زندگی سیاه زن عاشق در خانه شوهر الکلی
پریا برای جدایی از شوهرش دادخواست طلاق داده است. اوسه سال قبل ازدواج کرد و حالا در آستانه جدایی است. این زن میگوید روزگار آنقدر بر او سخت گذشته که راهی بجز
پریا برای جدایی از شوهرش دادخواست طلاق داده است. اوسه سال قبل ازدواج کرد و حالا در آستانه جدایی است. این زن میگوید روزگار آنقدر بر او سخت گذشته که راهی بجز طلاق ندارد. پریا برای اعتمادآنلاین از دلایل طلاق میگوید.
*چرا میخواهی طلاق بگیری؟
احسان راهی برایم نگداشته دیگر نمیتوانم با او زندگی کنم.
*دلیل اختلاف شما چیست؟
او به مشروب اعتیاد دارد و من به شدت از این مساله ناراحت هستم. حتی چندبار برای ترک اقدام کردیم اما باز هم به سمت مشروب میرود.
*از چه زمانی متوجه اعتیادش شدی؟
وقتی با هم آشنا شدیم، نمیدانستم در چنین وضعیتی است. بعد از ازدواج متوجه شدم چقدر مشروب میخورد.
*زمانی که آشنا شدید هم میدانستی مشروب میخورد؟
بله میدانستم ولی فکر میکردم مثل خیلی افراد فقط در مهمانیها مشروب میخورد. نمیدانستم دائم الخمر است.
*چطور با هم آشنا شدید؟
ما در یک مهمانی آشنا شدیم. دوست یکی از دوستانم بود. بعد رابطه ما خصوصی شد و بعد هم ازدواج کردیم.
*شوهرت کار میکند؟
بله. در یک بنگاه کار میکند. متاسفانه دوستانش او را به این وضعیت انداختند. او همیشه مشروب میخورد و از خود بیخود میشود. چندین بار هم من را کتک زده است.
*فکر میکنی با جدایی اوضاع بهتر میشود؟
دیگر دوستش ندارم. مردی که با همه احساسم به او بله گفتم چندین بار من را کتک زده و من دیگر او را دوست ندارم. برایم مهم نیست چه اتفاقی برایش میافتد.
*خودت بعد از طلاق چه میکنی؟
من ناخنکار هستم. درآمد خوبی دارم. برای خودم زندگی درست میکنم و ادامه میدهم. شاید هم برای مدتی به خانه خواهرم رفتم که تنها نباشم. من پدر و مادرم را از دست دادم و احسان هم روی همین موضوع حساب کرد و من را کتک زد. اما تحمل نمیکنم و میروم.