دستگیری زن جوان در پاتوق سیاه، راز تبهکاران را برملا کرد

با دستگیری یک زن افغانستانی در شبکه بزرگ دزدان پاتوق نشین، راز شکارچیان خودروهای شهروندان درحالی فاش شد که سرقت‌های بامدادی آنان درنقاط مختلف، پلیس مشهد را

دستگیری زن جوان در پاتوق سیاه، راز تبهکاران را برملا کرد

با دستگیری یک زن افغانستانی در شبکه بزرگ دزدان پاتوق نشین، راز شکارچیان خودروهای شهروندان درحالی فاش شد که سرقت‌های بامدادی آنان درنقاط مختلف، پلیس مشهد را وارد یک عملیات پیچیده اطلاعاتی کرده بود.

به گزارش روزنامه خراسان ، به دنبال تشکیل پرونده های متعدد سرقت خودرو و دستبرد به قطعات آن ها درمراکز انتظامی ،منجربه صدور دستوری ویژه از سوی سرهنگ محمدچراغ(فرمانده انتظامی مشهد)شد تا عوامل انتظامی با تدابیرتخصصی برای شناسایی و دستگیری عاملان سرقت های مذکوراقدام کنند.دراین میان با توجه به اهمیت موضوع ، جلسه کارشناسی و تخصصی در اتاق فرماندهی کلانتری شفا برگزار شد و گروهی از نیروهای انتظامی با هدایت و نظارت مستقیم سرگرد احسان سبکبار(رئیس کلانتری شفا)با به کارگیری توان پلیسی و تجربیات انتظامی به رصدهای اطلاعاتی پرداختند. طولی نکشید که گشت های محسوس و نامحسوس تقویت شدند و ازسوی دیگر نیزمنابع و مخبران اطلاعاتی،فعالیت های گسترده ای را با شیوه های گوناگون آغازکردند. خیلی زود تدابیر انتظامی به نتیجه رسید و مشخص شد که سارقان طی چند روزگذشته ۱۰ عدد باتری خودرو را پس از دستبرد به انباریک منزل مسکونی درحوزه استحفاظی کلانتری شهید هاشمی نژاد مشهد به فروش رسانده اند. این سرنخ مهم گروه عملیاتی کلانتری شفا را به تکاپو انداخت وگروهی ازنیروهای گشت نامحسوس به سرپرستی پیروثابت(افسرگشت)عملیات پیچیده اطلاعاتی را با هماهنگی های سلسله مراتب فرماندهی ادامه دادند.

بررسی های آنان با همکاری منابع مردمی بیانگر آن بود که باتری های مذکور توسط یک زن جوان و مرد پرایدسوار با شگردی عجیب سرقت شده است . بنابراین پیگیری و ردزنی گروه عملیاتی به مردی به نام «رسول»رسید که طبق اطلاعات پلیس به همراه فرددیگری به نام «مصطفی»اموال سرقتی را خریداری کرده بودند. همچنین سرنخ هایی از مرد پرایدسوار مورد کنکاش های تخصصی قرارگرفت که با پراید نوک مدادی سرقتی درصحنه دستبرد به باتری ها حضور داشت.

نیروهای ویژه کلانتری شفا پس از انجام یک سری فعالیت های محرمانه وپلیسی بالاخره «رسول»را دریکی از پاتوق های سیاه درخیابان آیت ا …عبادی شناسایی کردند و مراتب را به قاضی«مهذب»(دادیار دادسرای عمومی وانقلاب ناحیه ۳مشهد)گزارش دادند. درهمین حال و با دستورقاطع مقام قضایی ،عملیات دستگیری «رسول»در حالی آغاز شد که وی با مشاهده نیروهای انتظامی ازپشت بام پاتوق سیاه گریخت اما عوامل انتظامی که ازقبل عملیات ضربتی را به محاسبه فرار احتمالی متهم گره زده بودند،دقایقی بعد وی را درهمان اطراف زمین گیر کردند و به مقرانتظامی انتقال دادند. این مرد میانسال که پابند الکترونیکی داشت و تلاش می کرد خود را بی خبر از ماجرای سرقت باتری ها نشان دهد به افسران دایره تجسس گفت:من ۲ ماه قبل از زندان آزاد شدم اما وقتی ماموران انتظامی را دیدم خیلی ترسیدم و از پشت بام فرارکردم و اطلاعی از باتری های سرقتی نداشتم. آن ها را زن جوان افغانستانی معروف به «فاطی افغان»نزد من آورد تا بفروشم ولی وقتی دیدم باتری ها کهنه هستند قبول کردم. در این هنگام زن جوان با فردی به نام مصطفی تماس گرفت که او آن ها را خرید!

بنابراین گزارش،متهم مذکور وقتی متوجه شد که قصه ساختگی اش باور پذیر نیست و ماموران مدارک غیرقابل انکاری را مقابل دیدگانش قراردادند به ناچار لب به اعتراف گشود و گفت:من و مصطفی باتری ها را خریدیم و از طریق سایت دیوار به یک مرد خریدارضایعات به مبلغ۱۳ میلیون تومان فروختیم!

وی در همین حال وقتی به فیلمی چشم دوخت که ماموران از ماجرای سرقت پراید نوک مدادی به او نشان داده بودند ،یکی دیگر ازاعضای شبکه سرقت را لو داد و مدعی شد او مردی به نام «ایمان» است که کامپیوتر(ای سی یو)و باتری سرقتی را برایم آورد تا آن ها را برایش بفروشم!

به دنبال اعترافات این متهم،بی درنگ نیروهای عملیاتی با بهره گیری از قرارهای صوری وتوان اطلاعاتی مصطفی و زن افغانستانی را نیز درعملیات هماهنگ به دام انداختند. «مصطفی»که مردی معتاد و دارای سوابق کیفری است دراظهاراتی متناقض مدعی شد باتری ها را زن تبعه خارجی برایم آورد و من هم فقط گوشی تلفنم را دراختیارش گذاشتم تا از سایت دیوار مشتری پیدا کنند اما زن جوان ماجرای عجیب سرقت باتری ها را لو داد وگفت: من و «ایمان»(مرد پرایدسوار)درسپیده دم به محل سکونتم درخیابان آیت ا…عبادی رفتیم تا به انباری داخل پارکینگ دستبرد بزنیم. من هم باتری ها را درون کالسکه گذاشتم تا اگر کسی مرا دید تصور کند که درون کالسکه فرزندم است چرا که پارچه ای هم روی کالسکه انداخته بودم .با همین شگرد درچند نوبت باتری ها را ازانباری خارج کردم و به درون پراید سرقتی «ایمان» انتقال دادم. بعد هم با «رسول و مصطفی»تماس گرفتیم که آن ها آمدند و بدون این که پولی به من پرداخت کنند باتری هارا با خود بردند!

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها