زن جوان بعد از طلاق قربانی تجاوز شد
زنی که یک روز بعد از جدایی از فرزند و همسرش مورد تجاوز قرار گرفت به دادگاه پناه برد.
زنی که یک روز بعد از جدایی از فرزند و همسرش مورد تجاوز قرار گرفت، به دادگاه پناه برد.
به گزارش اعتمادآنلاین، چندی پیش زن جوانی به پلیس مراجعه کرد و گفت که مورد تجاوز یک راننده قرار گرفته است. با توجه به اینکه زن ادعای تجاوز را مطرح کرده بود پرونده بلافاصله به پزشکی قانونی و سپس به دادگاه کیفری استان فرستاده شد.
پس از معاینه در پزشکی قانونی زن جوان برای توضیحات بیشتر به شعبه 8دادگاه کیفری استان تهران احضار شد او گفت: من 5 سال قبل با مردی صیغه کردم با توجه به اینکه قبلش یک ازدواج ناموفق داشتم خیلی امیدوار بودم این مرد بتواند من را خوشبخت کند. البته شوهرم در تهران و پیش من نبود او ساکن شهر دیگری در نزدیکی تهران بود و به خانه من هم رفت و آمد میکرد. در هفته دو بار به تهران می آمد ما بچه دار هم شدیم ، و من یک بچه کوچک از او دارم. بعد از 5سال زندگی مشترک در نهایت تصمیم گرفتم از او جدا شوم چون خیلی بدرفتار بود و با من توهینآمیز برخورد میکرد. وقتی به همسرم گفتم دیگر نمیخواهم صیغه او باشم و میخواهم این رابطه را تمام کنم. شوهرم هم قبول کرد اما گفت بچه را باید به من تحویل بدهی.
زن شاکی گفت: من یک ماشین کرایه کردم بچه را برداشتم و به شهری که شوهرم بود بردم که تحویل پدرش بدهم. همانجا مرد راننده گفت که کرایهاش را میخواهد شوهرم هم کرایه را به او داد حتی کرایه برگشت را هم داد و گفت با همین ماشین به خانهات برگرد. در راه من داشتم با دوستانم و خانوادهام درباره اتفاقی که افتاده بود صحبت می کردم و مشغول تلفن بودم متوجه نشدم که مرد راننده از مسیر منحرف شده است. او وارد یک اتوبان فرعی شد. من اصلا در حال خودم نبودم و خیلی شدید داشتم گریه میکردم یکدفعه مرد راننده گفت من میخواهم توقف کنم و از شترها عکس بندازم. من هم اصلا حواسم نبودم چیزی نگفتم. یک جای خیلی خلوتی بود. یکدفعه دیدم مرد راننده از در پشت که من نشسته بودم وارد شد یک دستش چاقو و یک دستش شوکر بود و به من تجاوز کرد.
متهم پرونده اما این گفتهها را رد کرد او گفت: من این زن را رساندم و هیچ ارتباطی با او نداشتم.
این گفته ها در حالی بود که پزشکی قانونی آثاری از دی ان ای بدن این مرد را روی بدن زن تایید کرده و رابطه جنسی تایید شده بود.
وقتی مرد در برابر نظریه پزشکی قانونی قرار گرفت اینبار داستان دیگری را تعریف کرد و گفت: زن جوان خودش را با من صیغه کرد. وقتی که از شوهرش جدا شد به من پیشنهاد داد با هم رابطه داشته باشیم گفت بیا صیغه بخوانیم و حتی گفت که قبلا صیغه مردی بوده و بلد است صیغه بخواند. با رضایت خودش یک مبلغی هم به عنوان مهریه دادم و در ماشین با او ارتباط برقرار کردم.
زن جوان نسبت به این مساله واکنش نشان داد و گفت: اینطور نبوده. این مرد از حرفهای تلفنی من با خانوادهام متوجه زندگی من شده و حالا دارد علیه خودم استفاده می کند.
در پایان با توجه به مدارک موجود در پرونده قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.