ورزشکار ام‌ام‌ای چگونه به دست پسر نخبه کشته شد؟

پسر نخبه که در یک درگیری، ورزشکار ام‌ام‌ای را به قتل رسانده است، در جلسه محاکمه‌اش در دادگاه کیفری استان تهران جزئیاتی از قتل را توضیح داد.

ورزشکار ام‌ام‌ای چگونه به دست پسر نخبه کشته شد؟

پسر نخبه که در یک درگیری، ورزشکار ام‌ام‌ای را به قتل رسانده است، در جلسه محاکمه‌اش در دادگاه کیفری استان تهران جزئیاتی از قتل را توضیح داد.

به گزارش اعتمادآنلاین، یک سال قبل درگیری میان جوانی که نخبه علمی بود با یک جوان از چهره‌های مطرح ورزش ام‌ام‌ای  رنگ خون گرفت و جوان رزمی‌کار به قتل رسید. تحقیقات ماموران نشان داد درگیری آنی اتفاق افتاد و متهم و مقتول از قبل همدیگر را نمی‌شناختند.  پلیس، متهم به قتل را بازداشت کرد. او توضیح داد این درگیری به خاطر لجبازی در رانندگی بود و او قصد دفاع از خودش را داشت.

پرونده با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 6 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده و متهم صبح امروز در جلسه رسیدگی حاضر شد. در ابتدای جلسه کیفرخواست علیه متهم خوانده شد. سپس مادر مقتول به عنوان تنها ولی دم در جایگاه قرار گرفت و درخواست قصاص کرد. او گفت: پسر من بعد از وارد آمدن ضربه بر بدنش هم زنده بود. او بسیار قوی بود و جثه ورزیده‌ای داشت. حتی بعد از اینکه چاقو خورد، با او تلفنی صحبت کردم. گفت در اتوبان همت دعوا کرده و چاقو خورده و دارد به بیمارستان می‌رود. تا من به بیمارستان بروم پسرم جانش را از دست داد. من درخواست قصاص دارم.

در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: به‌عمد این کار را نکردم و قصدم این بود که از خودم دفاع کنم. اصلا مقتول را نمی‌شناختم. در اتوبان همت با ماشین می‌رفتم که چراغ زد و اذیت کرد. لجبازی بین ما اتفاق افتاد. او مرتب جلوی من می‌پیچید. من هم داشتم راه خودم را می‌رفتم. یکدفعه از کنار ماشین رد شد و آینه ماشین من را شکست. من هم عصبانی شدم و ایستادم .پیاده شد و به سمتم آمد و ضربه‌هایی به من زد که صورتم پراز خون شد. برای اینکه جلوی کتک‌هایش را بگیرم یک ضربه به او زدم. می‌خواستم ضربه را به بازویش بزنم تا زخمی شود و نتواند من را بزند اما چون صورتم خونی بود نتوانستم دقیق ببینم ضربه به کجا می‌خورد و به قلبش برخورد کرد. قصد من فقط دفاع از خودم بود.

متهم گفت: من در یک رشته مهندسی فوق لیسانس دارم و از نخبه‌های دانشگاه هستم. کار من فقط این بود که درس بخوانم و اصلا آدم شری نبودم. در تمام سا‌ل‌های زندگی‌ام هم فقط درس خواندم، به حدی که نیمی از بینایی‌ام را از دست دادم. آن روز هم مقتول به‌طور مداوم سعی می‌کرد جلوی من را بگیرد که این اتفاق رخ دد.

بعد از دفاعایت متهم و وکیل مدافع او هیات قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

نظرات کاربران

آخرین اخبار
پربازدید ترین‌ها