کلاسهایی که زنم رفت باعث طلاق ما شد
شایان و همسرش قصد طلاق دارند. شایان میگوید از مقاومت خسته شده و نظر همسرش را قبول کرده است. این مرد برای سایت جنایی دلیل جدایی را توضیح میدهد.
شایان و همسرش قصد طلاق دارند. شایان میگوید از مقاومت خسته شده و نظر همسرش را قبول کرده است. این مرد برای سایت جنایی دلیل جدایی را توضیح میدهد.
*چرا میخواهید جدا شوید؟
زنم را دوست دارم.جدایی خواست من نیست. خواست همسرم است و من هم بعد از 4 سال مقاومت دیگر فرسوده شدم و نمیخواهم مقاومت کنم.
*چرا همسرت چنین قصدی دارد؟
میگوید فهمیده که ما اصلا به درد هم نمیخوریم. همسرم میگوید تو مردی نیستی که با او احساس راحتی بکنم. دیگر نمیخواهم اینطوری زندگی کنم و دوستت ندارم.
*فکر میکنی چرا زندگی شما به این نقطه رسید؟
ما خوشبخت بودیم. یکدفعه همسرم اینطوری شد. از وقتی که کلاسهای گروهی با دوستانش رفت، اینطوری شد. آنها در این کلاسها درباره اینکه زندگی را باید تغییر داد و نترسید، حرف میزنند و زنم فکر میکند اگر این کار را بکند پس حتما خیلی پیشرفته است.
*بچه هم دارید؟
یک دختر 17 ساله دارم.
*نظر دخترت چیست؟
دخترم قبول کرده است. او تحت تاثیر مادرش قرار دارد .به همین خاطر فکر میکنم دیگر مقاومت در این زندگی فایدهای ندارد.
*چطور با هم آشنا شدید؟
ما همکار بودیم. بعد که دخترم به دنیا آمد زنم دیگر سرکار نرفت و با بچه سرگرم بود. بعد که بچه بزرگ شد کلاسهای مختلف رفت و حالا زندگی ما نابود شده است.
*شغل خودت چیست؟
من سوپرمارکت دارم.
*پس مشکل مالی نداری؟
نه. هیچ مشکلی ندارم و وضعیت خوبی هم دارم ولی زنم میگوید میخواهد خودش روی پای خودش باشد. من چهار سال مقاومت کردم ولی دیگر خسته شدم و نمیخواهم ادامه بدهم. طلاق میخواهد پس طلاقش میدهم.