فقط یک اشتباه در دوران نوجوانی که به ازدواج سیاه انجامید، چنان سرنوشت تلخی را برایم رقم زد که نه تنها عمر و جوانی ام…
تا گوشیام را گرفت و پیامهایم را دید با کمربندش به جانم افتاد، چنان سرم را به دیوار کوبید که نفهمیدم چطور خوابم برد…
نگاه بغض آلود آمیخته با چشمان اشکبارش گویای درون آشفته اش بود. بهت زده، نگران عاقبتی است که خودش رقم زده بود، دقایقی…