ربودن دانشجوی دندانپزشکی برای امضای قرارداد عجیب
دانشجوی دندانپزشکی که مدعی است در تله دو مرد تبهکار افتاده است در شکایتی ماجرای ربوده شدنش را تعریف کرد و خواستار دستگیری متهمان شد.
دانشجوی دندانپزشکی که مدعی است در تله دو مرد تبهکار افتاده است در شکایتی ماجرای ربوده شدنش را تعریف کرد و خواستار دستگیری متهمان شد.
به گزارش سایت جنایی، چند روز قبل پسر جوانی نزد پلیس رفت و از ربوده شدن 4 ساعته خود خبر داد و گفت: دانشجوی رشته دندانپزشکی در یکی از کشورهای همسایه هستم، همزمان به کار صادرات محصولات کشاورزی مشغولم تا مخارجم تامین شود. چند سال قبل، فردی که خودش را از افراد بانفوذ معرفی میکرد، فرد دیگری را به من معرفی کرد، فردی که به من معرفی شده بود سرمایه دار بود و گفت قصد سرمایه گذاری در تجارت من را دارد. همینطور هم شد مدتی بعد از آشنایی، او سرمایهای در اختیارم قرار داد و سودش را دریافت می کرد. اما شراکت من و او تنها در سود بود، اگر به هر دلیلی با مشکل مواجه می شدیم و ضرر می کردیم، هیچ هزینه ای بابت این ضرر نباید میپرداخت.
این شاکی ادامه داد: پارسال در این مورد صحبت کردم و گفتم به نظرم بهتر است در سود و ضرر شریک باشد، از او خواستم قراردادی جدیدی تنظیم کنیم که در سود و ضرر باهم شریک باشیم تا به نفع هر دو ما باشد و شراکتمان بیشتر ادامه پیدا کند. سرمایه گذار هم قبول کرد و با هم در دفترش قرار گذاشتیم، اما زمانی که برای امضای قرار داد جدید به دفترش رفتم در کمال ناباوری با قراردادی مواجه شدم که تمام گزینههای آن علیه من بود و حتی بدتر از قرار داد قبلی تنظیم شده بود. به همین دلیل اعتراض کردم اما آنها واکنش شدیدتری از حد انتظار من نشان دادند و مرا حبس و شکنجه کرده، بعد هم تهدید کردند که اگر امضا نکنم، اتفاقات بدتری در انتظار من است. در نهایت به ناچار قرار داد را امضا کردم و در این مدت بهای سنگینی به خاطر قرارداد دادم.
مرد جوان گفت: من به ناچار به تعهدی که داده بودم و به زور زیرش را امضا کرده بودم پایبند بودم و این ماجرا ادامه داشت تا اینکه سرمایه گذار ماه گذشته با من تماس گرفت و از من 500 میلیون تومان از مبلغی که طلب داشت را خواست. اما من توانایی پرداخت را نداشتم و برای همین پیشنهاد دادم برای صحبت در این رابطه به دفترش رفتم. این بار آن فردی که واسطه آشنایی من و سرمایه گذار بود هم آنجا بود و رویم اسلحه کشید و با همدستی سرمایه گذار من را تهدید کردند و مجبور شدم 7 برگه چک، 7 سفته و یک برگه آچار سفید امضا کنم. دست آخر هم گفتند اگر تا مهلتی که تعیین میکنند پول را آماده نکنم، علاوه بر اینکه همه چک و سفته ها را به اجرا می گذارند، جان خانواده ام هم به خطر میافتد. از آنها برای تهیه پول فرصت خواستم آنها هم قبول کردند، خودم مبلغی که خواسته بودند را نداشتم و خانوادهام توانایی تهیه این پول را نداشتند. به همین خاطر سراغ یکی از دوستانم رفتم و ماجرا را برایش گفتم. دوستم پیشنهاد داد که شکایت کنم و گفت باتوجه به مدارکی از من دارند، بازهم از من اخاذی میکنند و بهترین کار شکایت است.
این مرد جوان در پایان اظهارات خود گفت: من به پیشنهاد دوستم شکایت کردم چون واقعا دیگر توان تامین خواستههای آنها را نداشتم و نگران بودم که برای اعضای خانوادهام اتفاقی بیفتد.
با شکایت مرد جوان، پرونده تشکیل شده به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت وارد مرحله تحقیقات شد و زمانی که کارآگاهان به سراغ مرد مسلح و دوست سرمایهگذارش رفتند مشخص شد آنها دفتر را ترک کردهاند. بررسی ها برای دستگیری او ادامه داشت تا اینکه دو مرد جوان بازداشت شدند. اما دستگیری آنها همچنان در دستور کار قرار داشت تا اینکه در مراحل بعد تحقیقات هر دو آنها بازداشت شدند و در بازجوییهای اولیه اظهارات دانشجوی دندانپزشکی را رد کردند. با این وجود با توجه به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت؛ متهمان در احتیار اداره آگاهی قرار داده شده تا تحقیقات در مورد شکایت دندانپزشک بازرگان ادامه داشته باشد و حقیقت ماجرا آشکار شود.