مرگ مرموز در میان شعلههای آتش/ متهم مدعی شد پایش را به خانه مقتول نگذاشته است
مردی که متهم است یکی از آشنایانش را به دلیل اختلاف مالی به آتش کشده و به قتل رسانده است، وقتی در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت، اتهاماتش را
مردی که متهم است یکی از آشنایانش را به دلیل اختلاف مالی به آتش کشده و به قتل رسانده است، وقتی در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت، اتهاماتش را انکار کرد.
به گزارش سایت جنایی، این مرد متهم است بعد از ورود به خانه دوستش او را با چاقو مجروح کرده و سپس دست به سرقت زده و در آخر خانه را به آتش کشیده و گریخته که این کار باعث قتل شده است.
این پرونده دو سال قبل زمانی گشوده شد که آتشسوزی در خانهای در جنوب تهران مهار شد و ماموران بعد از ورود به آنجا جنازهای سوخته را مشاهده کردند. ماموران بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی هویت فردی را که ساکن خانه بود، شناسایی و از پدر او خواستند برای تعیین هویت مراجعه کند اما شدت سوختگی جسد به حدی بود که پدر این مرد نتوانست هویت جسد را مشخص کند و در نهایت آزمایش دیانان مشخص کرد جنازه متعلق به همین فرد به نام نیما است.
ماموران در گام بعدی با رهگیریهای مخابراتی و بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته فهمیدند فردی به نام گودرز که با مقتول اختلاف مالی داشته، زمان حادثه در همان حوالی بوده است. به این ترتیب گودرز دستگیر شد و در بازجوییها به قتل اعتراف کرد. او گفت: در حالی که صورت خود را پوشانده بودم از دیوار وارد خانه شدم. بعد توری پنجره را پاره کردم و داخل رفتم. ابتدا با نیما حرف زدم و گفتم چرا پولم را نمیدهی. بعد او را با ضربه چاقو زخمی کردم و بعد وسایلی مانند تلفن همراه را از آنجا برداشتم و موقع فرار یک ملحفه را آتش زدم.
در نهایت بعد از تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه جرم از سوی متهم، پرونده تکمیل و به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد اما پدر مقتول در این فاصه فوت شد و از آنجا که مادر او هم قبل از قتل فوت کرده بود، خواهر و برادر مقتول، اولیای دم او شدند. آنها در جلسه دادگاه اعلام کردند خواستار صدور حکم قصاص برای قاتل هستند. سپس وکیل آنان نیز جزییاتی از پرونده را شرح داد و جرم گودرز را محرز دانست.
در ادامه جلسه محاکمه، متهم در جایگاه ایستاد. او که به سرقت مقرون به آزار، مباشرت در قتل و ایجاد حریق عمدی متهم است، خود را بیگناه معرفی کرد و گفت: من در تمام عمرم پایم را به آن خانه نگذاشتهام. ضمن اینکه هیچ اختلاف مالی هم با نیما داشتم. نه از او طلبکار بودم و نه بدهی داشتم. او سیم لحیم میفروخت و من هم کارگاهی داشتم که کالاهای مورد نیازش را تولید میکردم.
در این هنگام قاضی از او پرسید اگر به خانه مقتول نرفته بود، چرا موبایلش در آن منطقه آنتن داشت. متهم جواب داد: خانه من چند کوچه آنطرفتر است. ضمن اینکه به برای خرید مواد مخدر به آن محل رفته بودم. طبیعی است که موبایل من در آن منطقه آنتن داشته باشد.
سپس قاضی از او پرسید چرا قبلا به قتل اعتراف کرده بود که گودرز جواب داد: در آگاهی تحت فشار بودم. پیش بازپرس هم به این دلیل اعتراف کردم که من را به آگاهی برنگردانند.
در ادامه جلسه دادگاه وکیل متهم به دفاع از گودرز پرداخت و گفت در ریه متوفی دود مشاهده نشده و در معده او مواد شیمیایی وجود داشته است. بنابراین احتمال دارد او بر اثر آتشسوزی فوت نکرده بلکه سکته کرده باشد و این موضوع باید بررسی شود.
در این هنگام وکیل اولیای دم توضیح داد متهم در بازجوییها به قتل اعتراف و در بازسازی صحنه نیز همه جزییات را بیان کرده است.
در پایان هیات قضات برای صدور رای وارد شور شدند.