قتل همسر با خوراندن قرص میگرن
۲۹ آبان سال ۱۳۹۸ راز یک پرونده جنایی در یکی از بیمارستانهای غرب تهران آشکار شد. آن روز سجاد همسرش زهرا را به بیمارستان برد و ادعا کرد که زنش بهدلیل مصرف
۲۹ آبان سال ۱۳۹۸ راز یک پرونده جنایی در یکی از بیمارستانهای غرب تهران آشکار شد. آن روز سجاد همسرش زهرا را به بیمارستان برد و ادعا کرد که زنش بهدلیل مصرف قرص ناشناسی مسموم شده. تلاشهای کادر درمان آغاز شد اما موفق نبود و زهرا جان خود را از دست داد.
به گزارش سایت جنایی، سجاد مدعی شد زهرا با خوردن قرص برنج که از عطاری خریده جان داده. او آنقدر ضدونقیض حرف زد که باعث شک مأموران شد. سجاد بازداشت شد و گفت او همسرش را وادار کرده قرص برنج بخورد. وقتی پلیس علت این کار را از او پرسید، گفت: «زندگی خوبی داشتیم اما مدتی بود به مواد مخدر معتاد شده بودم. چندماهی میشد که با دختر جوانی بهنام شهین آشنا شده بودم و قصد داشتم با او ازدواج کنم. به همین خاطر اول تصمیم به جدایی از همسرم گرفتم اما وقتی مخالفت کرد، نقشه قتلش را کشیدم. همسرم مدتی بود سردردهای میگرنی داشت. به همین خاطر دنبال داروی گیاهی برای درمان سردردهایش میگشت. با خرید قرص برنج از عطاری، آن را پودر کردم و داخل کپسول ریختم و روی میز آشپزخانه گذاشتم. همسرم که فکر کرده بود همان قرصی است که برای درمان میگرنش خریده آن را مقابل چشمان من خورد. بلافاصله پشیمان شدم و گفتم باید قرص را بالا بیاورد اما او قبول نمیکرد. او را وادار به استفراغ کردم. زهرا از رفتارم متعجب شده بود. به دروغ گفتم قرص بوی بدی داشته وبه آن مشکوکم. همان موقع به عطاری رفتم تا دارویی برای خنثی کردن قرص برنج پیدا کنم ولی مرد عطار گفت چنین دارویی وجود ندارد. سپس همسرم را با آمبولانس به بیمارستان بردم و مدعی شدم او داروی اشتباهی خورده. پزشکان معده همسرم را شستوشو دادند و او را به اتاق عمل بردند اما در اتاق عمل جان سپرد». این مرد به قصاص محکوم و چندی قبل اعدام شد.
قتل برادر با چکش
بهمن سال ۱۴۰۲ مردی به یکی از کلانتریهای تهران رفت و گفت یکی از دوستانم به نام متین مدتی است مفقود شده و خانوادهاش از او خبر ندارند. تلفن همراهش نیز خاموش است. با ثبت شکایت و تشکیل پرونده در دادسرای ناحیه ۲۷ (امور جنایی_ ویژه قتل)، تیمی از کارآگاهان اداره چهارم پلیس آگاهی تهران بزرگ وارد عمل شدند و در اولین قدم از سازمان پزشکی قانونی و بیمارستانها استعلام گرفتند اما ردپایی به دست نیاوردند. خانواده متین به پلیس گفتند او مجرد و در یک تعمیرگاه کامیون مشغول کار بوده و با یکی از برادرهای خود بهنام مسعود اختلافات ملکی به ارزش ۴۰۰میلیارد تومان داشته. همین موضوع باعث شک پلیس شد. پلیس با بررسی فنی و مخابراتی متوجه شد روزی که تلفن همراه متین خاموش شده، با مسعود در اسلامشهر قرار داشته. همین امر باعث دستگیری مسعود شد. مسعود وقتی با شواهد پلیس روبهرو شد، در اعترافاتش گفت: «چند سال پیش یک زمین ۳۰۰۰هکتاری خریدیم که قیمت آن ۸۰۰میلیارد تومان بود. این اواخر بهخاطر اجاره خانه بهشدت دچار مشکلات مالی شده بودم و پیشنهاد دادم زمین را بفروشیم اما برادرم قبول نمیکرد. بنابراین دچار اختلاف شدیم. روز حادثه با او در تعمیرگاه
قرار ملاقات گذاشتم که با یکدیگر بحث کردیم. در یک لحظه چکشی را که روی میز قرار داشت برداشتم و یک ضربه بهسرش وارد کردم. مسعود روی زمین افتاد و فوت شد».
کشتن همسر با سیم برق
سال ۱۳۹۸ مردی با وصل کردن سیم برق همسرش را کشت و بعد خانه را به آتش کشید تا راز جنایتش فاش نشود. قربانی نوعروسی بود که مراسم عروسیاش قرار بود ۲۰روز دیگر برگزار شود. روز بعد از حادثه، قاتل برای گمراه کردن پلیس، جسد همسرش را همراه با لوازم خانه به آتش کشید و سپس با آتشنشانی تماسگرفت. پلیس وقتی به صحنه رسید با مشاهده آرامش عجیب مرد جوان به او مشکوک شد و تحقیقات را آغاز کرد. مرد جوان گفت: «۲۰ روز به ازدواجمان مانده بود و همسرم مدام بهانه میآورد و میگفت لباس و ماشین عروس باید گرانقیمت باشد. از این رفتارش خسته شده بودم اما او را دوست داشتم ومدام کوتاه میآمدم.خانوادهاش به شهرستان رفته بودندوتنها بودیم.مشغول حرف زدن بودیم که دوباره دعوایمان شد. از شدت عصبانیت، دستگاه برقی را که مربوط به کارم بود برداشتم. یک سمت آن را به سهراهی زیر تختخواب زنم زدم و طرف دیگر را که سیم بدون عایق بود برداشتم و سمت بدنش گرفتم و از شدت عصبانیت ۱۰ثانیه آن را به بدنش چسباندم که بیهوش شد. وقتی به خودم آمدم دیدم فوت کرده. نمیدانستم با جسدش چه کنم. با صحنهسازی ملحفه را رویش انداختم و بعد لپتاپ و سیم آن را روی جسد گذاشتم و
کبریت زدم که آتشسوزی از تخت شروع شد.
به پارکینگ آمدم و مشغول جمعآوری وسایل شدم تا کسی به من شک نکند اما با بررسیهای پلیس به دام افتادم».