دو طلافروش ثروتمند؛ پشت پرده دزدیهای بزرگ از خانههای اعیانی تهران
جواهرفروشانی که با تشکیل یک باند از مشتریان خود میلیاردها تومان طلا و عتیقه دزدیدهاند، پای میز محاکمه رفتند.
جواهرفروشانی که با تشکیل یک باند از مشتریان خود میلیاردها تومان طلا و عتیقه دزدیدهاند، پای میز محاکمه رفتند.
به گزارش اعتمادآنلاین، متهمان که دو زن و سه مرد هستند همگی از افراد ثروتمندی بودند که از مشتریان میلیاردر خود سرقت میکردند.
این پرونده سال 95 تشکیل و به پلیس گزارش شد از خانههایی در بالای شهر تهران سرقتهای میلیاردی انجام شده است. صاحب یک خانه پنج هزار متری به پلیس گزارش داد از خانهاش میلیاردها تومان به سرقت رفته است. او گفت: من صاحب خانهای پنج هزار متری هستم که در یکی از اتاقهای خانهام اموالم را نگهداری میکنم. اتاق 12 متری که در خانه من است چند گاوصندوق دارد و مقدار زیادی عتیقه و طلا در آنجا نگهداری میکنم. روز حادثه مطلع شدم مقدار زیادی از این اموال نیست. من در خانه چند نگهبان دارم. یکی از نگهبانها گفت امروز فردی به خانه آمده و خودش را از دوستان من معرفی کرده و بعد از یک ساعت هم از خانه خارج شده است. این اتفاق در حالی رخ داد که من در خانه نبودم. گاوصندوقهایم رمزدار است و امکان ندارد یک سارق فوق حرفهای هم بتواند در کمتر از سه یا چهار ساعت آن را باز کند اما این سارق در کمتر از یک ساعت آنها را باز کرده، بنابراین حتما رمز را داشته است.
بعد از طرح این شکایت، مرد نگهبان مورد بازجویی قرار گرفت. او گفت: سر و وضع فردی که به خانه صاحبکارم آمده بود خیلی مرتب بود و فکر میکردم او واقعا راست میگوید و از نزدیکان او است. وقتی وارد خانه شد بعد از یک ساعت خارج شد و گفت بعدا میآید.
پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد و مدتی بعد خبر رسید خانه دیگری در همان منطقه مورد دستبرد قرار گرفته است. این بار زنی جوان به پلیس گزارش داد خانهاش مورد سرقت قرار گرفته است. او گفت: من در خانه والدینم زندگی می کنم. یکی از آنها فوت شده و دیگری خارج از ایران ساکن است. ما خانهباغی در شمال تهران داریم. من هر بار که پول دستم میآمد، طلا میخریدم. روز حادثه نهگبان گفت فردی برای دیدار من آمده بود اما من نبودم و او رفت. من وارد خانه شدم و متوجه شدم مقدار زیادی طلا سرقت شده است.او عتیقههای خانه را هم دزدیده بود. طلاهایی که من داشتم عتیقه هم بود و طلای معمولی نبود. از مشخصاتی که مرد نگهبان داد متوجه شدم فردی که وارد خانه شده همان مردی است که مدتی قبل از من درخواست ازدواج کرد و من رد کردم.
چند شکایت مشابه دیگر نیز به پلیس گزارش داده شد. ماموران در تحقیقاتی که از شکات انجام دادند، متوجه شدند همه آنها از دو طلافروشی خاص طلاهای خود را میخریدند و تنها نقطه اشتراک آنها همان دو مرد طلافروش است. پلیس با ردیابیهایی که انجام داد، متوجه شد با یک باند حرفهای روبهرو است که حداقل دو عضو آن افراد بسیار ثروتمندی هستند. با دستگیری دو مرد طلافروش مشخص شد آنها با تشکیل باندی که شامل همسران خودشان و مرد دیگری است از مشتریانشان سرقت میکردند و با اینکه همه سرقتها میلیونی بوده اما سه ابرسرقت از خانههای بزرگ در تهران انجام دادهاند.
با شناسایی اعضای باند و بازداشت همه آنها پرونده برای رسیدگی به شعبه 5 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. شکات یک به یک در جایگاه قرار گرفتند و جزئیات سرقت را توضیح دادند و خواستار مجازات متهمان شدند. یکی از شکات گفت: متهم اصلی پرونده که وارد خانهها شده و اموال را سرقت کرده است، چنان لباسهای گرانبها میپوشید که نگهبانان به او شک نمیکردند. او به اندازه خرید یک خانه صد متری در تهران خرج لباس و ظاهرش میکرد. ما درخواست مجازات داریم.
در نهایت دادگاه به این نتیجه رسید که دو زن در این پرونده با از بین بردن رد پولهای دزدی و پولشویی و فروش اموال در خارج از کشور، پولها را بین شرکا تقسیم میکردند. دو مرد جواهرفروش هم آدرس و مشخصات را در اختیار سارق قرار میدادند و متهم اصلی هم با فریب نگهبانان وارد خانه طعمهها میشد و سرقت میکرد. بنابراین همه آنها را به زندان طولانی مدت و رد مال محکوم کرد.
در 9 سال گذشته متهمان با رد مال موفق شدند رضایت چند نفر از شکات خود را بگیرند اما بقیه شکایت رضایت ندادند از جمله این افراد صاحب خانهباغ 3 هزار متری است که گفت گذشت نمیکند و اصل عتیقههای سرقتی را میخواهد. او گفت: عتیقههایی که از من سرقت شده آنقدر خاص بوده که چند نفر بیشتر قدرت معامله آن را ندارند و من اطمینان دارم سارقان دروغ میگویند که آنها فروختهاند و نمیدانند دست چه کسی است. آنها هنوز موفق به فروش نشدهاند و تا زمانی که عتیقه را بازنگردانند من رضایت نمیدهم.
با این حال سارقان اعلام کردند عتیقهها در دست آنها نیست و درخواست اعسار دادند. آنها گفتند: ما در این سالها هرچه داشتیم دادیم تا رضایت شکات را بگیریم و عتیقهها هم در دست ما نیست که برگردانیم.
به این ترتیب پرونده به شعبه 3 فرستاده شد و جهت بررسی در دستور کار قرار گرفت. متهم اصلی پرونده که سابقهدار است، گفت: من دیگر پولی برای پرداخت به مالباختگان ندارم. همه چیز تغییر کرده و نوسان قیمتها باعث شده اموالی برای پرداخت نداشته باشم. اما شکات همچنان به پرداخت مابه التفاوت اموال سرقتی به مبلغ روز پافشاری داشتند.
در نهایت قضات بار دیگر برای تصمیمگیری وارد شور شدند.