از همدستم ناراحت بودم، مادرش را با با ماشین زیر گرفتم و کشتم
مجرم سابقهدار که متخصص سرقت موتور و دستبرد به خانهها است با زیر گرفتن مادر همدست سابقش تبدیل به قاتل شد.
مجرم سابقهدار که متخصص سرقت موتور و دستبرد به خانهها است با زیر گرفتن مادر همدست سابقش تبدیل به قاتل شد.
به گزارش سایت جنایی، این متهم مدعی است قصد قتل نداشت. در ادامه مصاحبه با او را بخوانید:
*چرا مادر همدستت را زیر گرفتی؟
چون فکر کردم همدست سابقم در خانه پنهان شده است. درصورتیکه خانوادهاش درست میگفتند و او در زندان بود. من حرفشان را باور نکردم چون گمان میکردم میخواهند او را پنهان کنند تا مبادا من بلایی برسرش بیاورم.
*چرا با او اختلاف داشتی؟
فکر میکردم محمد دوستم است، اما دشمنم بود. ما زمانی با هم خیلی رفیق بودیم و با یکدیگر خلاف میکردیم. از سرقتهای خرد گرفته تا دستبرد به خانهها و در همان جرایم با هم دچار اختلاف شدیم.
*دلیل اختلافتان چه بود؟
هم بر سر تقسیم اموال مسروقه و هم رفتارهای محمد با او به اختلاف خوردم. من از خلافکاران دیگر و همدستانم در سرقت میشنیدم که محمد پشت سر من بدگویی کرده است. در نهایت تصمیم گرفتم راهم را از او جدا نکنم. دیگر نمیخواستم با او کار کنم، برای همین سراغ همدستان جدید رفتم اما در همان دوران پلیس دستگیرم کرد. برای همین فکر کردم محمد مرا لو داده است. همین موجب شد تا او کینه به دلم بگیرم. منتظر بودم هرچه زودتر آزاد شوم و سراغ محمد بروم
*خبر نداشتی او هم دستگیر شده است؟
نه چون من زندان قزل حصار بودم و او را به زندان تهران بزرگ انتقال داده بودند.
*از روز حادثه، تعریف کن که چه اتفاقی رخ داد؟
برای آزادی از زندان و انتقام از محمد لحظه شماری میکردم. بالاخره روز آزادی رسید و مستقیم رفتم سراغ محمد. زنگ خانهاش را زدم اما مادر و خواهرش گفتند که او دستگیر شده و زندان است. حرفشان را باور نکردم. با خود گفتم دروغ میگویند و نمیخواهند محمد را به من نشان بدهند اما من باید هر طور شده حسابش را کف دستش میگذاشتم.
*چطور میخواستی حسابش را کف دستش بگذاری؟
همان روز نقشه کشیدم و ماشین دوستم را امانت گرفتم البته پلاکش را مخدوش کردم. بعد برگشتم جلو خانه محمد، با خود گفتم ،عمدا مادرش را زیر میگیرم تا این اتفاق موجب شود، محمد خودش را نشان دهد و به خاطر مادرش، از خانه بیرون بیاید. نقشهام این بود که مادرش به صورت سطحی زخمی شود اما این تصادف، موجب مرگ مادرش شد و من از آن روزی که این اتفاق افتاده، به شدت عذاب وجدان دارم چون مادر محمد گناهی نداشت.