دستگیری بازیگر جوان به جرم سرقت‌های سریالی

پسر جوانی که به اتهام موبایل قاپی در اولین اقدام مجرمانه خود دستگیر شده، از رفتار خود پشیمان است و می‌گوید توبه می‌کند.

دستگیری بازیگر جوان به جرم سرقت‌های سریالی

پسر جوانی که به اتهام موبایل قاپی در اولین اقدام مجرمانه خود دستگیر شده، از رفتار خود پشیمان است و می‌گوید توبه می‌کند.

این پسر ۱۹ ساله که خانواده‌ای خلافکار دارد، می‌گوید: بچه طلاق هستم و اشتباه کردم که خلاف کردم. در ادامه مصاحبه با او را بخوانید:

*از خانواده‌ات بگو. مگر چه شرایطی داشتند؟

محیطی که در آن بزرگ شدم آلوده بود. پدرم مافیای مواد‌مخدر بود. در زمینه خرید و فروش اسلحه هم فعالیت داشت. به همین دلیل مادرم از پدرم جدا شد. خانواده مادرم فرهنگی و تحصیلکرده‌اند برعکس خانواده پدری‌ام. البته یک دلیل دیگر هم وجود دارد که باعث شده من الان اینجا باشم.

*چه دلیلی؟

شکست عشقی. من عاشق دختری بودم که قرارمان ازدواج بود. او هم عاشق من بود، وقتی مرا روی صحنه تئاتر می‌دید، تشویقم می‌کرد اما خانواده‌اش با ازدواج ما مخالفت کردند. می‌دانید چرا؟ چون پدرم قاچاقچی اعدامی بود. بعد از مدتی دختر موردعلاقه‌ام ‌ با یک ورزشکار ازدواج کرد. از همان زمان نسبت به مردان ورزشکار، کینه عجیبی به دل گرفتم.

*برای همین از ورزشکاران سرقت می‌کردی؟

بله. دلم می‌خواست حالشان را بگیرم.

*سرنوشت پدرت به کجا رسید؟

در زندان است. چند سال قبل با محموله هروئین و شیشه دستگیر شد. 3 اسلحه هم همراهش بود. دادگاه حکم اعدام به او داد اما آنقدر رفتیم و آمدیم تا اینکه حکم اعدام او شکسته و به حبس ابد تبدیل شد. باز هم درخواست عفو کرد تا اینکه در نهایت حکمش شد 25سال حبس. هرچند سند گذاشت و آزاد شد اما در یکی از خیابان‌های جنوب تهران با افرادی درگیر شد و آنها را به رگبار بست. خوشبختانه همه زنده ماندند و پس از این اتفاق، پدرم دوباره دستگیر و روانه زندان شد.

*از شیوه و شگرد سرقت‌هایتان بگو.

در خیابان‌ها پرسه می‌زدیم و مردان ورزشکاری را که آیفون داشتند ‌ شناسایی می‌کردیم ‌و گوشی‌هایشان را می‌قاپیدیم.

*خودت هم ورزشکاری؟

کشتی و کیک‌بوکسینگ کار می‌کردم. درست است در خانواده خلافکار بزرگ شده‌ام اما بازیگر تئاتر هستم؛ طالع سیاه خانواده‌ام مرا به این راه کشاند.

*حرف آخر؟

به جان مادرم، به محض اینکه آزاد شوم، توبه می‌کنم و دور خلاف را خط می‌کشم. کار تئاتر را به‌صورت حرفه‌ای ادامه می‌دهم. همه دایی‌هایم فرهنگی و آدم حسابی هستند. یکی از آنها نویسندگی می‌کند و دیگری گروه استعدادیابی تئاتر دارد. پای مادرم را می‌بوسم و یک انسان دیگر می‌شوم.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها