آتشسوزی بازار جنت؛ خسارت بزرگ به زنان سرپرست خانوار
مسول یکی از غرفههای بازارچه جنت درباره حادثه آتشسوزی توضیح داد.
در آتش سوزی که در بازارچه جنت اتفاق افتاد، غرفههایی که در اختیار موسسات حمایتی و همچنین زنان سرپرست خانوار بود در آتش خاکستر شد.
به گزارش سایت جنایی، یکی از غرفههای این بازارچه که در آتشسوزی به خاکستر تبدیل شد، غرفه مؤسسه مهر راستین بود که زیرمجموعه مرکز توانمندسازی و اشتغال زنان بهزیستی استان تهران است. در این حادثه تمام محصولات دستساز زنان تحت حمایت این موسسه از بین رفت. در ادامه گفتوگو با فاطمه دانشمند، مدیرعامل این مؤسسه را در مورد جزئیات حادثه بخوانید:
* در غرفه شما چه فعالیتی انجام میشد؟
مؤسسه مهر راستین یک سازمان مردمنهاد و خیریه است که زیر نظر بهزیستی استان تهران فعالیت میکند. تمرکز اصلی ما بر توانمندسازی و ایجاد اشتغال پایدار برای زنان، بهویژه زنان سرپرست خانوار، زنان آسیبدیده و گروههای در معرض آسیب اجتماعی است. در مرکز توانمندسازی و اشتغال زنان، محصولات دستساز و زنان تحت حمایت را تولید و به فروش میرسانیم تا درآمد مستقلی برای آنها ایجاد شود و بخشی از چرخه فقر و آسیبهای اجتماعی قطع شود.
* حادثه آتشسوزی دقیقاً چه زمانی شروع شد و اولین کسی که متوجه آن شد چه کسی بود؟
حادثه حدود ساعت ۹:۵۰ صبح رخ داد، فروشندهای که هر روز در غرفه مؤسسه مستقر بود، با من تماس گرفت و گفت از دور آتش بسیار شدید و دود غلیظی دیده میشود.
*بعد چه شد؟
من به او گفتم سریع برود نزدیکتر ببیند اگر امکان دارد، وسایل مهم را خارج کند، اما تأکید کرد که اصلاً نمیتواند جلو برود و شعلهها و دود اجازه نزدیک شدن نمیدهد.
* شما خودتان در لحظه آتشسوزی کجا بودید و از چه طریقی از وسعت حادثه مطلع شدید؟
من در مؤسسه بودم و از نزدیک آتشسوزی را ندیدم. اما فروشنده از همان فاصله شاهد سوختن کامل غرفه و محتویات آن بود. بعد از آن، همه مغازهداران و فروشندگان اطراف بسیار شوکه و ناراحت شدند و به سر و صورت خود میزدند؛ همه میدانستند این غرفه متعلق به یک مؤسسه خیریه برای حمایت از زنان است و این موضوع ناراحتی آنها را هم برای ما دوچندان میکرد.
* عملیات اطفای حریق توسط آتشنشانی چگونه پیش رفت و وضعیت آتش تا ساعات بعدی چطور بود؟
آتشنشانی خیلی سریع وارد عمل شد، اما خاموش کردن کامل آتش زمان زیادی برد. تا حدود ساعت ۱۱ یا ۱۲ ظهر که آخرین بار صحبت میکردم، هنوز آتش به طور کامل مهار نشده بود و شعلههای باقیمانده وجود داشت. کنترل کامل آتشسوزی زمانبر بود و خسارت بسیار سنگینی به بار آورد.
* آیا تماس رسمی از سوی مسئولان هم با شما گرفته شد؟
بله. حدود ساعت ساعت۳ بعداز ظهر همان روز بود که از دفتر امور بانوان شهرداری، با من تماس گرفتند. حالم را پرسیدند و گفتند که این خسارت را جبران میکنیم. از من هم خواستند تا پنجشنبه برآورد دقیق خسارت را آماده کنم. بعد از آن تماس قطع شد. حدود ساعت ۵ بعدازظهر همان روز، از دفتر آقای زاکانی شهردار تهران تماس گرفتند و خیلی اصرار داشتند که ظرف نیم ساعت آینده برآورد خسارت را ارائه دهیم. من گفتم کار بسیار سختی است، اما با همکارانم سریعاً یک برآورد اولیه تهیه کردیم و دوباره با آنها تماس گرفتم.
* در تماس با دفتر شهردار چه پاسخی در مورد جبران خسارت دریافت کردید؟
آنها گفتند که کل مبلغ برآورد شده را نمیتوانند پرداخت کنند، اما قول یک حمایت مالی دادند. من هم توضیح دادم که ما یک NGO هستیم و هدفمان فروش محصولات زنان تحت حمایت بوده؛ حالا نه تنها اتفاق مثبتی نیفتاده، بلکه همه چیزمان سوخته و بسیاری از غرفههای دیگر هم شرایط مشابهی دارند. آنها هم گفتند که حق داریم ناراحت باشیم، چون مکان را رایگان در اختیارتان گذاشته بودیم و حالا این اتفاق افتاده است.
* فقط همین موضوعات مطرح شد؟
چیزی که برایم خیلی عجیب و مشکوک بود، سؤال تکراریشان بود.
*چه سوالی؟
«آیا تاکنون با خبرگزاری خاصی مصاحبه کردهاید؟» یا «اگر فروشندهتان مصاحبه کرده، کدام خبرگزاری بوده؟»
* در مجموع، دیدگاه شما درباره نحوه مدیریت این حادثه از سوی مسئولان چیست و چه انتظاری دارید؟
واقعاً جای تأسف دارد. ما به عنوان یک مؤسسه خیریه و حمایتی، انتظار حمایت واقعی داشتیم، نه فقط تماسهای نمایشی و قولهای مبهم. امیدوارم در عمل، فراتر از حرف و وعده، قدمهای مؤثری بردارند و خسارت واقعی ما را جبران کنند.
*خودتان برای جبران خسارت چه کاری انجام دادهاید؟
کارزاری به عنوان مطالبه برای جبران خسارات نوشتهایم و امیدواریم هرچه سریعتر در این راستا اقدام شود.