برادرم ارثیه‌ام را نداد، انگشتش را بریدم

شروین مرد جوانی است که با برادرش برسر ارثیه درگیر شده و یکی از انگشتان او را قطع کرده است. این متهم درباره علت کاری که کرده و زندگی شخصی‌اش برای سایت جنایی

برادرم ارثیه‌ام را نداد، انگشتش را بریدم

شروین مرد جوانی است که با برادرش برسر ارثیه درگیر شده و یکی از انگشتان او را قطع کرده است. این متهم درباره علت کاری که کرده و زندگی شخصی‌اش برای سایت جنایی توضیح می‌دهد.

*چرا انگشت برادرت را قطع کردی؟

درگیر شدیم. عصبانی شدم و او را زدم. می‌خواستم فقط بزنم قصدم این نبود که انگشتش را قطع کنم.

*چرا با هم درگیر بودید؟

به خاطر ارثیه پدرم. برادرم ارثیه پدرم را به من نمی‌داد.

*چرا نمی‌داد؟

می‌گفت چون پسر بزرگ است سهم بیشتری از ما دارد. وقتی پدرم زنده بود مرتب او را اذیت می‌کرد و می‌گفت باید اموالش را به نام او بکند.

*چرا شکایت نکردی؟

شکایت کردم اما فایده‌ای نداشت مرتب سنگ‌اندازی می‌کرد. ما مدت‌هاست که پرونده داریم.

*می‌دانی حالا باید دیه بدهی؟

من که قصد نداشتم او را اذیت کنم. دیه‌ای هم ندارم بدهم. دارایی من ارثیه پدرم است که برادرم نمی‌دهد.

*شغلت چیست؟

کارگر هستم.

*پدرت چه چیزی برای شما به ارث گذاشته بود؟

یک خانه داشت که مغازه‌ای هم از خانه درآورده بود و کار می‌کرد. برادرم هم خانه را تصاحب کرده و هم مغازه را.

*حالا که بازداشت هستی همسر و فرزندانت کجا هستند؟

خانه پدرزنم هستند. چون من در بازداشت هستم و نمی‌توانم کار کنم که اجازه خانه‌ام را بدهم.

*مادرت دخالتی نمی‌کند؟

برادرم مادرم را بهانه کرده است. او می‌گوید چون از مادرمان نگهداری می‌کند پس کسی حق ندارد ارثیه از او بخواهد.

*می‌توانی رضایت برادرت را بگیری؟

او فقط با من درگیر نیست. تا زمانی که ارثیه را ندهد آشتی در کار نیست.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها