گفتوگو با سارقی که همسرش او را به پلیس لو داد: دهانم را بیموقع باز کردم، دستگیر شدم
سارق سابقهداری در دعوا با همسرش سرقت از خانه همسایه را جزو افتخاراتش دانست و همسر خود را تهدید به قتل کرد، با مراجعه همسرش به پلیس دستگیر شد.
سارق سابقهداری در دعوا با همسرش سرقت از خانه همسایه را جزو افتخاراتش دانست و همسر خود را تهدید به قتل کرد، با مراجعه همسرش به پلیس دستگیر شد.
به گزارش سایت جنایی، این سارق که با همدستی دوستش سناریوی سرقت از خانه همسایه را اجرا کرده بود در رابطه با جزییات سرقت توضیح داد.
*چه شد تصمیم به سرقت از خانه همسایه گرفتی؟
خانه آنها تجهیزات امنیتی پایین داشت و چند باری که به عنوان مهمان به خانهشان رفته بودیم، متوجه شدم که وضع مالی خوبی دارند به همین دلیل وسوسه شدم از آنها هم سرقت کنم. وقتی از همسرم شنیدم همسایه مسافرت است، بهترین فرصت برای اجرا نقشهام بود.
*خانههای دیگری را هم سرقت کردهای؟
بله، من و همدستم شاگردمان بالکنروی بود. خانههایی که چراغ هایش خاموش بود را انتخاب میکردیم، از طریق بالکن وارد میشدیم و نقشه سرقت را اجرا می کردیم.
*چرا همسرت را تهدید به قتل کردی؟
میخواستم او را بترسانم، من قبلا شرخری میکردم و بزن بهادر محل بودم. اما کم کم که سنم بالا رفت، تصمیم گرفتم دور کار خلاف را خط بکشم. اما شرایط زندگی و پرداخت رد مالهایی که در سوابقم داشتم اجازه نمیداد خلاف نکنم.
*شبی که همسرت را تهدید کردی چه اتفاقی افتاده بود؟
داشتم با بچهام بازی میکردم، مقدار زیادی وسایل بازی روی زمین ریخته بود. همسرم سر این موضوع عصبانی شد و شروع به داد و فریاد کرد. بعد هم که گوشی موبایلم را به بچه دادم که با آن بازی کند، دوباره همسرم غر زد و دعوا راه انداخت.
*بعد چه اتفاقی افتاد؟
من او را کتک زدم و تهدید کردم که اگر دست از اذیت من و بچهام برندارد او را میکشم.
*چه شد که همسرت راز سرقت را فهمید ؟
وقتی تهدید به قتل کردم، گفتم برای من که انقدر حرفهای سرقت میکنم که تو به عنوان همسرم از ماجرا سرقت خانه همسایه باخبر نشدی، کشتن و مخفی کردن جنازه تو هم برایم کاری ندارد.
*پس همسرت بود که رازت را لو داد و باعث دستگیریت شد.
بله، تهدیدهای آن شب و دهانی که بی موقع باز کردم، باعث شد برای چندمین بار راهی زندان شوم.