درخواست طلاق از مردی که گریه میکند
شراره مدتی است که از خانهاش قهر کرده و به منزل پدرش رفته است. او میگوید از دست همسرش خسته شده است و میخواهد طلاق بگیرد.
شراره مدتی است که از خانهاش قهر کرده و به منزل پدرش رفته است. او میگوید از دست همسرش خسته شده است و میخواهد طلاق بگیرد. شراره برای سایت جنایی از دلیل این جدایی میگوید.
*چرا از همسرت قهر کردی؟
شوهر من مرد ضعیفی است. او برای تسلیم کردن من برای هر کارهای دلخواهش، گریه میکند! من یک مرد قوی در زندگی نیاز دارم، نه مردی که نتواند در زندگی به من کمک کند و با تهدید و ضعیف وادارم کند به خواستهاش عمل کنم.
*بچه هم دارید؟
نه. ما سه سال قبل ازدواج کردیم. شوهرم میگوید از اینکه بچه داشته باشیم میترسد و این برای من آزاردهنده است.
*شاید با اصرار تو قبول میکرد.
بله قبول میکرد اما این وضعیت درست نیست. چون بچه من هم مردی قوی میخواهد. باید پدرش قوی باشد.
*این بار چه اتفاقی افتاده که مصمم به طلاق هستی؟
آخرین بار به همسرم گفتم دوست ندارم عروسی یکی از اقوامش بروم و از او خواستم که تنها به عروسی برود. او اصرار کرد. قبول نکردم برای اینکه من را وادار کند به حرفش گوش کنم، خودکشی کرد!
*خودکشی واقعی؟
نه او خودکشی نمایشی کرد. یک روز به خانه آمدم و دیدم خواب است. چند ساعت خواب بود و بعد از اینکه دیدم بیدار نمیشود با اورژانس تماس گرفتم. او را به بیمارستان بردند و آنجا معلوم شد قرص خواب خورده است.
*نظر شوهرت درباره جدایی چیست؟
او دوباره تهدید به خودکشی کرده اما به مادرش هم گفتهام حتی اگر بمیرد هم برنمیگردم. من درخواست طلاق دارم.
*خانوادهات چه میگویند؟
پدرم از من حمایت کرده است. من در خانه او زندگی میکنم. بعد از طلاق، پدرم کمکم میکند خانهای جدا بگیرم و زندگی مستقلی را شروع کنم.