بعد از مرگ بچهام دیگر نمیتوانم با شوهرم زندگی کنم، طلاق میخواهم
لاله و پژمان تصمیم به طلاق توافقی گرفتهاند؛ طلاقی که در آن نه دعوایی اتفاق افتاده نه بیاحترامی صورت گرفته است. لاله برای سایت جنایی از دلایلش برای طلاق
لاله و پژمان تصمیم به طلاق توافقی گرفتهاند؛ طلاقی که در آن نه دعوایی اتفاق افتاده نه بیاحترامی صورت گرفته است. لاله برای سایت جنایی از دلایلش برای طلاق میگوید.
*چرا تصمیم به طلاق گرفتهاید؟
ادامه دادن برایمان ممکن نیست. ما هر دو نیاز داریم مدتی تنها باشیم.
*چه مشکلی دارید؟
ما هیچ وقت با هم دعوا نکردیم و من همیشه شوهرم را دوست داشتم.
*پس چرا میخواهی طلاق بگیری؟
دو سال قبل ما پسر 4 سالهمان را از دست دادیم. پسرمان در استخر خانه مادرشوهرم غرق شد. او با پدرش به خانه مادربزرگش رفته بود که این اتفاق افتاد. بعد از آن من و شوهرم هیچ وقت نتوانستیم با هم حتی سر میز شام بخوریم. ما دیگر در کنار هم نبودیم.
*چرا؟ شوهرت را مقصر میدانستی؟
من همه کار برای زندگیمان و برای پسرم کردم. از اینکه اینطور او را از دست بدهم بسیار ناراحتم.
*شوهرت هم بسیار ناراحت است.
بله مسلما خیلی ناراحت است. او هم پسرش را از دست داده است؛ اما من دیگر نمیتوانم به زندگی مشترک با شوهرم فکر کنم.
*او چطور؟ راضی به طلاق هست؟
ما هر دو به این نتیجه رسیدیم.
*وضع زندگیتان چطور است؟
ما هر دو شاغل هستیم. زندگی خوبی داشتیم و داریم؛ اما دیگر شاد نیستیم. ما با هم خوشبخت نیستیم. حتی در یک ماه گذشته با اینکه در یک خانه زندگی میکردیم همدیگر را ندیدیم.
*فکر نمیکنی بعدا پشیمان شوی؟
نمیدانم. اما میدانم حالا راهی برایمان نمانده است. ما هر دو آسیب دیدهایم و اگر بخواهیم با هم زندگی کنیم فقط همدیگر را عذاب میدهیم. ما برای آرام کردن غممان نیاز به طلاق داریم.