درخواست طلاق از مردی که به بیماری سوء ظن مبتلا است
پریسا بعد از سالها زندگی مشترک تصمیم به طلاق گرفته است. او برای اعتمادآنلاین از زندگی مشترک میگوید.
پریسا بعد از سالها زندگی مشترک تصمیم به طلاق گرفته است. او برای اعتمادآنلاین از زندگی مشترک میگوید.
*چطور با شوهرت آشنا شدی و چند سال پیش ازدواج کردید؟
ما ۱۸ سال پیش ازدواج کردیم. احمد از آشنایان ما بود. من تازه دانشگاه را تمام کرده بودم که با هم ازدواج کردیم.
*در این مدت زندگی چطور گذشت
خیلی سخت گذشت. اشتباه کردم. باید زودتر طلاق میگرفتم.
*چرا آنقدر سخت گذشت؟
احمد آدم بدبینی بود. هر کاری میکردم به من شک میکرد. حتی یکبار به خاطر اینکه با پسرخالهام تلفنی صحبت کرده بودم، از من شکایت کرد و پرونده تشکیل داد. کاری کرده که هیچکس نزدیک من نمیشود. نمیتوانم به خانه برادرانم رفت و آمد کنم و با برادرزادههایم ارتباط داشته باشم.
*بچه هم دارید؟
بله دو پسر دارم که خدا را شکر بزرگ شدهاند.
*چرا شوهرت به تو سوء ظن دارد؟
بیمار است. آدم سالم که با زنش اینطوری نمیکند. نگذاشت من کار کنم. گفت بچه بزرگ کن. اجازه نداد با خانواده رفت و آمد کنم. حتی یکبار کتکم زد.
*چرا این مدت ماندی و تحمل کردی؟
به خاطر بچهها بود.
*حالا نظر بچهها چیست؟
میگویند طلاق بگیر. آنها هم عاصی شدند.
*بچهها کجا میمانند؟
انتخابشان ماندن با من است.