طلاق؛ عاقبت ازدواج برای فرار از شکست عاطفی

علی و مهسا تصمیم گرفتند از هم جدا شوند. مهسا درباره علت این جدایی می‌گوید.

طلاق؛ عاقبت ازدواج برای فرار از شکست عاطفی

علی و مهسا تصمیم گرفتند از هم جدا شوند. مهسا درباره علت این جدایی می‌گوید.

*چطور شد که تصمیم به طلاق گرفتی؟

این یک تصمیم دوطرفه بود ما با هم به این نتیجه رسیدیم که جدا شویم.

*چرا ؟

ما اشتباه کردیم که با هم ازدواج کردیم. ما چ هر دو از یک رابطه آسیب زا بیرون آمده بودیم. برای اینکه تنها نباشیم به هم نزدیک شدیم و ازدواج کردیم اما اشتباه بود.

*بچه هم دارید؟

بچه نداریم. یک سال است که ازدواج کرده‌ایم اما کلا دو ماه با هم زندگی کردیم.

*پس کجا زندگی می کردید

ما یک خانه مشترک داشتیم بیشتر اوقات هر کدام از ما پی زندگی خودش بود.

*یعنی شما با علاقه به هم زندگی نکردید؟

نه. ما اصلا همدیگر را دوست نداشتیم و دوست هم نداریم.

*سعی کردی این زندگی را نجات دهی؟

به هر حال پیش روانشناس رفتیم این روند دادگاه است اما خب هر دو می‌دانستیم که تصمیم به بازگشت به زندگی مشترک نداریم.

*از کی متوجه این ماجرای شدی؟

همان اول می‌دانستم اشتباه کردم ازدواج کردم چون اصلا علاقه‌ای به همسرم نداشتم. ما هیچکدام از رابطه گذشته بیرون نیامدیم. اثرات آن شکست هنوز با من است و شوهرم هنوز به همان دختر فکر می‌کند.

*خانواده‌ات خبر دارند؟

بله خبر دارند. ولی مخالفتشان تاثیری ندارد. من کار خودم را می‌کنم.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها