معمای جنایت در نیمه شب/ متهم:مقتول سارق بود، از زنی دفاع کردم /وکیل شاکی: متهم قصد رابطه نامشروع داشت

متهمی که مدعی است مرد جوانی را کشته، مدعی شد برای جلوگیری از سرقت دست به قتل زده است.

معمای جنایت در نیمه شب/ متهم:مقتول سارق بود، از زنی دفاع کردم /وکیل شاکی: متهم قصد رابطه نامشروع داشت

پسری که متهم است نیمه شب با دو مرد به خاطر یک زن درگیر و مرتکب قتل شده‌، پای میز محاکمه رفت و ادعا کرد قصدش کمک بود.

به گزارش سایت جنایی، متهم یک سال قبل در نیمه‌های شب وقتی دو مرد و یک زن را در خیابان دید به سمت آنها رفتو حین درگیری با وارد کردن ضربات چاقو باعث مرگ مرد جوانی شد.

براساس محتویات پونده بعد از اینکه مرد جوان به نام سلیم به بیمارستان منتقل شد پزشکان اعلام کردند او جان خود را از دست داده‌ است.

فردی که مقتول را به بیمارستان رسانده‌ بود، به ماموران گفت: من و دوستم در حال عبور از خیابان بودیم که متوجه شدیم دو مرد و یک زن ایستاده‌اند. دوستم به نام رئوف جلوتر از من می‌رفت. نمی‌دانم بین آنها چه اتفاقی افتاد که رئوف با مقتول درگیر شد و بعد هم به من گفت او را با چاقو زده‌ و فرار کرد. من ماندم و سعی کردم کمک کنم. اسنپ گرفتم که مرد مجروح را به بیمارستان برسانم اما وقتی رسیدیم او فوت کرده‌بود.

ماموران پلیس، رئوف را  40 روز بعد شناسایی و بازداشت کردند. او ابتدا مدعی شد زمان حادثه مشروب خورده و حالش خوب نبود اما بعد از چندین جلسه بازجویی مدعی شد قصدش کمک به زن جوانی بود که در محل ایستاده‌ بود.

او گفت: دیدم دو مرد به سراغ زن رفتند و قصد داشتند گردنبند او را سرقت کنند. وقتی این صحنه را دیدم برای کمک رفتم. مقتول به من حمله کرد. من هم چاقو کشیدم و او را زدم.

در نهایت کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده‌ شد. در جلسه رسیدگی کیفرخواست علیه متهم خوانده و ادعای او مبنی بر اینکه قصدش دفاع از زنی جوان بود، رد شد.

سپس مادر مقتول به عنوان ولی‌دم در جایگاه قرار گرفت و خواستار صدور حکم اعدام شد. همچنین از طرف فرزندان مقتول نیز درخواست حکم قصاص شد.

وکلای اولیای‌دم گفتند: مطابق مدارک موجود در پرونده متهم یک سال قبل به همراه دوستانش وقتی که زنی جوان را می‌بیند با انگیزه‌ای نامربوط به او نزدیک می‌شود و وقتی می‌بیند که مقتول به او اجازه نمی‌دهد انگیزه شومش را عملی کند، با او درگیر می‌شود. او در ابتدای پرونده نسبت به این مساله اعتراف کرده و حتی دوستانش هم گفته‌اند که چنین مساله‌ای مطرح بوده‌ است. اما حالا از موقعیت مادرش سوءاستفاده کرده و مدعی‌ است قصدش دفاع از این زن و جلوگیری از سرقت بودت. زن جوان که کاترین نام‌ دارد از آشنایان مقتول بوده و مطابق گفته همسر مقتول آنها با هم رفت و آمد خانوادگی داشتند. همچنین یکی از برادران کاترین از دوستان مقتول بود. این زن به دلیل اعتیاد بسیار شدیدی که داشت اصلا طلا هم نداشت که بخواهند از او سرقت کنند. متهم با نیت شوم قصد نزدیک شدن به آن زن را داشت و طبق اعترافات اولیه بر سر همین مساله با مقتول درگیر شد و او را کشت.

سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من دیدم دو مرد با زنی درگیر هستند و می‌خواهند گردنبند او را سرقت کنند. آن زن تنها بود. رفتم جلوی او را بگیرم. نیمه‌شب بود و دسترسی به پلیس یا چیز دیگری نبود به همین دلیل هم خودم درگیر شدم. اما قصدم کشتن نبود. بعد از قتل هم فکر نمی‌کردم چنین اتفاقی بیفتد و او بمیرد. چون بعد از اینکه او را چاقو زدم، حالش خوب بود. من نفهمیدم چاقو به جای حساس بدنش برخورد کرده‌ است.

در ادامه وکیل او در جایگاه قرار گرفت و گفت: مقتول سابقه کیفری دارد. او سه فقره سابقه سرقت دارد که در یک مورد صد نفر از او شکایت کرده‌اند. او یک سارق حرفه‌ای بود. بنابراین گفته‌های موکل من در جلوگیری از سرقت گردنبند زن جوان درست است. همراه مقتول مردی به نام سجاد بود که در حال حاضر سه پایگاه اداره آگاهی دنبال او هستند و هنوز نتوانسته‌اند او را بازداشت کنند. سجاد از طرف پایگاه مبارزه با سرقت مسلحانه، قتل و کیف قاپی تحت تعقیب است. مقتول و دوستش افراد حرفه‌ای بودند. متهم یک سارق را زده و چاره‌ای هم نداشته‌ است.

در این هنگام قاضی از متهم پرسید چرا در زمان بازداشت گفته‌ بود مشروب خورده و به همین خاطر مرتکب قتل شده‌ است. متهم گفت: در بازداشتگاه به من یاد دادند این حرف را بزنم. قصدم این نبود که دروغ بگویم مشروب هم نخورده بودم.

قاضی گفت: اما در سوابقت آمده‌ است یکبار بخاطر مشروب خوردن محکوم شدی. همچنین دو فقره درگیری هم داشته‌ای.

متهم گفت: درگیری‌ها به قبل از 18 سالگی برمی‌گردد. در آن زمان بچه بودم.

سپس وکیل اولیای‌دم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: مقتول هرچه که بود و هر سابقه‌ای داشت، مهدروالدم نبود. چه کسی گفته سارق، مهدورالدم است. اصلا مگر این متهم صلاحیت تشخیص دارد که وکلای او می‌گویند متهم یک سارق را کشته پس نباید اعدام شود. مقتول صاحب چهار فرزند است. فرزند کوچک او 6 ماهه بود که پدرش فوت کرد. این بچه‌ها را چه کسی بزرگ می‌کند؟ زن جوان او چه می‌شود؟ همه چیز در پرونده عادی بود و متهم اعتراف کرده روز حادثه متادون و مشروب مصرف کرده‌ بود. حتی گفته به دلیل بیماری اعصاب و روان که داشته دارو هم خورده‌ است. مساله از وقتی عوض شد که پزشکی قانونی اعلام کرد متهم قوه تمیز دارد و رفتارش در اراده خودش است. از آن به بعد وکلای متهم مدعی شدند که سرقت رخ داده‌ است. حالا هم می‌گویند او قصد دفاع از یک زن در برابر سارقان را داشت. در حالیکه به گفته دوستانش آنها قصد داشتند با زن جوان رابطه برقرار کنند که این درگیری رخ داد.

سپس همسر مقتول توضیحاتی را ارائه کرد. او گفت: کاترین به شدت اعتیاد دارد. او خیلی فقیر است و برادرش در یکی از پرونده‌ها با شوهر من بود و دوستان خیلی نزدیکی هستند. اینها دروغ می‌گویند که شوهر من قصد داشته گردنبند این زن را بدزدد. او به دلیل اینکه اعتیاد دارد حتی پول مواد ندارد. خودش و پدرش از شوهر من پول می‌گرفتند حالا چطور مدعی هستند که او گردنبند داشت. دادگاه این زن را احضار کرده اما نیامده‌ است.

سپس به دستور قاضی زن جوان با کاترین تماس گرفت تا دادگاه از او سوالاتی بپرسد که باز هم او امتناع کرد.

در پایان وکیل متهم یکبار دیگر در جایگاه قرار گرفت و گفت: من به صورت رایگان وکالت می‌کنم. شغل مادر متهم نباید باعث شود که اولیای‌دم تصور کنند او قصد دارد واقعیت را طور دیگری نشان دهد. اگر این پرونده که واضح است یک سارق حرفه‌ای کشته شده به قصاص برسد دیگر چه پرونده‌ای را می‌خواهید تشخیص مهدورالدم بدهید؟ مقتول سارق بوده و سوابق او وجود دارد.

در این هنگام همسر مقتول اعتراض کرد و گفت: حتی اگر شوهر من سارق بود کسی حق نداشت او را بکشد. اصلا اگر متهم حالا مدعی است شوهر من مهدورالدم بوده چرا از صحنه فرار کرده و 40 روز فراری بوده‌ است. چرا او را به بیمارستان نرساند؟

در پایان قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

 

نظرات کاربران