پلمب کافههای تهران از سنایی تا ایرانشهر
با گسترش پلمب کافهها در خیابانهای سنایی، ایرانشهر و نوفللوشاتو، بحثها از تعطیلی چند واحد صنفی فراتر رفته و به تأثیر این روند بر اقتصاد محلی، حیات اجتماعی و فضاهای عمومی تهران کشیده شده است.ا
با گسترش پلمب کافهها در خیابانهای سنایی، ایرانشهر و نوفللوشاتو، بحثها از تعطیلی چند واحد صنفی فراتر رفته و به تأثیر این روند بر اقتصاد محلی، حیات اجتماعی و فضاهای عمومی تهران کشیده شده است.ا
به گزارش سایت جنایی،تهران این روزها از پشت کرکرههای پایین کشیدهشده دیده میشود. در خیابان سنایی بخشی از کافههایی که تا همین چند روز پیش میزهایشان پر از مشتری بود، تعطیل شدهاند. در ایرانشهر هم بعضی کافهها بستهاند و در نوفللوشاتو نیز خبر پلمب تعدادی از کافهها میان کافهداران و مشتریان پیچیده است. خیابانها هنوز سر جای خود هستند، اما بخشی از زندگیای که در آنها جریان داشت، پشت درهای بسته مانده است. اینبار ماجرا فقط درباره یک واحد صنفی نیست.
شرق در خبری نوشت: محسن برهانی، حقوقدان، از یک پرسش حقوقی آغاز میکند: «پلمب اقدامی قضائی است یا غیرقضائی؟». از نگاه او، وقتی پلمب مستقیما مالکیت و درآمد افراد را هدف قرار میدهد، نمیتوان درباره آن خارج از چارچوب روشن قانون تصمیم گرفت. او تأکید دارد حتی در صورت تشکیل پرونده قضائی، قانون برای پلمب مراکز خدماتی و تولیدی محدودیتهایی در نظر گرفته است؛ بنابراین نمیتوان چنین اختیاری را بیحدومرز در اختیار نهادهای غیرقضائی قرار داد. اما کافهها فقط از جیب مالک و کارمندشان کم نمیشوند. یک کافه در شهر، گاهی بخشی از اقتصاد یک خیابان است؛ کتابفروشی، گالری، تئاتر، فروشگاههای کوچک و کسبوکارهای اطراف هم از رفتوآمد آدمها در آن محدوده سهم میبرند.
محمد کلانتر، پژوهشگر، مترجم و اسطورهشناس، از زاویه دیگری به همین ماجرا نگاه میکند. به باور او، کافه دیگر فقط جایی برای نوشیدن قهوه نیست؛ فضایی است برای آشنایی، گفتوگو، کار، برگزاری رویداد و شکلگیری ارتباطات تازه. در شهری که فضاهای عمومی هر روز محدودتر میشوند، کافه یکی از معدود مکانهایی است که هنوز میتوان در آن نشست و ماند؛ و همین «ماندن» برای شهر مهم است. خیابانی که فقط محل عبور خودرو و خرید سریع باشد، دیگر فضای شهری نیست؛ مسیر عبور است