سرقت عجیب سارق حرفهای از فیلم هالیوودی
تحقیقات از سارق ۳۸ سالهای که بخش عمدهای از زندگیاش را پشت میلههای زندان گذرانده و آخرین بار هم پس از آزادی دوباره به سرقت گوشی تلفن همراه روی آورده بود، در جریان است.
تحقیقات از سارق ۳۸ سالهای که بخش عمدهای از زندگیاش را پشت میلههای زندان گذرانده و آخرین بار هم پس از آزادی دوباره به سرقت گوشی تلفن همراه روی آورده بود، در جریان است.
به گزارش سایت جنایی، این متهم به نام شهروز در بازجوییها به سرقتهای سریالی با شگردهای متنوع اعتراف کرد که در ادامه برخی از شیوههای خود را توضیح داده است.
*آخرین بار چند سال زندان بودی؟
من آخرین بار هشت سال حبس کشیدم.
*چه سوابقی داری؟
همهاش به خاطر سرقت گوشی است.
*بعد از آزادی دوباره چرا سرقت را شروع کردی؟
وقتی آزاد شدم، باید کلی بدهی رد مال میدادم.
*این دلیلی است که سرقت کنی؟
چون راه درآمد دیگری بلد نبودم.
*دنبال کار دیگری رفتی؟
آره، اما چند ماه بیشتر طول نکشید که دوباره با دوست قدیمیام دست به کار شدیم.
*شگردهایت برای سرقت گوشی چه بود؟
شگردهای مختلفی داشتم.
*توضیح بده؟
پشت چراغ قرمز گوشی رانندگان را قاپیدن، سرقت از کسانی که در خیابان با گوشی صحبت میکنند یا تصادف ساختگی.
*آیا شگرد دیگری هم داشتید؟
آره، یکی از موفقترین شگردها این بود که با موتور به مردان نزدیک میشدیم و ادعا میکردیم «مزاحم زنم شدی». بعد با تهدید چاقو گوشیشان را میگرفتیم تا چک کنیم بعد گوشی را میدزدیدم.
* ایده این شگرد «مزاحم زنم شدی» را از کجا آوردی؟
خودم طراحی کردم. دیدم بیشتر مردها وقتی میشنوند به همسرشان توهین شده، گیج میشوند و مقاومت کمتری میکنند. این شگرد خیلی خوب جواب میداد.
* با گوشیهای سرقتی چه کار میکردی؟
معمولاً سریع میفروختم. ولی قاب گوشیها را نگه میداشتم. حالا در خانهام کلکسیونی از قابهای گوشی تلفن همراه دارم.
* چرا قابها را نگه میداشتی؟
یک فیلم هالیوودی دیدم که قاتل سریالی گوشهای مقتولانش را به عنوان غنیمت نگه میداشت. قاب گوشیها برای من مثل همان غنیمت بود. هر قاب یادآوری میکرد که چند گوشی سرقت کردهام.
* با این همه سابقه هنوز متنبه نشدی؟
متنبه شدن برای کسی است که راه چاره داشته باشد. من هر بار که از زندان بیرون میآیم با کلی طلبکار و رد مال مواجه میشوم. از طرفی معتاد سرقت هستم. یکی معتاد به مواد است، یکی به ورزش، یکی به درس خواندن… من هم معتاد به سرقت گوشی هستم.
* فکر میکنی آیندهات چه شود؟
فعلاً چیزی نمیدانم. فقط میدانم که هر بار که آزاد میشوم، دوباره همان مسیر را میروم.