درخواست طلاق به خاطر مخالفت شوهر با بچهدار شدن
گلنوش و همسرش، محسن تصمیم دارند از هم جدا شوند. هرچند طلاق توافقی است اما محسن راضی به این جدایی نیست. گلنوش برای اعتمادآنلاین از دلایل اصرارش بر طلاق میگوید.
گلنوش و همسرش، محسن تصمیم دارند از هم جدا شوند. هرچند طلاق توافقی است اما محسن راضی به این جدایی نیست. گلنوش برای اعتمادآنلاین از دلایل اصرارش بر طلاق میگوید.
*چه مدتی است که با همسرت زندگی میکنی؟
ما سه سال قبل ازدواج کردیم.
*از قبل همدیگر را میشناختید؟
بله. محسن دوست شوهرخواهرم بود. به خانه خواهرم رفت و آمد داشت. من هم آنجا با او آشنا شدم.
*زندگی مشترک بر شما چطور گذشت؟
زندگی مشترک خوب نبود. چون همیشه مجبور بودم در برابر او کوتاه بیایم و این مساله خیلی من را اذیت میکرد.
*به خاطر اینکه شوهرت گذشت ندارد، میخواهی طلاق بگیری؟
نه. مساله این نیست ما سر خیلی از مسایل با هم مشکل داریم. مثلا اینکه بعد از سه سال من میخواهم بچهدار شوم اما همسرم میگوید مسئولیت بچه را قبول نمیکند. میگوید اگر بچهدار میشوی باید خودت بزرگش کنی. این اصلا شدنی نیست. شوهرم به مهاجرت فکر میکند. میخواهد برود اما من دوست ندارم بروم.
*اما شوهرت میگوید حاضر است از خواستههایش به خاطر تو گذشت کند.
اینطور نیست. او چون نمیتواند جدایی را تحمل کند، اینطور میگوید. تا به حال چندبار این مساله را به من گفته و به محض اینکه اوضاع آرام شده و من از طلاق پشیمان شدم او هم دوباره خواستههایش را شروع کرده است. من حق دارم بچه داشته باشم و پدر بچهام او را دوست داشته باشد. من میخواهم زندگی طبیعی داشته باشم و شوهرم هم دوست دارد مدل خودش زندگی کند. ما اگر حالا جدا نشویم چند سال دیگر جدا میشویم.
*چرا چنین فکری میکنی؟
چون راه زندگی شوهر من جداست. خواهر و برادرش در ایران زندگی نمیکنند و او هم تحت تاثیر آنهاست. ما مجبور هستیم از هم جدا شویم و اگر حالا اتفاق بیفتد بهتر از زمانی است که بچه داریم. اینکه بچهای پدری داشته باشد که از به دنیا آمدن او خوشحال نیست مصیبتی است که جبران نمیشود.