از چاقوکشی تا اسیدپاشی؛ ماجرای عجیب دعوای دو برادر و از دست رفتن خانه مادری
درگیری بین دو برادر و سرسختی برای دریافت دیه بحران خانوادگی را ایجاد کرد که منجر به ازدست رفتن خانه مادری و اسیدپاشی یکی از آنها روی دیگری شد.
درگیری بین دو برادر و سرسختی برای دریافت دیه بحران خانوادگی را ایجاد کرد که منجر به ازدست رفتن خانه مادری و اسیدپاشی یکی از آنها روی دیگری شد.
به گزارش اعتمادآنلاین، 8 سال قبل درگیری بین دو برادر به نامهای شهرام و شاهین اتفاق افتاد و در پی این درگیری شهرام با واردکردن ضربه چاقو بر بدن شاهین او را زخمی کرد. با شکایت شاهین از برادرش ، شهرام بازداشت شد و دادگاه او را به پرداخت دیه محکوم کرد. از آنجایی که شهرام پولی برای پرداخت دیه نداشت از خواهرزادهاش کمک گرفت، در حالیکه نمیدانست این کمک گرفتن منجر به درگیری مجدد در خانواده میشود.
کشدار شدن مساله باعث شد اینبار شاهین روی شهرام اسید بپاشد و در نهایت شاهین به عنوان متهم در شعبه 8 دادگاه کیفری استان تهران حاضر شد.
در جلسه رسیدگی به اتهام شاهین، برادرش شهرام ماجرای عجیبی را تعریف کرد. او که به عنوان شاکی در جایگاه قرار گرفته بود، گفت: 8 سال پیش درگیری بین من و برادرم شاهین اتفاق افتاد. شاهین من را به زندان انداخت. آن زمان باید 10 میلیون تومان دیه میدادم. چون پول نداشتم، در زندان ماندم تا اینکه از خواهرزادهام به نام حسن درخواست کمک کردم. میدانستم او پول دارد. حسن گفت در صورتی پول را میدهد که وثیقه بدهیم. من هیچ چیز نداشتم. مادرم گفت خانهاش را به عنوان وثیقه میگذارد تا حسن پول را بدهد. حسن هم قبول کرد. مادرم که مادربزرگ حسن است خانه را وکالتی به حسن داد. قرار شد من پول را برگردانم و خانه را پس بگیریم. وقتی از زندان آزاد شدم، نتوانستم پول را برگردانم.
شاکی در ادامه گفت: حسن خانه را با وکالتی که داشت به نام مادرش که خواهر ما است، کرد. خانه از دست من و برادرم خارج شد. ما سر این مساله با هم به اختلاف برخوردیم. من برادرم شاهین را مقصر میدانستم. به او گفتم اگر تو به من فشار نمیآوردی، مادرمان مجبور نمیشد خانه را به حسن بدهد که حالا اینطوری خودمان و مادرمان بیخانمان بشویم. خواهرم که دید این مساله باعث اختلاف شده میخواست خانه را برگرداند که حسن خانه را با وکالتی که از مادرش داشت اینبار به نام خواهر خودش کرد تا ما نتوانیم شکایت کنیم و خواهرم خانه را به ما ندهد.
این مرد گفت: دعوای من و شاهین بالا گرفت و اینبار شاهین با اسید به من حمله کرد و من را سوزاند. من هم در بیمارستان بستری شدم و همان زمان شکایت کردم. شاهین فراری شده بود و خواهرزادهام که خانه به نامش بود، میدانست شاهین کجاست اما لو نمیداد. برای اینکه پای خودش گیر بود و شاهین را خودش فراری داده بود، مجبور شد سند خانه مادرم را به عنوان وثیقه بگذارد تا زندانی نشود و شاهین را پیدا کند. چون ظرف مهلت قانونی نتوانست شاهین را پیدا کند وثیقه که همان خانه مادری ما بود توقیف شد و برای مزایده آگهی کردند. در این مدت شاهین دستگیر شد و حالا من حاضرم رضایت بدهم به شرطی که شاهین خانه را برگرداند.
سپس شاهین در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من نمیتوانم خانه را برگردانم چون در مرحله مزایده است و به ما گفتند ممکن نیست در این مرحله خانه برگردد. خانه را میفروشند و میزان وثیقه را برمیدارند و بقیه پول را به خواهرزادهمان که خانه به نام او بوده، میدهند.
در این هنگام شهرام گفت: مقصر از دست رفتن خانه تو هستی از همان اول با سماجت و لجبازی باعث شدی در تنگنا باشیم. حالا هم من حاضر به گذشت هستم. به هر حال برادر هستیم. دعوا کردیم و تمام شد ولی برادری ما سر جایش است. من از تو دیه یا چیز دیگری نمیخواهم. تنها شرطم این است که خانه را برگردانی. اگر برنگردانی من درخواست دیه و مجازات میکنم.
شاهین گفت: خودت هم میدانی که راه قانونی ندارد. اگر داشته باشد من این کار را میکنم.
در نهایت قضات آخرین دفاع از متهم را گرفتند و برای صدور رای وارد شور شدند.