ناگفته‌های سارق تنبل خانه‌های تهران

سارقی که به آقای عجیب و آقای تنبل بین همکارانش معروف است بازداشت شد

ناگفته‌های سارق تنبل  خانه‌های تهران

سارقی که با یکی از شگردهای معمول سرقت می‌کرد اما در بین دیگر خلافکاران به آقای عجیب معروف است دستگیر شد.

به گزارش سایت جنایی، این متهم که به ادعای خودش در سرقت‌هایش اتفاق عجیب و غریب می‌افتد و به خاطر همین به «آقای عجیب» معروف شده، به جرم دستبرد به خانه‌ها بازداشت شده، چون در جاهای غیرمعمول و مکان‌های غیر منتظره، اموال ارزشمند را پیدا کرده و به سرقت می‌برده است. به گفته خودش به دلیل تنبلی و انتخاب مسیرهای آسان، لقب «آقای تنبل» را هم از همدستانش گرفته است. این سارق که اصالتاً اهل تهران نیست، تحت تأثیر همشهریانش وارد دنیای جرم شده و حالا با اعترافاتش، داستان‌های عجیبی از سرقت‌هایش روایت می‌کند.

این سارق که حالا در بازداشت به سر می‌برد، همزمان با اعتراف به جرایمش، از کارهای غیرمعمولش با افتخار یاد می‌کند. در حال حاضر تحقیقات پلیس برای شناسایی سایر اعضای باند و خانه‌های سرقت‌شده ادامه دارد و گفته‌های آن نشان می‌دهد که حتی عجیب‌ترین جاهایی که ممکن است اموال ارزشمند را مخفی کرد هم از چنگ سارقان در امان نیست، اما هر مجرمی هم ممکن است روزی گرفتار قانون شود. در ادامه مصاحبه با او را بخوانید:

* خودت را معرفی کن؟

من به خاطر رکورددار بودن در عجیب‌ترین سرقت‌ها، در میان سارقان به «آقای عجیب» معروف شده‌ام.

* چرا این لقب را به تو داده‌اند؟

چون همیشه با روش‌ها و مکان‌های غیرعادی، طلا و جواهرات را پیدا می‌کنم که کسی به ذهنش خطور نمی‌کند.

* آقای عجیب به چه جرمی دستگیر شده‌ای؟

به اتهام ورود غیرقانونی به خانه‌ها و سرقت اموالشان بازداشت شده‌ام.

* شگرد و روش تو برای این سرقت‌ها چه بوده؟

روش خیلی ساده و تکراری؛ به سراغ خانه‌هایی می‌رفتم که چراغ‌هایشان خاموش بود، درها را تخریب می‌کردم و داخل می‌شدم.

*خب این که شیوه معمولی است پس چرا آقای عجیب؟

چون اموال ارزشمند را در جاهای عجیب پیدا می‌کردم.

* بیشتر توضیح بده؟

به خاطر این که از وقتی وارد دنیای سرقت شدم، جواهرات و طلا را از عجیب‌ترین جاها پیدا کرده‌ام.

* چه نمونه‌هایی از این مکان‌های عجیب داری؟

یک بار کاملاً اتفاقی از داخل شکم یک مرغ یخ‌زده در فریزر، انگشتر و گردنبندهای برلیان پیدا کردم.

* چطور به فریر رسیدی؟

انگار صدایی بهم گفت فریزر را باز کنم و وقتی نگاه کردم، شکم مرغ به نظرم پر بود که بازش که کردم جواهرات قیمتی را دیدم.

* چه شد که وارد دنیای سارقان شدی؟

هدفم کسب درآمد با راهی آسان بود، چون هم عجیبم و هم تنبل. ترجیح می‌دادم با کمترین زحمت پول دربیاورم.

* دلایل دیگری هم برای ورود به این مسیر داشتی؟

راستش من اهل تهران نیستم. همشهریانم مدام می‌گفتند برویم تهران سرقت کنیم.

* چرا همشهریانت این پیشنهاد را می‌دادند؟

همه می‌گفتند تهرانی‌ها طلاهایشان را در خانه‌هایشان نگه می‌دارند و ورود به آنجا و دزدی خیلی راحت است. 

*راست می‌گفتند؟

اره بعد از این حرف‌ها وسوسه‌ شدم و وقتی با چشمان خودم دیدم باور کردم.

* چه عاملی تو را به همدستی با آنها کشاند؟

گروهی از همشهریانم را دیدم که وضع مالی‌شان خیلی بهتر شده و راحت پول خرج می‌کنند. 

*بعد چه شد؟ 

 فهمیدم که باند سرقت تشکیل داده‌اند و من هم همراه شدم.

* دیگر به چه چیزی معروف شدی؟

می‌خندد و می‌گوید: از نظر خودم تنبلم، ولی سارقان دیگر به من لقب آقای عجیب داده‌اند.

* نمونه دیگری از این سرقت‌های عجیب را بگو خیلی روی آن تاکید داری؟

بار دیگر در سطل زباله‌ای که توی اتاق خواب یک نوجوان بود، کیسه‌ای پر از طلا پیدا کردم.

* غیر از این جای عجیب دیگری هم بوده که طلا پیدا کرده باشی؟

بله، یک بار از لابه‌لای پرده‌ها، طلاهایی را کشف کردم که به شکلی خیلی ماهرانه و غیرعادی جاساز شده بود.

 

نظرات کاربران