قتل جوان معتاد زیر مشت و لگد

پدری که با درخواست خودش پسرش را به کمپ ترک اعتیاد منتقل کرده و سپس جسد اورا تحویلش داده بودند از دادگاه درخواست قصاص برای متهمان به قتل فرزندش کرد.

قتل جوان معتاد زیر مشت و لگد

پدری که با درخواست خودش پسرش را به کمپ ترک اعتیاد منتقل کرده و سپس جسد اورا تحویلش داده بودند از دادگاه درخواست قصاص برای متهمان به قتل فرزندش کرد.

به گزارش اعتمادآنلاین، یک سال قبل مردی به پلیس شکایت برد و مدعی شد که پسرش را کشته‌اند. او گفت: از بیمارستان با من تماس گرفتند و گفتند که فرزندم جان باخته است. او را به کمپ ترک اعتیاد برده بودند و بلایی به سرش آورده‌اند.

تحقیقات ماموران شروع شد و مشخص شد که مقتول که بهروز نام دارد و به مواد مخدر اعتیاد شدید داشته‌است هنگام انتقال به کمپ ترک اعتیاد مجروح شده و بعد از چند ساعت حالش بد شده و وقتی او را به بیمارستان رساندند جانش را از دست داده‌است.

با شکایت پدر مقتول 4 مرد شناسایی و به همراه مدیر کمپ بازداشت شدند. با تکیمل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی ابتدا کیفرخواست علیه سه متهم خوانده شد وقتی نوبت به اولیای‌دم رسید آنها درخواست قصاص کردند. پدر مقتول گفت: من خودم تماس گرفتم و درخواست کمک کردم وقتی که از کمپ آمدند پسرم با آنها درگیر شد و حتی یکی از آنها را زخمی کرد، اما آنها به شدت پسرم را کتک زدند بعد که او را به کمپ بردند بیشتر کتکش زدند. درگیری بین آنها شدید بود من گفتم بچه‌ام از دست می‌رود گفتند نگران نباش. بعد بچه را بردند و چند ساعت بعد هم گفتند که مرده‌است.

در ادامه رامیتن متهم ردیفاول در جایگاه قرار گرفت او گفت: ما برای بردن بهروز به خانه‌اش رفتیم وقتی که فهمید چه کسی هستیم به سمت من حمله کرد افرادی که با من بودند به کمکم آمدند اما او به شدت من را کتک زد . حتی پدرش من را به اتاقکی نزدیک خانه‌شان برد و آنجا دست و سرم را پانسمان کرد. من ضربه‌ای به این جوان نزدم خودم کتک خوردم و اصلا یادم نمی اید که او را زده باشم.

سپس متهم دیگر در جایگاه قرار گرفت او که متم است بهروز را در کمپ زده‌است گفت: وقتی او را تحویل گرفتم کتک خورده‌بود. من سعی می‌کردم آرامش کنم. من او را نزدم.

سومین متهم نیز گفت: من خودم در آن کمپ ترک کرده‌بودم روز حادثه هم برای سرکشی به دوستانم رفته‌بودم که مدیر کمپ گفت یکی از مددجوها حالش بد شده‌است و به من گفت حالا که ماشین داری او را به بیمارستان ببر. من اصلا کسی را نزدم. هرچه درباره من گفتند دروغ است.

سپس دیگر متهمان نیز در جایگاه قرار گرفتند و دفاعیات خود را مطرح کردند در پایان قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

 

 

نظرات کاربران

آخرین اخبار