا، دختری 18 ساله که ردی از شکستگی و پژمردگی را دستان بیرحم اعتیاد بر چهره جوان و معصومش رقم زده بود، به اتاق…
زمانی که عاشق پسر همسایه شدم حتی معنی «عشق» را هم نمی دانستم. هیجانات روحی و روانی دوران نوجوانی را به رویاها و…
دلم گرفته بود، از خانه بیرون زدم و بیآنکه فکر کنم کارم اشتباه است سوار اتوبوس شدم و... ازدواجم عجولانه بود. دایی…
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی