دو خواهر پدرشان را ربودند

دو خواهر که پدر خود را ربوده بودند، دستگیر شدند.

دو خواهر پدرشان را ربودند

دو خواهر که پدر خود را ربوده بودند، دستگیر شدند.

به گزارش سایت جنایی، در روزهای اولیه امسال پسر جوانی به اداره پلیس رفت و از ناپدید شدن پدر میانسالش خبر داد. پسر جوان گفت: پدر و خواهرم ساکن یکی از کشورهای اروپایی هستند. و برای عید به ایران آمدند. پدرم یک روز بیرون رفت و دیگر بازنگشت. زمانی که از خواهرم، میترا سراغ پدرم را گرفتم، گفت در بین راه از هم جدا شدند و بعد از آن خبری از بابا ندارد. شاید پدرم را با توجه به اینکه کارخانه‌دار است و وضع مالی خوبی دارد، ربوده باشند.

با شکایت پسر جوان بازپرس احسان شکیب‌نژاد دستورات لازم برای یافتن مرد 65 ساله به نام حجت را صادر کرد و تیم پلیس به عنوان یکی از اقدامات ابتدایی از میترا تحقیق کرد. میترا در تحقیقات مدعی شد: با پدرم برای خرید از خانه خارج شدیم و بعد از انجام کار، پدرم از من جدا شد و دیگر خبری از او ندارم.

با توجه به اظهارات دختر جوان و از آنجایی که مرد گمشده، وضع مالی خوبی داشت فرضیه آدم ربایی قوت گرفت. اما بررسی‌ها نشان داد حجت اختلافی با کسی نداشته و از طرفی هیچ تماسی هم برای دریافت پول و اخاذی از سوی آدم ربایان احتمالی صورت نگرفته بود.

به همین دلیل فرضیه آدم‌ربایی کم کم رنگ باخت، اما تحقیقات برای یافتن مرد میانسال همچنان ادامه یافت. سرانجام پنجم روز پس از ناپدید شدن، حجت با پای خودش به دادسرای امور جنایی پایتخت رفت و از دو دخترش به خاطر آدم ربایی شکایت کرد.

حجت به بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی گفت: آخرین روزی که با میترا از خانه خارج شدیم ناگهان دختر دیگرم، مینا جلوی پایمان توقف کرد. من و میترا سوار ماشین شدیم و مینا به سمت خارج از شهر که کارخانه‌ام بود، رفت. کارخانه‌ را مدتی قبل به خاطر مشکلاتی که داشتم تعطیل کرده بودم و به جایی متروکه تبدیل شده بود.

او ادامه داد: در حالی که باورم نمی‌شد دو دخترم با تهدید دست و پایم را بستند و هر چند ساعت یکبار برایم غذا می‌آوردند و به من سر می‌زدند. چهار روز در همان وضعیت بودم که درنهایت آنها مرا به خانه بردند و تهدید کردند که حق ندارم در رابطه با کاری که کردند حرفی بزنم و اگر چیزی بگویم آنها مدعی می شوند که من داستان سرایی کرده و دروغ گفته ام.

به‌دنبال این اظهارات، بازپرس پرونده دستور بازداشت دو دختر مرد کارخانه‌دار را صادر کرد.. میترا و مینا که در برابر گفته‌های پدرشان و مدارک پلیسی که بر آن اساس جمع‌ آوری شده بود قرار گرفتند به ربودن پدر خود اعتراف کردند. میترا گفت: برادرمان دانشجوی مقطع لیسانس است ولی به خاطر اعتیادی که پدرم دارد نتوانسته درسش را تمام کند. از طرفی پدرم در خانه بزم راه می اندازد و دوستانش را برای مصرف مواد دعوت می‌کند. حضور آنها در خانه ما، این ترس را برای من و خواهرم بوجود آورد که نکند برادرمان هم به مواد مخدر اعتیاد پیدا کند.

او ادامه داد: برای همین خواستم تا وقتی در ایران هستم پدرم را ترک بدهیم و خیالمان از بابت برادرم راحت شود و بتواند به راحتی زندگی کند. قبل از این نیز چندین بار پدرم را برای ترک به کمپ برده بودیم اما هر بار بی فایده بود. این بار برای ترک اعتیاد به چند کمپ سر زدیم، اما تمامی آنها گفتند آخر سال است و پذیرش ندارند، اولین تاریخی که پذیرش دارند را اردیبهشت اعلام کردند، اما من تا آن زمان نمی توانستم در ایران بمانم، از طرفی هم میخواستم تا وقتی هستم کار را تمام کنم. بنابراین تصمیم گرفتیم خودمان پدرمان را ترک بدهیم. با مینا، او را به کارخانه متروکه خودمان بردیم، دست و پایش را بستیم تا ترک کند. ما تصور نمی‌کردیم محمد نبودن پدرمان را گزارش دهد و تصمیم داشتیم تا ترک کامل، پدرمان را نگهداریم. اما محمد ماجرا را به پلیس گفت و ما که متوجه شدیم ربودن او دردسر بوجود آورده است، تصمیم گرفتیم پدرم را آزاد کنیم.

در حال حاضر به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران هر دو دختر که مدعی هستند با انگیزه ترک دادن پدرشان او را ربوده و حبس کرده‌اند، بازداشت هستند و تحقیقات ادامه دارد

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها