سارق خشن سعادت آباد: می‌خواستیم رابین هود بازی دربیاوریم

مرد جوانی که در روزهای اخیر تصویرش به خاطر سرقتی که انجام داده بسیار دست به دست شده است، پنج روز  پس از یکی از آخرین سرقت‌هایش دستگیر شد.

سارق خشن سعادت آباد: می‌خواستیم رابین هود بازی دربیاوریم

مرد جوانی که در روزهای اخیر تصویرش به خاطر سرقتی که انجام داده بسیار دست به دست شده است، پنج روز پس از یکی از آخرین سرقت‌هایش دستگیر شد.

به گزارش سایت جنایی، این متهم با همدستی دو دوستش نقشه گوشی‌قاپی‌های سریالی را طراحی کرده بودند با پای پیاده سرقت‌هایشان را انجام داده است، در ادامه مصاحبه با او را بخوانید:

*خودت و همدستانت چند سال دارید؟

من و دو همدستم هر سه 20 سال داریم.

*چه شد که سه پسر بیست ساله تصمیم به سرقت گرفتند؟

صاحب کارمان پولمان را نمی‌داد، ما هم به پول نیاز داشتیم به همین خاطر سرقت کردیم.

*با همدستانت چطور آشنا شدی؟

هم شهری هستیم از شهرستان برای کار به تهران آمده بودیم و در ساختمانی نیمه کاره مشغول بودیم.

*چرا سرقت را انتخاب کردی؟

نمی‌خواستم فقط سرقت کنم، می خواستم مشهور هم بشوم‌

*یعنی چه؟

می‌خواستیم خلافکار معروفی باشیم و هم اینکه لوتی مسلک باشیم و مثل مجید سعادت رابین‌هود بازی دربیاوریم.

*مجید سعادت چه کسی است؟

مجید سارقی بود که معروف شد، از اموالی که سرقت می کرد به نیازمندان کمک می کرد و حتی اگر کسی از اعضای باندش به زندان می‌افتاد پول جمع آوری می‌کرد تا ردمال متهم را بدهد و او را از زندان آزاد کند.

*اما عاقبت خلاف زندان است و تو هم الان بازداشت شدی.

به هر حال هر چیزی تاوانی دارد. مشهور شدن و خلافکار حرفه‌ای بودن هم یکسری دردسر دارد.

*از سرقت‌هایت بگو، چطور سرقت می‌کردی؟

پای پیاده ما هیچ وسیله ای نداشتیم.

*فیلمی از تو در فضای مجازی منتشر شد، آن را دیده‌ای؟

بله، همان سرقت شد آخرین سرقت ما و فکر می‌کردم با توقف سرقت‌ها پلیس نمی‌توانتد ما را دستگیر کند.

*چه شد دختر جوان را برای سرقت انتخاب کردید؟

خیلی اتفاقی. آن روز از صبح دنبال سوژه بودیم اما کسی را پیدا نمی‌کردیم تا اینکه دختر جوان را در خیابان دیدیم که مشغول صحبت با تلفن همراهش بود و در یک لحظه تصمیم به سرقت گرفتیم.

*سرقت ها را به چه صورت انجام می‌دادید؟

از آنجایی که من خیلی سریع می‌دوم و کسی به گرد پایم نمی‌رسد به عنوان سارق جلو می‌رفتم و دو دوستم که سلاح سرد داشتند کمی عقب‌تر از من می‌ایستادند. من در چشم برهم زدنی گوشی را سرقت می‌کردم و دو دوستم هم به عنوان محافظ منتظر می‌ماندند که رهگذران و کسبه مانع کار نشوند و درصورتی که مردم وارد می‌شدند، آنها با تهدید چاقو دور می‌کرد تا راه را برای فرار من باز شود.

*اگر در جریان سرقت بلایی سر کسی می‌آمد یا اتفاقی برای مالباختگان می‌افتاد، چه می‌کردید؟

واقعا شانش آوردیم که سر این خانم و بقیه به جایی نخورد و همه زنده هستن گد.

*چه مدت است که این کار را می کنید؟

مدت زمان زیادی نیست، حدود یک ماه است.

*گوشی را چکار کردی؟

8 میلیون تومان فروختم.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها