حدود 19 سال است که برای داشتن یک روز آرامش در زندگی در جدال هستم اما دیگر توان جنگیدن با این شرایط سخت را ندارم چرا…
روزی که به پیشنهاد یکی از دوستانم به آغوش مواد مخدر پناه بردم تا غم از دست دادن مادرم را فراموش کنم هرگز فکر نمی کردم…
زندگی خوب و شیرینی با همسرم داشتم، نیلوفر، زنی قانع بود و با دار و ندارم می ساخت، آنقدر ما خوشبخت بودیم که نقل زندگی…
وقتی شوهر معتادم به کارتن خوابی رسید که دیگر نتوانستم این شرایط را تحمل کنم، از او طلاق گرفتم اما آزارهای برادرشوهرم…
با آن که در رشته داروسازی تحصیل می کردم اما نمی دانم چگونه فریب خوردم و در دام شرکت های هرمی افتادم. وقتی با آرزوی…
بیش از 13 سال با همه سختی ها و بدبختی های زندگی مشترک ساختم و دم برنیاوردم. همسرم که مردی پولدار است اکنون اجازه نمی…
دیگر خسته شده ام،هیچ کاری از دستم ساخته نیست و دلم برای نوزاد شیرخواره ام می سوزد اما نمی توانم از چنگ هیولای سفید…
به دلیل این که در مدت زمان مرخصی از خدمت سربازی ،مدام با تاخیر به محل خدمتم بازمی گشتم چندین ماه اضافه خدمت خوردم ولی…
به خاطر این که جا و مکانی نداشتم در یکی از پارک های مشهد سرگردان بودم که مردی به بهانه در اختیار قراردادن مکانی برای…
روزی که خاله ام از من خواست تا دوستم را برای پسرش خواستگاری کنم، قلبم از جا کنده شد چراکه من خودم عاشق پسرخاله ام بودم…