پسر ۱۷ ساله به آزار شیطانی پسربچهای متهم شد
پسربچهای که مدعی است از سوی نوجوانی مورد آدم ربایی، شکنجه و تعرض قرار گرفته است به دادگاه شکایت برد و متهم بازداشت شد.
پسربچهای که مدعی است از سوی نوجوانی مورد آدم ربایی، شکنجه و تعرض قرار گرفته است به دادگاه شکایت برد و متهم بازداشت شد.
به گزارش اعتمادآنلاین، نوجوان شاکی که پسری افغانستانی است همراه مادرش شکایتی را مطرح کرد و مدعی شد مورد تجاوز قرار گرفته است.
این پرونده که برای بررسی به شعبه 2 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شده است امروز با حضور متهم مورد رسیدگی قرار گرفت.
50 روز قبل زنی به همراه پسر 12 سالهاش به پلیس مراجعه کرد و گفت پسرش مورد تجاوز قرار گرفته است. او گفت: ما در جنوب تهران زندگی میکنیم. در این مدتی که اینجا بودیم همیشه پسرم با بچههای دیگر در کوچه بازی میکرد. روز حادثه متوجه وضعیت آشفته بچهام شدم. پسرم برای آب تنی رفته بود. نزدیک خانه ما یک کانال آب هست که بچهها تابستان آب تنی میکنند. آن روز هم هوا گرم بود و بچهها آب تنی میکردند. از پسرم پرسیدم چه شده که گفت پسری به نام احمد به او تجاوز کرده است. احمد نوجوانی 17 ساله است که همان اطراف زندگی میکند. بچهها از احمد میترسیدند. او بچهها را میترساند. با موتور گاز میداد و تهدید میکرد. وقتی پسرم گفت احمد او را دزدیده و با خودش برده فهمیدم اتفاقی برای بچهام افتاده است. احمد آنقدر بچهام را روی زمین کشیده بود که دست و پایش زخمی شده است.
پسربچه به پزشکی قانونی فرستاده شد. در همین حین دستور بازداشت احمد نیز صادر شد. وقتی ماموران برای بازداشت این پسر رفتند مشخص شد او از محل فرار کرده است. 50 روز بعد احمد که تصور میکرد همه چیز آرام شده است، دوباره در محل ظاهر شد که در همان ساعات ابتدایی ماموران او را بازداشت کردند.
صبح امروز پسربچه و احمد در دادگاه با هم مواجه شدند. شاکی گفت: وقتی احمد با موتور آمد و ویراژ داد بچهها فرار کردند. من و یکی دیگر از بچهها نتوانستیم فرار کنیم. احمد دست من را گرفت و کشان کشان با خودش برد. او من را روی زمین کشید، در حالیکه خودش سوار موتور بود. در یک زمین خاکی خواست به من تجاوز کند من مقاومت کردم. او من را کتک میزد. من روی زمین تقلا میکردم که اجازه ندهم به من تجاوز کند. به همین خاطر هم دست و پایم زخمی و پوست کف پایم کنده شد. در حالیکه همه بدنم خونی شده بود به خانه رفتم و بعد هم به پزشکی قانونی رفتیم.
در ادامه قاضی از احمد تحقیق کرد. او گفت: این بچه دروغ میگوید من کاری نکردم و اصلا نمیدانم چرا این اتفاق برایش افتاده است.
متهم درباره اینکه اگر کاری نکرده چرا فرار کرده بود، گفت: من فرار نکردم. خانه بودم! حالا چرا ماموران من را پیدا نکردند نمیدانم. من قبول ندارم که فرار کردم.
به این ترتیب احمد در بازداشت ماند و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.