ادعای جدید پسری که دوستش را آتش زد
پسر جوانی که به اتهام آتش زدن دوستش بازداشت شده در ادعایی جدید گفت برای اینکه دوستش مادر خود را به قتل نرساند رویش بنزین ریخت اما قصد قتل نداشت.
پسر جوانی که به اتهام آتش زدن دوستش بازداشت شده در ادعایی جدید گفت برای اینکه دوستش مادر خود را به قتل نرساند رویش بنزین ریخت اما قصد قتل نداشت.
به گزارش سایت جنایی، متهم بازداشت شده پیش از این مدعی بود به خاطر یک اشتباه دوستش آتش گرفته و او هم از ترس فرار کرده است.
با اعتراف این متهم به آتش افروزی که چند ماه پس از مرگ دوستش به اتهام قتل بازداشت شد، پرونده وارد مرحله جدیدی شد و در ادامه تحقیقات بازسازی صحنه انجام میشود.
تحقیقات در مورد این پرونده جنایی زمانی آغاز شد که در نیمه نخست آبان ماه امسال زنی میانسالی با مراجعه به دادسرای جنایی تهران به خاطر قتل پسرش که کاوه نام داشت از دوست او به نام فرشید شکایت کرد.
یکی از روزهای مهرماه امسال کاوه با سوختگی شدید و در حالی که به سختی قادر به حرف زدن بود خود را به یکی از نگهبانان پارک چیتگر رساند و گفت: دوستم فرشید آتشم زد. پس از آن هم از هوش رفت. نگهبان پارک چیتگر در پی این وضعیت با مرکز اورژانس۱۱۵ تماس گرفت و امدادگران، جوان سوخته را به بیمارستانی در همان حوالی منتقل کردند و تلاشهای کادر درمان در ادامه اقدامات امدادگران برای نجات کاوه آغاز شد. به این ترتیب تا یک هفته بعد از آن تلاشها ادامه داشت اما سرانجام کاوه که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد بر اثر شدت سوختگی جانش را از دست داد.
پس از آن با توجه به اینکه مرد جوان در بیمارستان فوت کرده بود، جسد او دفن شد. این در حالی بود که به خاطر وضع وخیم پسر جوان بررسی دلیل و نحوه سوختگی او فراموش شده بود و نگهبان پارک هم فراموش کرده بود پلیس را در جریان قرار دهد.
با مراجعه مادر داغدار به دادسرای امور جنایی پایتخت پروندهای در مورد مرگ مشکوک به قتل او تشکیل شد و این زن گفت: همان روزی که پسرم کاوه را به بیمارستان بردند در حالی که هراسان بود و صدایش عادی نبود با من تماس گرفت، به سختی حرف میزد و به من گفت دوستش فرشید او را آتش زده است. بعد از آن از بیمارستان با من تماس گرفتند و خبر دادند پسرم به آنجا منتقل شده است. در مدتی که کاوه در بیمارستان بود، نمیتوانست صحبت کند و بعد از آن هم فوت کرد، حالا من از فرشید شکایت دارم.
با شکایت زن میانسال، تحقیقات به دستور بازپرس جنایی آغاز شد و در گام نخست کارآگاهان سراغ دوربینهای مداربسته و تحقیقات میدانی در پارک چیتگر رفتند. در بازبینی تصاویر دوربینهای مداربسته پارک و تحقیقات میدانی مشخص شد که کاوه روز حادثه همراه مرد جوانی وارد پارک شده بود.
زمانی که کارآگاهان تصویر مرد جوانی که با کاوه بود را به مادرش نشان دادند، او هویت فرد را شناسایی کرد و گفت فرشید است. به این ترتیب بازپرس جنایی دستور بازداشت فرشید را صادر کرد و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت سرانجام موفق به دستگیری فرشید شدند.
فرشید پس از بازداشت مدعی شد مدت زیادی است که از مقتول بیخبر است و نه تنها روز حادثه او را ندیده، بلکه از مرگ او هم بیاطلاع بوده است. اما در ادامه تحقیقات وقتی با مدارک و تصویر خود روبرو شد، گفت: روز حادثه با مقتول برای تفریح به پارک چیتگر رفتیم، من میخواستم آتش روشن کنم، برای همین روی چوبها بنزین ریختم. اما حواسم نبود که بنزین روی کاوه هم ریخته و با زدن کبریت او هم آتش گرفت و دچار سوختگی شد، بعد هم من ترسیدم و پا به فرار گذاشتم.
در پی این اظهارات، فرشید به دستور بازپرس جنایی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار داده شد و تحقیقات در مورد ادعای و شکایت مادر کاوه ادامه یافت تا این که فرشید به عمدی بودن ریختن بنزین روی کاوه اعتراف کرد.
فرشید در جدیدترین اعترافات خود گفت: کشته شدن کاوه یک اتفاق بود، ما حدود ۱۵ سال بود که دوست و بچه محل بودیم و باهم مصرف شیشه را شروع کردیم و در کنار آن مشروب هم میخوردیم. این اواخر او توهم شیشه میزد و میگفت: باید مادرش را آتش بزند. اما هر بار من به او میگفتم این کار را نکن، بد است، او که گناهی ندارد. من و تو مقصریم که معتادیم.
این متهم ادامه داد: با این وجود فهمیدم کاوه مدتی قبل به در خانه مادرش رفته و روی در خانه بنزین ریخته تا آنجا را آتش بزند. شانس آورده بود که مادرش خانه نبود و همسایهها آتش را خاموش کرده بودند. اما کسی متوجه نشده بود که آتش زدن در خانه کار کاوه بوده است. آن روز مادر کاوه که آمده بود از بوی بنزین و گفتههای همسایهها فهمیده بود که کسی قصد آتش خانهاش را داشته و شکایت کرده بود.
این متهم ادامه داد: بعد از آن خیلی با کاوه صحبت کردم و گفتم از کارش ناراحتم و نباید این کار را بکند و او هم پذیرفت. اما روز حادثه باز میخواست مادرش را آتش بزند.
فرشید در تشریح ماجرای روز حادثه گفت: آن روز با هم مشروب خوردیم و شیشه مصرف کردیم، بعد هم رفتیم چیتگر تا تفریح کنیم اما ناخوش شدیم و او که توهم زد دوباره گفت مادرم را آتش بزنم. اما من اصرار داشتم که آن زن چه گناهی دارد که میخواهی آتشش بزنی، دعوایمان شد. در همان حین با چوبهایی که جمع کرده بودیم، آتش روشن کرده بودیم و او کنار آتش نشسته بود که من رفتم از ماشین بنزین آوردم تا بترسانمش و بیخیال آتش زدن مادرش شود. اما همین که بنزین را روی او ریختم ناگهان شعلهور شد و نتوانستم کاری کنم که خاموش شود برای همین فرار کردم. بعد از آن کاوه خود را به پیست اسبسواری رساند که آن نزدیکی بود و نگهبان آنجا او را خاموش کرد و برد بیمارستان، اما کاوه فوت کرد.
در پی اعترافات جدید فرشید تحقیقات در مورد پرونده همچنان ادامه دارد و بازپرس پرونده بار دیگر متهم را به اداره دهم پلیس آگاهی تهران فرستاد.