سرگذشت دردناک دختر کارتن‌ خواب؛ فریب عشق پوشالی

داستان واقعی زندگی دختر کارتن‌ خواب را بخوانید.

سرگذشت دردناک دختر کارتن‌ خواب؛ فریب عشق پوشالی

سرهنگ رزم گر - کارشناس پلیس کرمان: اسمم گلی است. ۱۲ ساله بودم که مادرم فوت شد و پدرم با دختر همسایه‌مان که چند سالی از من بزرگ‌تر بود ازدواج کرد. نامادریم من را دوست نداشت و مجبورم می‌کرد تا تمام کارهای خانه را انجام بدهم و اگر انجام نمی‌دادم کتک می‌خوردم.
به گزارش جام جم، در مدرسه با یک دختر آشنا شدم که او هم پدرش فوت شده بود و ناپدری‌ای داشت که او را اذیت می‌کرد. هم‌درد بودیم و هر روز با هم به مدرسه می‌رفتیم و برمی‌گشتیم تا این که یک روز همراه فریبا دوستم به قهوه‌خانه رفتیم و قلیان سفارش دادیم، فکر می‌کردیم دیگر ما هم بزرگ شده‌ایم.
کم‌کم برای قلیان‌کشیدن به پارک و جاهای خلوت می‌رفتیم و دنبال هیجان بیشتر بودیم و با دوستانم یا بهتر بگویم دشمنانم به موادمخدر روی آوردیم. ابتدا برای تفریح بود ولی بعد از مدتی دیگر به یک عادت بد تبدیل شد.
خودم هم باور نمی‌کردم چقدر آدم بدی شده‌ام چرا که کشیدن مواد مخدر برای من زشتی نداشت و آهسته‌آهسته به تجربه کارهای ناپسند دیگر ترغیب می شدم تا این که در ۱۷سالگی به منزل دوستم فریبا برای مهمانی رفتم و من از سر کنجکاوی به اتاق‌ها سرک می‌کشیدم تا این که وارد اتاق برادر ناتنی فریبا شدم و آشنایی ما از آنجا شروع شد.
ارسلان تمامی خلأهای خانواده‌ام را پر کرده بود، به من اهمیت می‌داد، حرف‌های محبت‌آمیز می‌زد و من به او وابسته شده بودم تا این که بعد از یک سال خیلی راحت رفت و ازدواج کرد و من که به او اعتماد کرده بودم، کل زندگی‌ام را با ارسلان باختم و ماندم با غرور خردشده و آبروی رفته‌ام.
بعد از آن بیشتر و بیشتر در دام اعتیاد افتادم تا این که نامادریم از اعتیادم باخبر شد و به پدرم خبر داد و او هم من را به شدت کتک زد، از خانه فرار کردم و به یک دختر فراری تبدیل شدم که برای تهیه مواد و جایی برای ماندن مجبور به هر کاری شدم.بعد از آن به مصرف مواد مخدر صنعتی روی آوردم و چهره‌‌ام دیگر شور جوانی را نداشت و در ۲۰سالگی تمام آرزوهایم را بر بادرفته دیدم و به جای رفتن به دانشگاه و ساختن آینده‌ای روشن الان به جرم سرقت دستگیر شده‌ام و روی صندلی بازجویی در حال نوشتن تعداد سرقت‌هایم هستم. حالا که خوب نگاه می‌کنم، دیگر گلی ۱۲ساله شاد و پر انرژی به یک فرد معتاد و کارتن خواب تبدیل شده که روز به روز در این باتلاق بیشتر فرو می‌رود و به آینده‌ای نامفهوم می‌نگرد.

نگاه کارشناس

عواملی مانند خشونت والدین؛ مشکلات والدین با یکدیگر، منع‌شدن از خواسته‌های معقول؛ تحقیر و طردشدن و ایجاد شرایط تحمیلی به نوجوان می‌تواند زمینه‌ساز اعتیاد و دوری او از خانواده شود بنابراین نقش خانواده در بروز این آسیب‌ها بسیار حائز اهمیت است. در این موارد بایستی مراکز درمانی و سازمان‌های حمایتی ذیربط را شناسایی و این افراد را ساماندهی کرد و به سمت خانواده سوق داد و با مددکاری و مشاوره‌های روانشناختی با خانواده آنان؛ زمینه‌های حمایت‌های روانی و اجتماعی برای ادامه زندگی سالم را مهیا کرد.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها