زن خیانتکار اسرار قتل شوهرش را فاش کرد: با مردی دوست شدم و با هم نقشه قتل را کشیدیم
زنی که دو سال قبل با همدستی مردی غریبه نقشه قتل شوهرش را کشیده و با خوراندن دارو به او جنایت پیچیدهای را رقم زده بود بالاخره به جرمش اعتراف کرد. این زن در
زنی که دو سال قبل با همدستی مردی غریبه نقشه قتل شوهرش را کشیده و با خوراندن دارو به او جنایت پیچیدهای را رقم زده بود بالاخره به جرمش اعتراف کرد. این زن در گفت و گو با روزنامه جوان جزییاتی از جنایت هولناک خود را شرح داده است.
*فرزانه با شوهرت چه اختلافی داشتی؟
او اخلاق خوبی نداشت و بدرفتاری میکرد و من هم از رفتار او خسته شدهبودم و همین موضوع باعث اختلاف ما شده بود.
*یعنی به خاطر بداخلاقی تصمیم گرفتی پدر دو فرزندت را به قتل برسانی؟
این یکی از دلایل بود، اما دلیل اصلی از زمانی شروع شد که در فضای مجازی با بهزاد آشنا شدم.
*چطوری با او آشنا شدی؟
من از شوهرم فراری بودم و دوست داشتم به فرد دیگری پناه ببرم و از طرفی هم در فضای مجازی و به خصوص در اینستاگرام فعال بودم تا اینکه چند سال قبل در اینستاگرام با بهزاد آشنا شدم. او مهربان بود و با من رفتار خوبی داشت و به من محبت میکرد. هر روز که میگذشت بیشتر به او علاقه پیدا میکردم تا جایی که به او دلباخته شدم. کمکم سفره دلم را برای او باز کردم و گفتم با شوهرم اختلاف دارم و از رفتارهای او خسته شدهام و بعد هم برای از میان برداشتن شوهرم با او مشورت کردم و او هم پیشنهاد داد شوهرم را مسموم کنم.
*چه پیشنهادی داد؟
من دنبال راهی میگشتم که شوهرم را بدون دردسر و بدون اینکه ردی از خودم به جای بگذارم، به قتل برسانم و بهزاد هم گفت راه خوبی بلد است. او گفت بهترین راه این است که داروی مسموم به شوهرم بخورانم. بهزاد هر هفته تعدادی قرص در اختیار من میگذاشت و من هم طبق دستور او روزی چهار بار در دمنوش حل میکردم و به شوهرم میخوراندم. او کمکم بیمار شد و پزشکان هم متوجه بیماری او نمیشدند، اما این داروها جان او را نمیگرفت تا اینکه دوز داروها را زیاد کردم.
*بهزاد گفت دوز داروها را زیاد کنی؟
بله، من به بهزاد گفتم داروها اثری ندارد و او هم گفت دوز داروها را زیاد کنم و من هم دوز داروها را زیاد کردم و نتیجه داد.
*بعد از چه مدتی فوت کرد؟
من دو هفته بود دوز داروها را زیاد کردهبودم و در این دو هفته هم مادر شوهرم مهمان ما بود و هر روز هم حال شوهرم بدتر میشد تا اینکه بعد از دو هفته فوت کرد.
*چرا بهزاد با شما همکاری کرد؟
ما به هم علاقه داشتیم و میخواستیم بعد از فوت شوهرم با هم ازدواج کنیم.
*فکر میکردی دستگیر شوید؟
نه ما طبق نقشه عمل کردهبودیم و بهزاد میگفت این داروها کمکم جان شوهرت را میگیرد و هیچ کسی هم متوجه نمیشود. وقتی هم شوهرم فوت کرد، فکر کردم همهچیز به خوبی تمام شدهاست، اما پس از دو سال دستمان رو شد. الان فکر میکنم خداوند برای اینکه خون بیگناهی پایمال نشود، زن همسایه را مأمور این کار کردهبود تا دست ما را رو کند.