شیکپوشی و چربزبانی، ابزار شیاد حرفهای که فروشندگان فروشگاههای لوکس را طعمه میکرد
مرد شیاد که با شیکپوشی و چربزبانی طعمههایش را به تله میانداخت برای بار دوم دستگیر شد.
مرد شیاد که با شیکپوشی و چربزبانی طعمههایش را به تله میانداخت برای بار دوم دستگیر شد.
به گزارش سایت جنایی، از مدتی قبل مردی جوان به نام بیژن با ظاهری شیک و مرتب، لبخندی فریبنده و زبانی شیرین در فروشگاههای لوکس و پررفتوآمد در مناطق شمالی پایتخت، دنبال جلب اعتماد فروشندگان و شکار آنها بود. این مرد ۳۴ ساله، که به نظر میرسید سالها در هنر سخنوری و جلب توجه مهارت کسب کرده است، با دقت و برنامهریزی، فروشگاههایی را هدف قرار میداد که عمدتاً بانوان در آنجا به عنوان فروشنده و صندوقدار مشغول به کار بودند. او از ابتدا با قدمهایی مطمئن و رفتاری محترمانه وارد مغازهها میشد، با لحنی گرم و دوستانه با فروشندگان گفتوگو و بهسرعت اعتماد آنها را به خود جلب میکرد. این تنها مقدمهای بود برای اجرای نقشهای که با ظرافت طراحی شده بود.
بیژن که در طرح ویژه پلیس آگاهی تهران دستگیر شده است، با آرامش و خونسردی توضیح میدهد: «من با دقت فروشگاههایی را انتخاب میکردم که اجناس گرانقیمت و لوکسی داشتند. وارد مغازه میشدم، با فروشندگان گپوگفتی دوستانه راه میانداختم و بهتدریج اعتمادشان را به دست میآوردم. سپس، با دقت و وسواس، مقادیر زیادی از کالاهای گرانقیمت مثل پوشاک برند، زیورآلات یا لوازم الکترونیکی را انتخاب میکردم. در لحظهای که نوبت به پرداخت میرسید، با یک حرکت سریع و ماهرانه، فیشی جعلی را به جای فیش واقعی پرداخت به فروشنده نشان میدادم. این فیشهای جعلی بهقدری حرفهای طراحی شده بودند که هیچکس در نگاه اول به آنها شک نمیکرد. این فیشها، مهر تأییدی بودند بر خریدی که در واقع هرگز پولی برای آن پرداخت نشده بود.»
به گفته خودش او با لبخندی که گویی نشان از پیروزی داشت، از فروشگاه خارج میشد، در حالی که فروشندگان ساده و بیخبر از کلاهبرداری انجامشده، او را با احترام بدرقه میکردند. اما این پایان ماجرا نبود. بیژن با زیرکی، نقشهاش را یک قدم جلوتر میبرد. او میگوید: «بعد از هر سرقت، سعی میکردم ارتباطم را با فروشندگان حفظ کنم. معمولاً شماره تلفن آنها را میگرفتم و با تماسهای مکرر یا پیامهای دوستانه، رابطهای صمیمیتر ایجاد میکردم. هدفم این بود که آنها را از پیگیری شکایت منصرف کنم. با چربزبانی و رفتار محترمانه، کاری میکردم که حتی به فکر شکایت نیفتند. اما اگر کسی سرسخت بود و قصد داشت موضوع را از طریق قانونی پیگیری کند، لحنم تغییر میکرد و تهدیدهایم را شروع میکردم، مثلاً میگفتم: اگر شکایت کنی، میدانم کجا کار میکنی و میآیم سراغت! این تهدیدها معمولاً کافی بود تا فروشندگان از ترس، سکوت کنند و از پیگیری صرفنظر کنند.»
این مجرم متبحر با این شیوه، موفق شده بود دستکم ۵۰ نفر از شهروندان را در مناطق مرفهنشین تهران، از جمله مناطق ۱، ۲، ۳ و ۴، فریب دهد و اموالی به ارزش تقریبی ۱۰۰ میلیون تومان به جیب بزند. او با اعتمادبهنفس عجیبی اعتراف میکند: «این اولین بار نیست که گرفتار قانون میشوم. در واقع، این دومین بار است که دستگیر میشوم. بار اول هم به همین شیوه عمل کرده بودم، اما ظاهراً درس عبرت نگرفتم.»
به گفته خودشاولین بار هم به جرم سرقت بازداشت شدم، ولی این بار تصمیم گرفتم، شیوهاش را کمی تغییر دهم. با همه اتفاقات و شکایاتی که از او شده معتقد است قصدش آزار و اذیت خانمها نبوده. فقط اگر با آنها ارتباط داشته، فقط برای این بوده که مانع از شکایت قربانیان مالی خود شود وگرنه هیچ نیت دیگری نداشته. حتی در ادامه این ادعا میگوید:«اگر متوجه می شدم که هر کدام از آنها قصد شکایت ندارند، بلافاصله ارتباطم را با آنها قطع می کردم.»
در نهایت این متهم پس از حضور تعدادی از شاکیان در پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران و طرح شکایتشان تحت تعقیب قرار گرفت. کارآگاهان با بررسی شواهد، سرانجام او را شناسایی کردند و پس اخذ مجوز قضایی، این مجرم دستگر کردند و در نهایت به کلاهبرداریهای متعدد اعتراف کرد.
در تحقیقات پلیسی هم مشخص شد این کلاهبردار حرفهای با استفاده از تکنیکهای روانشناختی و فیشهای جعلی، نهتنها اعتماد فروشندگان را به بازی میگرفت، بلکه در مواردی با تهدید و ارعاب، راه هرگونه پیگیری قانونی را نیز میبست.
حالا که او در بازداشت به سر میبرد، پلیس آگاهی تهران در حال بررسی پروندههای مشابه است تا مشخص شود آیا افراد دیگری هم قربانی این شکارچی اعتماد شدهاند یا خیر. این ماجرا بار دیگر نشان داد که در دنیای پیچیده امروز، هوشیاری و دقت در برابر افراد بهظاهر موجه، بیش از پیش اهمیت دارد.
همچنین پلیس میگوید فروشندگان و صاحبان کسبوکارها باید بیش از گذشته در بررسی تراکنشها و هویت مشتریان خود دقت کنند تا از دام چنین کلاهبردارانی در امان بمانند.