داماد متهم به قتل: مادرزنم را نکشتم، فقط درگیر شدیم

داماد عصبانی که برای انتقام از مادرزنش او را به قتل رسانده است، در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت.

داماد متهم به قتل: مادرزنم را نکشتم، فقط درگیر شدیم

داماد عصبانی که برای انتقام از مادرزنش او را به قتل رسانده است، در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت.

به گزارش اعتمادآنلاین، یک سال قبل به پلیس گزارش داده شد زنی میانسال گم شده است. دختر این زن گفت: من و مادرم با هم زندگی می‌کردیم او وقتی می‌خواست جای دوری برود یا به خانه نیاید، به من می‌گفت اما امروز که به خانه آمدم، دیدم مادرم نیست. تلفنش در دسترس نبود و ماشینش را هم در خانه نبود. نگران شدم و فکر می‌کنم برایش مشکلی ایجاد شده است.

ماموران با این گزارش تحقیقات خود را آغاز و خودروی زن میانسال به نام پوران را چند خیابان آن طرف‌تر پیدا کردند. پلیس متوجه شد احتمالا باید در خانه این زن دنبال او بگردد. ماموران سرانجام در تحقیقات خود جسد زن را در انباری خانه پیدا کردند. از آنجایی که چند روز از مرگ مقتول می‌گذشت، جسد تقریبا متلاشی شده بود.

جسد به دستور بازپرس به پزشکی قانونی انتقال یافت. بررسی‌های بعدی نشان داد پوران با داماد و دختر بزرگش اختلافاتی داشت. به این ترتیب ماهان، داماد پوران، بازداشت شد. همچنین دختر او به نام روژین هم تحت نظر قرار گرفت. تحقیقات نشان داد ماهان به همراه همسرش روژین به خانه پوران رفته بودند و ماهان با او درگیر شده و خفه‌اش کرده‌ است.

با تکمیل تحقیقات کیفرخواست علیه زن و شوهر صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی اولیای دم درخواست قصاص کردند. پدر مقتول گفت: من درخواست قصاص دارم و گذشت نمی‌کنم و برای نوه‌ام، رژین، هم اشد مجازات را می‌خواهم.

سپس وکیل دختر کوچک مقتول در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من هم درخواست قصاص دارم. موکل من معتقد است خواهرش در این قتل نقش داشته است. او بعد از اینکه به پلیس گزارش داده که مادرش گم شده است ماشین خواهرش را اطراف خانه دیده است. ماجرا از این قرار است که از محلی که ماشین مقتول رها شده تا خانه او 13 دقیقه راه است اما متهم در عرض کمتر از 8 دقیقه به خانه پوران رسیده است. ما متوجه شدیم او این مسیر را با  خودرو طی کرده واینجاست که مشخص می‌شود موکل من ماشینی که دیده و تصور کرده ماشین خواهرش است، درست است. ماهان بعد از اینکه ماشین مادرزنش را از خانه خارج کرده بلافاصله توسط همسرش با خودرو به اطراف خانه برده شده است.

وی گفت: دو دقیقه قبل از اینکه موکل من به خانه برسد خواهرش با او تماس گرفته و پرسیده که کجاست. موکل من هم گفته یکی دو دقیقه دیگر به خانه می‌رسد. در همان لحظه هم ماهان از خانه خارج شده است. این نشان می‌دهد رژین موضوع را به شوهرش اطلاع داده و او بلافاصله از خانه خارج شده است.  اختلاف ماهان و پوران هم به دلیل مسایل مالی بوده و ماهان و رژین قصد داشتند همه اموال پوران را تصاحب کنند. ماهان با تغییر چهره وارد خانه پوران شده تا تصویری که از او ضبط می‌شود نشان ندهد کیست اما کاراگاهان متوجه شدند.

سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: اتهام را قبول ندارم. روز حادثه من به دلیل اختلافی که با مادرزنم داشتم به خانه او رفتم. می‌خواستم اختلافی را که از چند ماه قبل داشتیم، حل کنیم. همسرم با مادرش ارتباط خوبی داشت و وابستگی او به مادرش باعث شده بود نتوانم با مادرزنم قطع رابطه کنم و تصمیم گرفتم اختلافم را با او حل کنم. روز حادثه به خانه مادرزنم رفتم. وقتی وارد خانه شدم سگ او پارس کرد. من برای اینکه خودم را آدم قلدری نشان دهم کلاه گذاشته بودم و کمی‌هم لباس بیشتری پوشیدم که مشخص نشود من هستم. چون می‌دانستم خانه مادرزنم دوربین مداربسته دارد . قصدم این بود که مادرزنم بترسد و دیگر کاری به زندگی من و همسرم نداشته باشد. اما وقتی سگش متوجه حضور من شد پارس کرد و مادرزنم من را پیدا کرد. او ترسید و به من حمله کرد ما گلاویز شدیم. متوجه نشد من ماهان هستم حین گلاویزی سگ هم به من حمله کرد. مادرزنم روی زمین افتاد و من هم فرار کردم. ماشینش را هم بیرون برده بودم که نتواند فرار کند یا گزارش بدهد.

متهم گفت: من و زنم دو روز قبل از حادثه در خانه مادرزنم بودیم، چون نامزدی خواهرزنم بود. من دزدکی وارد خانه نشدم و فقط قصدم ترساندن بود.

سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: نظریه پزشکی قانونی این است که احتمال خفه شدن مقتول وجود دارد و علت مرگ را دقیق نگفته است. بنابراین شاید پوران به دلیل دیگری مرده باشد. این نقص پرونده است. چرا که جسد متلاشی شده و امکان مشخص کردن دلیل مرگ از نظر پزشکی قانونی وجود ندارد.

سپس رژین در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من اتهام را قبول ندارم و اصلا در قتل مادرم نقشی نداشتم و از نقشه او اطلاعی نداشتم. من با مادرم مشکل مالی نداشتم3. اگر مشکلی داشتم خانه‌ام در شمال کشور را به نام او نمی‌زدم. اختلاف به خاطر مسایل دیگر بود و در واقع ماهان با او درگیر بود.

در پایان هیات قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها