قتل تاجر پارچه با شربت مسموم همسر سوم
زنی با اعتراف به دخالت در مرگ مشکوک تاجر پارچه ۷۰ ساله در خانه ویلایی تهرانپارس، پرونده را وارد مرحله تازهای کرد.
زنی با اعتراف به دخالت در مرگ مشکوک تاجر پارچه ۷۰ ساله در خانه ویلایی تهرانپارس، پرونده را وارد مرحله تازهای کرد.
به گزارش سایت جنایی، رسیدگی به این پرونده ساعت ۱۱ شب پنجشنبه آغاز شد؛ زمانی که گزارشی درباره مرگ مردی متولد سال ۱۳۳۲ در خانهای ویلایی در محدوده تهرانپارس به پلیس ۱۱۰ اعلام شد.
پس از دریافت این گزارش، ماموران راهی محل شدند و در بررسیهای اولیه با جسد مرد ۷۰ سالهای روبهرو شدند که مرگ او طبیعی به نظر نمیرسید.
ماموران در نخستین بررسیها متوجه آثار جراحت روی صورت مرد شدند. همچنین روی دستها و پاهای او آثار کبودی دیده میشد که احتمال بسته شدن دست و پای او پیش از مرگ را مطرح کرد. این در حالی بود که به نظر میرسید وضع جسد معمولی جلوه داده شده و با دست و پای باز و شبیه خواب روی تخت قرار داشت.
به همین دلیل با توجه به مشکوک بودن شرایط، موضوع به بازپرس و تیم جنایی اطلاع داده شد تا تحقیقات برای کشف راز مرگ مرد ثروتمند آغاز شود.
بررسیهای اولیه نشان داد مقتول از تاجران پارچه بود که در این خانه ویلایی با همسر سوم خود و پسر ۱۵ سالهشان زندگی میکرد.
همسر سوم مقتول در تحقیقات اولیه مدعی شد از نحوه مرگ شوهرش اطلاعی ندارد. او گفت: «شوهرم خواب بود. وقتی سراغش رفتم متوجه شدم حالش خوب نیست و بعد فهمیدم فوت کرده است.»
پسر ۱۵ ساله این زن هم گفتههای مادرش را در مورد مرگ پدرش تایید کرد و در اظهارات خود مدعی شد از ماجرا اطلاعی ندارد و فقط میداند مادرش متوجه مرگ پدرش شده است.
بررسیهای پلیسی زمانی وارد مرحله تازهای شد که پسر یکی از همسران قبلی مقتول که در محل حضور داشت و موضوع مرگ پدرش را به پلیس خبر داده بود، اطلاعات دیگری در اختیار ماموران قرار داد.
این پسر جوان به پلیس گفت چند روزی بود با پدرش تماس میگرفت اما او پاسخ تماسهای تلفنی را نمیداد. به همین دلیل عصر پنجشنبه به خانه پدرش رفت تا از وضعیت او مطلع شود.
او در ادامه گفت: «وقتی به خانه رسیدم، همسر سوم پدرم گفت او خواب است و باید صدایش کند. وقتی بالای سر پدرم رفت، شروع کرد به داد و فریاد که شوهرم بیدار نمیشود.»
این مرد جوان در ادامه اظهار کرد که به نامادریاش مشکوک است؛ چرا که پدرش و همسر سومش با یکدیگر اختلاف داشتند و به همین دلیل شرایط مرگ پدرش برای او طبیعی به نظر نمیرسید.
با توجه به اظهارات این مرد و همچنین شواهد موجود در صحنه، تحقیقات از همسر سوم مقتول ادامه پیدا کرد و در نهایت زن ۴۷ ساله بازداشت شد.
این زن در ادامه تحقیقات، به قتل شوهرش اعتراف کرد و درباره انگیزه خود مدعی شد: «من و شوهرم مدتها با هم اختلاف داشتیم. او مدام غر میزد، بداخلاقی میکرد و من را اذیت میکرد. گاهی هم مرا کتک میزد. همچنین به من شک داشت و همین موضوع باعث شده بود اختلافهای ما بیشتر شود.»
او درباره حادثه هم گفت: «چهارشنبه شب دوباره با هم درگیر شدیم. من تعدادی قرص خریده بودم و آنها را داخل نوشیدنیاش ریختم. او نوشیدنی را خورد و بعد از مدتی بیهوش شد.»
زن جوان ادامه داد: «بعد از بیهوش شدنش، با کمک پسرم دهان، دست و پاهای پدرش را بستیم. فکر نمیکردم اتفاقی برایش بیفتد و تصورم این بود که بعد از مدتی به هوش میآید.»
متهم درباره ادامه و اطلاع از مرگ شوهرش هم گفت: «روز پنجشنبه وقتی رفتیم بیدارش کنیم، دیدیم نفس نمیکشد. دهانش را باز کردیم و متوجه شدیم نفس هم نمیکشد، آن موقع بود که فهمیدم فوت کرده است. بعد از آن دست و پایش را هم باز کردیم و منتظر ماندم ببینیم چه اتفاقی میافتد.»
بررسیهای پلیسی نشان داد زن ۴۷ ساله و پسر ۱۵ سالهاش پس از مرگ مرد، تلاش کرده بودند شرایط را به شکلی نشان دهند که مرگ او طبیعی بوده است، اما آثار باقیمانده روی بدن مقتول این سناریو را با افشای حقیقت برملا کرد.
در حال با توجه به اعترافات زن و شواهد به دست آمده، رسیدگی به پرونده این قتل در دادسرای امور جنایی تهران جریان دارد. به دستور بازپرس جنایی زن ۴۷ ساله در اختیار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفته و پسر ۱۵ ساله که در این ماجرا حضور داشته، به دلیل سن پایین او به دادسرای اطفال ارسال شده و برای بررسیهای بیشتر هم به کانون اصلاح و تربیت منتقل شده است.
بنابراین تحقیقات در این پرونده برای روشن شدن جزئیات بیشتر، بررسی نقش دقیق پسر نوجوان در ماجرا و همچنین مشخص شدن ابعاد دیگر زندگی مقتول که دو همسر دیگر نیز داشته، همچنان ادامه دارد.