مترجم زبان فرانسه چگونه به سارق منزل تبدیلش شد؟

مرد تحصیلکرده‌ای که مترجم زبان فرانسه است، بعد از اینکه به خاطر مهریه همسر اولش به زندان رفت، وارد دنیای خلافکاران شد و با راهنمایی برادر همسر دومش دست به

مترجم زبان فرانسه چگونه به سارق منزل تبدیلش شد؟

مرد تحصیلکرده‌ای که مترجم زبان فرانسه است، بعد از اینکه به خاطر مهریه همسر اولش به زندان رفت، وارد دنیای خلافکاران شد و با راهنمایی برادر همسر دومش دست به سرقت از خانه‌های شمال پایتخت زد. گفت‌وگوی سایت جنایی با این سارق را در ادامه بخوانید.

* چرا بازداشت شدی؟

دفعه اول به خاطر مهریه. زمانی که با همسر اولم ازدواج کردم مد بود که مهریه را سال تولد عروس در نظر بگیرند و من هم از این مد مستثنا نشدم. چه می‌دانستم دختری که به من می‌گفت حاضر است برای زندگی با من دنیا را بدهم، یک روز مرا به خاطر مهریه به زندان می اندازد. الان هم که به خاطر سرقت دستگیر شدم.

*چه شد وارد باند سرقت شدی؟

شانسم این بود که وقتی برای مهریه بازداشت شدم، مدت کوتاهی در سلولی افتادم که تنها من بودم که خلافم نپرداختن مهریه بود، بقیه هم سلولی‌هایم سارق بودند. همسرم زمانی که در زندان بودم طلاق گرفت و خانواده‌ام هم هر چه داشتند و نداشتم به او دادند. یکی از هم سلولی‌هایم در زندان شایان بود که الان هم‌جرمم است. او زمانی که فهمید به خاطر مهریه به زندان افتادم، به من پیشنهاد سرقت را داد.

*تو هم قبول کردی؟

اول نه، اما وقتی از زندان آزاد شده و همه دارایی‌هایم را از دست رفته دیدم، تصمیم گرفتم که با شایان همدست شوم.

*همسرت می‌دانست سرقت می‌کنید؟

برادرش سارق بود و زمانی که برای ملاقات برادرش به زندان می‌آمد چندبار او را دیده بودم. شب‌هایی هم که برای سرقت می‌رفتیم، گاهی اوقات بعد از سرقت به خانه شایان می‌رفتیم و من خواهر شایان را آنجا هم دیدم. کم کم به او علاقمند شدم و باهم ازدواج کردیم.

*آیا او هم در سرقت‌ها نقش داشت؟

گاهی اوقات وسایلی را که سرقت می‌کردیم، مثلا طلا یا تابلو فرش‌های گرانقیمت را او می‌فروخت. یک زن راحت تر می تواند این وسایل را بفروشد و کسی به او شک نمی‌کند.

*سرقت‌ها را چطور انجام می‌دادی؟

قبل از اینکه به خاطر مهریه زندانی شوم ورزش می‌کردم. پارکور کار حرفه‌ای بودم، واقعا مثل عنکبوت از دیوار بالا می‌رفتم. من به دو شیوه سرقت را انجام می‌دادم، گاهی اوقات بالکن روی بود که خانه‌های طبقه اول را اول خودم را به بالکنش می‌رساندم و با بریدن شیشه در بالکن‌های طبقه اول وارد می‌شدیم و سرقت می‌کردیم. گاهی اوقات هم از در ورودی وارد می‌شدیم. به این صورت که وقتی در باز می‌شد تا کسی خارج یا وارد شود به این بهانه که مهمان یکی از طبقات هستیم وارد می‌شدیم و بعد هم با شاه کلید در را باز می‌کردیم و سرقت را انجام می‌کردیم.

*در سرقت‌ها نقاب داشتید و حرفه‌ای عمل کرده بودید، چطور شد که دستگیر شدید ؟

از آنجایی که برادر همسرم سارق حرفه‌ای بود، ما کارمان را خیلی خوب انجام داده بودیم. اما از شانس بدم، جلوی دخترم که از ازدواج اولم است، گاهی اوقات شب ها با همسرم یا برادرش در مورد سرقت‌هایمان حرف می‌زدیم. مثلا به همسرم می‌گفتم از دیوار که بالا رفتم، یا با یک حرکت پارکور توانستم خودم را به بالکن برسانم. دختر 6 ساله ام حرف‌هایی را که شنیده بود برای همسر برادرم گفته بود و او هم از روی حسادت به من که یک شبه وضع مالی‌ام خوب شده بود و برادرم همچنان در همان وضعیت بود، ماجرا را لو به پلیس لو داده بود.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها