گفت‌وگو با زنی که سناریوی خودش را طراحی کرد: می‌خواستم بفهمم شوهرم واقعاً دوستم دارد

زن جوانی که با همدستی دوست صمیمی‌اش سناریوی آدم‌ربایی جعلی را طراحی کرده بود، پس از برملا شدن نقشه‌اش در بازجویی‌های کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی به انگیزه‌ها و جزئیات این نقشه اعتراف کرد.

گفت‌وگو با زنی که سناریوی خودش را طراحی کرد: می‌خواستم بفهمم شوهرم واقعاً دوستم دارد

زن جوانی که با همدستی دوست صمیمی‌اش سناریوی آدم‌ربایی جعلی را طراحی کرده بود، پس از برملا شدن نقشه‌اش در بازجویی‌های کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی به انگیزه‌ها و جزئیات این نقشه اعتراف کرد.

به گزارش سایت جنایی، این پرونده نشان می‌دهد که چگونه یک تست احساسی و مالی می‌تواند به سرعت به یک پرونده جنایی تبدیل شود و عاملان نقشه توسط کارآگاهان زبده پلیس آگاهی تحت تعقیب قرار بگیرند. زنی که ماجرای ربوده شدن او در کمتر از ۴۸ ساعت حل شد، در اعترافات صریح زوایای پنهان این سناریوی نمایشی را آشکار کرد که در ادامه می‌خوانید:

*انگیزه اصلی‌ات از طراحی این سناریوی آدم‌ربایی چه بود؟ 

می‌خواستم ببینم با وجود این همه اختلاف، هنوز هم شوهرم مرا دوست دارد یا نه.

*پس چرا درخواست مالی را مطرح کردی؟

اینطوری ماجرا واقعی به نظر می‌رسید. از طرف دیگر اگر پولی هم به دستمان می‌آمد، می‌توانستم برای آینده‌ام پس‌انداز کنم.

* واقعاً فکر می‌کردی با این کار می‌توانی به پول برسی؟ 

بله، امیدوار بودم که شوهرم برای آزادی‌ام مبلغی بپردازد و ما بتوانیم از آن استفاده کنیم.

* اختلاف شما با همسرت، سر چه بود؟ 

ما مشکل اساسی و خیلی جدی نداشتیم، اما سلایقمان خیلی متفاوت بود.

* در این اختلافات غیراساسی چه اتفاقی می‌افتاد؟ 

هیچ‌کدام کوتاه نمی‌آمدیم و هر کدام می‌خواستیم نظر خودمان غالب شود.

*پس چرا ماجرا به اینجا رسید؟

چون هیچ کدام کوتا نمی‌آمدیم. به همین دلیل اختلافات روز به روز بیشتر و عمیق‌تر می‌شد.

* با این نقشه فکر می‌کردی ثابت شود که همسرت تو را دوست دارد؟ 

شاید... ولی اگر واقعاً دوستم داشت، نباید این‌قدر سریع به پلیس خبر می‌داد.

* واکنش به پیامک آدم‌ربایی باعث تعجب تو شد؟ 

بله، انتظار نداشتم او این‌قدر زود موضوع را به پلیس خبر بدهد، چون نوشته بودیم که اطلاع پلیس خطر جانی دارد.

 *اگر آدم‌ربایی واقعی بود، فکر نمی‌کردی جانت در خطر جدی باشد؟ 

(زن جوان در این لحظه سکوت کرد و پاسخی نداد)

* ایده این سناریوی آدم‌ربایی از کجا به ذهنت رسید؟ 

یک بار که قهر کرده بودم، دوستم گفت این قهرها برای او عادی شده و باید کاری کنی که درس عبرت شود.

* دوستت دقیقاً چه پیشنهادی داد؟ 

پیشنهاد داد سناریویی بسازیم که هم بفهمیم واقعاً دوستم دارد یا نه و هم ممکن است پولی به دست بیاوریم.

* پس ایده اصلی از دوستت بود؟ 

او پیشنهاد داد، اما با هم فکری کردیم. ایده اولیه از او بود و با هم جزئیاتش را کامل کردیم.

 *برای اجرای نقشه چطور سیم‌کارت تهیه کردید؟ 

در خبرها و فیلم‌ها دیده بودم که خلافکاران و کلاهبرداران سیم‌کارت معتادان و کارتن‌خواب‌ها را می‌خرند.

* سیم‌کارت را چگونه خریدی؟ 

با دوستم به محله‌های جنوب تهران رفتیم و خیلی راحت و بدون دردسر یک سیم‌کارت خردیم.

* آیا فکر می‌کردی پلیس این‌قدر سریع نقشه‌ات را کشف کند؟ 

هرگز تصور نمی‌کردم راز این ماجرا برملا شود.

 

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها