بعد از حوادث اخیر،آرامش را چگونه به افراد و خانواده ها برگردانیم؟

بعد از حوادث اخیر،آرامش را چگونه به افراد و خانواده ها برگردانیم؟

بعد از حوادث اخیر،آرامش را چگونه به افراد و خانواده ها برگردانیم؟

در پی حوادث تلخ و تنش‌های اجتماعی، جامعه ممکن است دچار خشم فروخورده، اندوه جمعی، بی‌اعتمادی و احساس یأس شود. این وضعیت تنها یک واکنش هیجانی مقطعی نیست؛ بلکه اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به فرسودگی روانی، کاهش سرمایه اجتماعی و گسترش ناامیدی مزمن بینجامد.

در چنین شرایطی، نیاز به مداخلات درمانی فردی و گروهی بدیهی است؛ اما درمان روان جمعی، صرفاً در اتاق درمان اتفاق نمی‌افتد. بازسازی آرامش و امید، پروژه‌ای ملی و چندوجهی است که نقش‌آفرینی هماهنگ نهادهای مختلف را می‌طلبد.

۱.  بازسازی اعتماد و ایجاد امنیت روانی

از دیدگاه روان‌شناسی، «امنیت روانی» پیش‌شرط آرامش اجتماعی است. شهروندان زمانی می‌توانند از چرخه خشم و اضطراب خارج شوند که احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود، عدالت برقرار است و آینده قابل پیش‌بینی است.که می‌توان با اقدامات زیر نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد:

-شفافیت در اطلاع‌رسانی و پرهیز از ابهام‌های فرساینده

-پذیرش مسئولیت و پاسخگویی در قبال خطاها

-گشودن کانال‌های گفت‌وگوی اجتماعی با حضور نمایندگان واقعی مردم

-تقویت عدالت اجتماعی و کاهش تبعیض‌های ادراک‌شده

در روان‌شناسی، تجربه «بی‌عدالتی ادراک‌شده» یکی از مهم‌ترین منابع خشم مزمن جمعی است. هر اقدام مؤثر در جهت ترمیم عدالت، مستقیماً به کاهش تنش‌های روانی می‌انجامد.

۲.  مدیریت هیجان جمعی و روایت‌سازی مسئولانه

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان رسانه فراگیر، قدرت شکل‌دهی به ادراک عمومی را دارد. در شرایط بحران، نحوه روایت رویدادها می‌تواند یا موجب آرام‌سازی شود یا به بازتولید خشم و اضطراب بینجامد.

می‌تواند:

-از ادبیات آرام‌ساز و همدلانه استفاده کند.

-برنامه‌های تخصصی با حضور روان‌شناسان درباره مدیریت خشم و سوگ جمعی تولید کند.

-الگوهای تاب‌آوری و همبستگی اجتماعی را برجسته سازد.

رسانه در واقع «تنظیم‌گر هیجان جمعی» است. هر تصویر، هر تیتر و هر لحن، بر روان جامعه اثر می‌گذارد.

۳. سهم سایر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی: مسئولیت در برابر سلامت روان

رسانه‌های مکتوب، خبرگزاری‌ها و فعالان فضای مجازی نیز در شکل‌دهی فضای روانی جامعه نقش اساسی دارند. انتشار اخبار تأییدنشده، بازنشر مکرر تصاویر خشن یا استفاده از ادبیات هیجانی، می‌تواند اضطراب و خشم را تشدید کند.

از منظر روان‌شناسی، رسانه‌ها باید به:

-پرهیز از بازتروماسازی جامعه بپردازند.

-ترویج سواد رسانه‌ای

-دعوت به گفت‌وگوی محترمانه و عقلانی

-و به برجسته‌سازی اقدامات همدلانه و امیدبخش متعهد باشند.

۴. سهم نخبگان و دانشگاهیان: بازسازی گفت‌وگوی عقلانی

نخبگان فکری، استادان دانشگاه و متخصصان علوم انسانی، می‌توانند نقش میانجی و تحلیل‌گر را ایفا کنند. در دوره‌های تنش، جامعه نیازمند «تبیین عقلانی» است تا از فضای هیجانی فاصله بگیرد.

دانشگاهیان می‌توانند:

-تحلیل‌های مبتنی بر داده و پژوهش ارائه دهند.

-در رسانه‌ها حضور فعال و مسئولانه داشته باشند.

-کارگاه‌های عمومی برای آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان برگزار کنند.

-پل ارتباطی میان مردم و سیاست‌گذاران باشند.

-گفت‌وگوی علمی و مبتنی بر شواهد، از گسترش شایعات و قضاوت‌های هیجانی جلوگیری می‌کند.

۵. تربیت نسل تاب‌آور

دانشگاه‌ها فقط محل آموزش تخصص نیستند؛ بلکه بستر شکل‌گیری هویت اجتماعی جوانان‌اند. در شرایط بحرانی، دانشگاه‌ها باید:

-خدمات مشاوره‌ای فعال و در دسترس ارائه دهند.

-فضاهای گفت‌وگوی امن برای دانشجویان فراهم کنند.

-آموزش مهارت‌های زندگی، تاب‌آوری و حل تعارض را تقویت کنند.

-نسلی که مهارت تنظیم هیجان و تفکر انتقادی را بیاموزد، کمتر در دام یأس و افراط‌گرایی گرفتار می‌شود.

۶. پیشگیری بلندمدت

وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران نقشی بنیادین در شکل‌دهی سرمایه روانی نسل آینده دارد.

آموزش و پرورش می‌تواند:

-آموزش مهارت‌های هیجانی و اجتماعی را از مقطع ابتدایی تقویت کند.

-مشاوران مدرسه را توانمندتر و پرشمارتر سازد.

-برنامه‌های گفت‌وگوی کلاسی درباره همدلی، تفاوت‌ها و مدیریت تعارض اجرا کند.

پیشگیری از بحران‌های روانی آینده، از کلاس‌های امروز آغاز می‌شود.

۷. سهم متخصصان سلامت روان، فراتر از درمان فردی است.

روان‌شناسان، روان‌پزشکان و مددکاران اجتماعی باید از مدل صرفاً فردمحور فاصله بگیرند و به سمت مداخلات اجتماعی حرکت کنند؛ از جمله:

-برگزاری کارگاه‌های عمومی مدیریت خشم

-تولید محتوای آموزشی در رسانه‌ها

-مشارکت در سیاست‌گذاری‌های مرتبط با سلامت روان

-طراحی مداخلات جامعه‌محور پس از بحران

-سلامت روان جامعه، مسئولیتی حرفه‌ای و اخلاقی برای متخصصان این حوزه است.

جمع‌بندی: آرامش اجتماعی، پروژه‌ای مشترک می باشد.

خشم و یأس اجتماعی، محصول یک عامل واحد نیست؛ بنابراین درمان آن نیز به اقدام یک نهاد محدود نمی‌شود. بازسازی آرامش نیازمند هم‌افزایی میان حاکمیت، رسانه‌ها، نظام آموزشی، نخبگان و متخصصان سلامت روان است.از نگاه روان‌شناسی، امید زمانی بازمی‌گردد که سه مؤلفه تقویت شوند:

-احساس شنیده‌شدن

-تجربه عدالت

-چشم‌انداز قابل پیش‌بینی برای آینده

اگر هر یک از بازیگران اجتماعی سهم خود را مسئولانه ایفا کنند، جامعه می‌تواند حتی از دل بحران، سرمایه‌ای تازه از همبستگی و بلوغ روانی بیافریند.

 

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها