قتل تاجر ایرانی با نقشه تاجر افغانستانی به دست آدمکش اجاره ای
تاجر افغانستانی که به خاطر اختلاف حساب 400 هزار دلاری تاجر ایرانی را با اجاره آدمکش به قتل رسانده است با همدستانش محاکمه شد.
تاجر افغانستانی که به خاطر اختلاف حساب 400 هزار دلاری تاجر ایرانی را با اجاره آدمکش به قتل رسانده است با همدستانش محاکمه شد.
به گزارش اعتمادآنلاین ، بهمن ماه سال 403 بود که شلیک گلوله به یک تاجر ایرانی در پاسداران به ماموران گزارش شد تحقیقات نشان داد مرد تاجر مقابل دفتر کارش به قتل رسیده است. بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در این خصوص آغاز شد با بررسی های انجام شده مشخص شد مقتول توسط راکبان موتور سوار هدف قرار گرفته است. وقتی اولیای دم مورد پرسش قرار گرفتند عنوان کردند مقتول اختلافات مالی با چند نفر داشت و احتمال می دهند این قتل توسط یکی از انها که اتفاقا افغانستانی است رخ داده باشد. ماموران مرد افغانستانی به نام رحیم را بازداشت کردند. متهم شناسایی و بازداشت شد. هرچند در ابتدا منکر همه چیز بود اما بعد اعتراف کرد و گفت: من دست به قتل نزدم کسی که مرتکب قتل شد مردی ایرانی به نام یونس است که بعد از قتل هم فرار کرد و من از او خبر ندارم.
تحقیقات نشان داد اختلاف اصلی متهم با مقتول یک اختلاف مالی 400 هزار دلاری بوده است. آنها در یک پروژه واردکردن لاستیک ماشین های سنگین همکاری کردند و با هم اختلافات مالی داشتند.
به همین دلیل هم احتمالا او در طراحی قتل نقش داشته است. تا اینکه فروردین ماه سال 404 بود که ماموران یونس را در بیمارستان شناسایی کرده و او را بازداشت کردند.
یونس که سعی در انحراف تحقیقات داشت در نهایت مجبور به اعتراف شد و گفت که مرتکب قتل شده است و رحیم مرد افغانستانی دستور این قتل را صادر کرده است. او اعتراف کرد با یکی از اقوامش به نام سعید به محل حادثه رفته و انجا بعد از شلیک به مرد تاجر از محل فرار کرده است.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه 9دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد در جلسه رسیدگی ابتدا کیفرخواست از سوی نماینده دادستان خوانده شد در ادامه وکیل اولیای دم در جایگاه قرار گرفت و خواستار صدور حکم قصاص شد او گفت: موکلان من اعلام گذشت نمی کنند و داغدار پدرشان هستند. مطابق اوراق پرونده متهم ردیف دوم با پرداخت پول به متهم ردیف اول او را برای قتل اجیر کرده است همچنین او مبلغی پول هم برای خرید اسلحه پرداخت کرده است. من درخواست مجازات از طرف موکلانم برای هر سه متهم را دارم.
در ادامه متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت او اتهام قتل را رد کرد و گفت: من با مقتول دشمنی نداشتم او را نکشتم و هرچه گفتم دروغ است. متهم گفت: رحیم جون افغانستانی بود چکهایش را نمی توانست پاس کند دو چک برگشتی داشت که چند میلیارد بود به من گفت بیا چک ها را به نام تو بکنم خودم هم وکیل می گیرم کارها را انجام دهد برای اینکار هم به من 200 میلیون تومان داد قرار بود 150 میلیون تومان دیگر هم بدهد.
من در بندرعباس کار گرفته بودم و می خواستم برای سنگ کاری بروم به سعید که از اقوام ماست گفتم بیا با هم برویم کارگر غریبه نگیرم. در تهران با هم قرار داشتیم. من آن روز به اقدسیه رفتم چون با رحیم قرار داشتم که بقیه چک ها را بگیرم و تسویه کنم و بروم. رحیم گفت صبر کن من کار دارم چندساعتی من را انجا نگه داشت بعد من با سعید تماس گرفتم گفتم بیا من را با خودت ببر و درباره کار هم صحبت کنیم. سعید هم به اقدسیه آمد وقتی رحیم زیر حرفش زد من با سعید راهی شدم و بعد هم به خیابان فردوسی رفتم آنجا زن و بچه ام را برداشتم و به بند رفتم. دیگر از موضوع خبر نداشتم تا اینکه بعد از عید وقتی به تهران آمدیم با زنم بودم که تصادف کردم. در بیمارستان ما را بازداشت کردند بعد زنم را آزاد کردند و من در بازداشت ماندم. متوجه شدم رحیم کاری کرده و من را به جای خودش معرفی کرده است سعید را هم بازداشت کردند.
متهم گفت: من در زندان بودم که رحیم را دیدم به من گفت برو اعتراف کن من 10 روزه تو را بیرون می اورم تو سابقه دار هستی هر طوری شده همه چیز را به گردن تو می اندازند. من قبول نکردم. رحیم در بازداشتگاه امکانات زیادی داشت همانجا به من گفت به همدستانم در بیرون زندان گفته ام بچه ات را راحت نگذارند یک فیلم هم از بچه من نشان داد. آنقدر ترسیدم که قبول کردم اعتراف کنم. من گفتم اسلحه خریدم و بعد با سعید مقتول را تعقیب کردیم وقتی مقابل دفتر کارش رسید به او شلیک کردم. بازپرس از من سوال کرد اسلحه چه شکلی بود من نتوانستم توضیح بدهم چون اسلحه ای در کار نبود.
وقتی به بازداشتگاه برگشتم و رحیم را بردند دوباره پیش بازپرس بازجویی شده بود وقتی امد به من گفت خوب اعتراف نکردی بازپرس باور نکرده است باید یک کاری بکنی بازپرس باور کند. من قول می دهم بچه ات در امان باشد و خودت را هم 10 روزه بیرون می آورم. گفتم چطور بیرون می آوری گفت بعد از قتل اسناد را سرقت کرده ام همه زمین هایی که در کلاردشت و لواسان و جاهای دیگر دارند سندش پیش من است. من برای نجات جان زن و بچه ام قبول کردم وقتی هم که تهدید از روی زن و بچه ام برداشته شد انکار کردم. انکارم از سوی دادگاه قبول نشد چون مدرک نداشتم ولی چندباری که با رحیم تلفنی صحبت کردم آن را ضبط کردم و به وکیل دادم که به دادگاه بدهد.
سپس وکیل متهم در جایگاه حاضر شد او گفت: موکل من به دلیل فشاری که روی اوبوده اعتراف کرده است. خط تلفن او در محل حادثه آنتن نداشته در حالیکه خط تلفن رحیم آنتن داشته است. چطور ممکن است او مرتکب قتل شده باشد اما نقطه زنی این را نشان ندهد. ضمن اینکه اولیای دم خودشان هم می گویند که رحیم نقش بیشتری در قتل پدرشان داشته است.
در ادامه به دستور قاضی متهم ردیف سوم در جایگاه قرار گرفت او اتهام اختفای ادله جرم را قبول نکرد و گفت: من اصلا هیچکس را در این پرونده نمی شناسم و فقط یونس که از فامیل های من است می شناسم. او به من گفت بیا اقدسیه درباره کار حرف بزنیم من او را سوار موتور کردم و حرکت کردیم در راه گفت با یک نفر کار دارد بروم سمت پاسداران گفت با مردی که 206 سوار است اختلاف مالی دارد من هم رفتم. در پاسداران وقتی مرد متوقف شد چند دقیقه ای در ماشینش نشست من به یونس گفتم چرا نمی روی حرفت را بزنی من دیرم شده ، مرد پیاده شد و به سمت یک در رفت که بعد فهمیدم در دفترش بوده است. به چند ثانیه نکشید که یونس و آن مرد با هم صحبت کردند و یونس به سمت او شلیک کرد. من تقریبا یک متر فاصله داشتم با آنها، انقدر شوکه شدم که نفهمیدم چه می کنم. فرار کردم. به یونس گفتم چرا اینکار را کردی گفت پول خوبی گرفته است. من هیچکس را نمی شناسم و هیچ نقشی هم نداشتم فقط از ترس فرار کردم.
در ادامه متهم ردیف دوم یعنی رحیم در جایگاه قرار گرفت او گفت: من اتهام را قبول ندارم. معاونتی در کار نیست البته ما اختلاف مالی با مقتول داشتیم ولی من دستور قتل ندادم و یونس دروغ می گوید. ان روز هم ساعت ورود و خروج مقتول را گفتم ولی فکر کردم یونس می خواهد با او صحبت کند. من هیچ نقشی در ماجرا نداشتم.
متهم در توضیح اینکه چرا برای یونس تلفن همراه خریده و چرا اسنادش را به نام او می کرده است گفت: اگر می دانستم می خواهد کسی را بکشد این کار را نمی کردم چون من افغانستانی هستم نمی توانستم زمین و خانه معامله کنم برای همین به نام یونس می خریدیم و اینطوری خرید و فروش می کردم.
در پایان وکلای متهمان دفاعایت خود را مطرح کردند و دفاع آخر از هر سه متهم گرفته شد. قضات شعبه 9 برای تصمیم گیری وارد شور شدند.