دوئل عشقی بر سر دختر معتاد؛ قویترین فرضیه قتل در پایانه اتوبوسرانی
یافتههای جدید در مورد قتل مرموزی که در پایانه اتوبوسرانی اتوبان بسیج اتفاق افتاده است فرضیه حذف رقیب عشقی را برای تیم تحقیق جنایی تقویت کرد.
یافتههای جدید در مورد قتل مرموزی که در پایانه اتوبوسرانی اتوبان بسیج اتفاق افتاده است فرضیه حذف رقیب عشقی را برای تیم تحقیق جنایی تقویت کرد.
به گزارش سایت جنایی، در این پرونده مردی جوان که پیکر نیمه جانش به بیمارستان منتقل شده بود جان سپرد و شناسایی قاتل در دستور کار ماموران پلیس قرار گیرد.
با شروع تحقیقات جنایی مشخص شد مقتول مرد 34 سالهای به نام مهران است که در پایانه اتوبوسرانی اتوبان بسیج مورد حمله قرار گرفته و ضربات چاقویی به قفسه سینه و کتف او زده شده بود.
در ادامه بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی را صادر کرد و تحقیقات در مورد این پرونده همچنان ادامه یافت.کارآگاهان پی بردند زمان حادثه دختر جوانی همراه مقتول بود. به این ترتیب دختر جوان شناسایی شد و گفت: مقتول با دو نفر قرار داشت تا معامله موتور سیکلت انجام دهند، اما دو نفر به او حمله و با چاقو مجروحش کردند و من موضوع را به پلیس و اورژانس اطلاع دادم.
در شاخه دیگری از تحقیقات با بررسی تلفن مقتول مشخص شد افرادی به مهران پیام داده و او را در مورد دختری که همراهش بود بازخواست کرده و در پیام نوشتهاند دختر چرا همراه تو است.
دختر جوان که شاهد قتل بود، امروز با حضور در شعبه یازدهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران به سوالات بازپرس موسی رضازاده پاسخ داد.
این دختر که مدعی است در ماجرای منجر به مرگ نقشی ندارد، گفت: مدتی قبل در فضای مجازی با پسری آشنا شدم. برای خوش گذرانی با هم به مهمانیها و پاررتیهای مختلف میرفتیم. در همین مهمانیها بود که به گل و شیشه معتاد شدم. با شروع اعتیادم خانواده سعی کردند من را ترک بدهند اما وقتی موفق نشدند کم کم طردم کردند و من دایم در پاتوقها و محلهای مصرف بودم. پسری هم که مرا معتاد کرده بود پس از مدتی من را رها کرد و در یکی از پاتوقهایی که به آنها رفت و آمد داشتم با مهران آشتا شدم. مقتول مواد فروش بود و اوایل فقط از او مواد مخدر میگرفتم اما کم کم رابطه ما صمیمی شد و شکل جدی پیدا کرد و از تهیه مواد فراتر رفت. او چند وقت پیش به من شک کرد و گفت تو گل و موادت را از فروشنده دیگری میگیری و به من خیانت میکنی اما من اصلا این کار را نکرده بودم. به هر حال همین اتفاق باعث شد رابطه ما کمی تیره شود. در این بین مهران و فردی که فکر میکرد من مواد را از او میخرم چند بار برای هم پیام فرستاده بودند که البته من از جزییات خبر ندارم.
این دختر جوان که در حال حاضر در بازداشت است، در مورد روز قتل نیز میگوید: زمان حادثه نزدیک یکی از پاتوقها بودیم که مهران به من گفت قرار دارد. بعد در خیابان دو موتورسوار که نمیشناختمشان به او حمله کردند. آنها ابتدا به من گفتند سریع برو و اینجا نمان. وقتی دلیلش را پرسیدم گفتند تو برو ما معامله موتور داریم و کارمان طول میکشد. اما بعد با چاقو به مهران حمله کردند و سوار موتور شدند و رفتند.
با این اظهارات دختر جوان شناسایی مواد فروش دیگری که مقتول به او به چشم رقیب عشقی خود نگاه میکرد و بر اساس گفتههای دختر جوان برایش پیغامی فرستاده بود در دستور کار قرار گرفت. در حال حاضر نیز فرضیه دوئل عشقی به عنوان قویترین فرضیه در دستور کار قرار داد. همچنین براساس فرضیات به نظر میرسید ماجرا رقیب عشقی جدی باشد و مواد فروشی که رقیب مقتول بوده با اجیر کردن دو نفر این حاثه مرگبار را رقم زده است. درحال حاضر این، فقط یک فرضیه جنایی است و حقیقت زمانی آشکار میشود که مواد فروش دوم یا دو حمله کننده به مقتول دستگیر شوند.