سرگذشت دختر ۱۷ سالهای که به ماده مخدر گل معتاد شد
دختر نوجوان میگوید از یک سال قبل ماده مخدر گل مصرف میکند و از این کار لذت میبرد.
پریسا ۱۷ ساله است. او مقداری مواد همراهش بود که بازداشت شد. پریسا چهره عجیبی دارد. او بیشتر قسمتهای بدنش را تتو کرده است. پریسا برای سایت جنایی از زندگیاش میگوید.
*به چه اتهامی بازداشت شدی؟
مقداری گل همراهم بود. سوار ماشین بودیم سرعتمان زیاد بود، متوقف کردند و بعد از اینکه بازرسی کردند. گل را از کیف من پیدا کردند.
*چقدر مواد مخدر گل همراه داشتی؟
خیلی کم به اندازه مصرف یکبارم.
*دوستانت هم مواد داشتند؟
بله. راننده که برادر یکی از بچهها بود مواد کشیده بود. با سرعت زیاد رانندگی میکرد پلیس هم ما را متوقف کرد.
*چه مدتی است مواد میکشی؟
یک سال.
*میدانی مواد چه تاثیری روی زندگی شما میگذارد؟
فقط برای اینکه حال کنیم مواد میکشیدیم.
*مدرسه میروی؟
بله.
*چند خواهر و برادر هستید؟
من تک فرزند هستم.
*پدر و مادرت خبر دارند؟
حالا که خبردار شدند اما من کلا با مادرم زندگی میکنم.
*چرا؟
پدر و مادرم جدا شدند. پدرم ایران زندگی نمیکند من هم میخواهم پیش پدرم بروم.
*هرکجا که بروی مصرف مواد جرم است.
حالا! خلاصه که میخواهم بروم.
*چرا اینقدر بدنت تتو دارد؟
تتو دوست دارم.
*معنی تتوهایی که کردی چیست؟
خیلی به معنایش فکر نمیکنم از هر چیزی خوشم بیاید تتو میکنم.
*مدرسه ایراد نمیگیرد؟
در مدرسه میپوشام کسی نمیبیند. دوستان دیگری هم دارم که تتو کردند.
*مادرت شاغل است؟
بله مادرم تحصیل کرده و شاغل است.
*میدانی سابقهدار شوی برای آیندهات مشکل پیش میآید؟
پدرم کارهایم را کرده و میخواهم بروم.
*مادرت مشکلی ندارد؟
نه. میگوید برو پیش پدرت.
*میدانی اگر خارج از ایران مواد بکشی چه میشود؟
نه نمیدانم. ولی از همین حالا پدرم هم فاز نصیحت برداشته. وایب منفی میدهد!
*اگر زندانی بشوی چه؟
سکوت