شوهرم متعهد نیست، طلاق می‌خواهم

ریحانه مدتی است جدا از شوهرش زندگی می‌کند. او می‌گوید چیزهایی از شوهرش فهمیده که دیگر حاضر نیست به زندگی مشترک برگردد و درخواست طلاق دارد. ریحانه برای

شوهرم متعهد نیست، طلاق می‌خواهم

ریحانه مدتی است جدا از شوهرش زندگی می‌کند. او می‌گوید چیزهایی از شوهرش فهمیده که دیگر حاضر نیست به زندگی مشترک برگردد و درخواست طلاق دارد. ریحانه برای اعتمادآنلاین از زندگی‌اش می‌گوید.

*چطور با هم آشنا شدید؟

من و شوهرم به واسطه پدرانمان با هم آشنا شدیم. آنها در تجارت با هم شریک بودند و رفت و آمدهایی که به خانه همدیگر داشتیم باعث شد بیشتر با هم آشنا شویم و بعد هم ازدواج کردیم.

*یعنی اول خانواده‌ها آشنا شدند و بعد شما؟

بله همینطور است. من وقتی نوجوان بودم با یوسف آشنا شدم. او مدتی بعد از ایران رفت و وقتی برگشت با هم ازدواج کردیم.

*وضع مالی خوبی دارید؟

بله. پدر من مرد ثروتمندی است.

*به شوهرت علاقه‌مند شدی و ازدواج کردی؟

ازدواج منطقی که شکست ندارد. در واقع خانواده‌های ما خواستند با هم ازدواج کنیم تا بهتر تجارت کنند ولی به هر دوی ما ظلم شد

*چرا حالا قصد جدایی داری؟

چون یوسف مرد زندگی نیست. من فهمیدم او برای خودش خانه مجردی دارد. هربار که خارج می‌رود هم به من متعهد نمی‌ماند.

*شوهرت می‌گوید اگرچه یک خانه خریده، از آن به عنوان خانه مجردی استفاده نمی‌کند.

دروغ می‌گوید. من چندباری او را در خانه دیدم.

*از کجا فهمیدی که به تو متعهد نیست؟

به هر حال به گوشم رسید.

*شوهرت چرا سفر خارجی می‌رود؟

چند سفرش به خاطر کار بود و الان هم می‌گوید کارهای شرکت پدرش را انجام می‌دهد ولی دروغ می‌گوید برای تفریح می‌رود.

*دوستش داری؟

من از روی علاقه ازدواج نکردم به خاطر خانواده‌ام ازدواج کردم اما حالا دارم به خاطر خودم جدا می‌شوم.

*خانواده‌ات مخالفتی ندارند؟

به شدت مخالف هستند ولی خودم برای خودم مهم هستم. حتی می‌خواهم برای مدتی خانواده‌ام را هم ترک کنم.

*کجا بروی؟

در یکی از شهرهای اطراف تهران یک آپارتمان دارم. آنجا می‌مانم. ولی با مردی لاابالی مثل یوسف دیگر زندگی نمی‌کنم.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها