شوهرم شکاک است، راهی به جز طلاق باقی نمانده است

فرزانه از مدت‌ها قبل تصمیم به جدایی گرفته است. او که می‌گوید روزهای سختی را می‌گذراند، برای سایت جنایی از دلایل درخواست طلاق می گوید.

شوهرم شکاک است، راهی به جز طلاق باقی نمانده است

فرزانه از مدت‌ها قبل تصمیم به جدایی گرفته است. او که می‌گوید روزهای سختی را می‌گذراند، برای سایت جنایی از دلایل درخواست طلاق می‌گوید.

*چه مدتی است که تصمیم به طلاق گرفته‌ای؟

من از همان ابتدایی که ازدواج کردم فهمیدم اشتباه کردم و می‌خواستم جدا شوم اما خانواده‌ام مخالف بودند.

*حالا موافق هستند؟

حالا تصمیم گرفتم هر طوری شده طلاق بگیرم. برایم مهم نیست که آنها مخالف هستند.

*چطور با همسرت آشنا شدی؟

وقتی ازدواج کردم پدرم زنده بود. یکی از آشنایان پدرم او را معرفی کرد و ازدواج کردیم و من برای زندگی به تهران آمدم.

*از چه زمانی فهمیدی که دیگر نمی‌توانی با این مرد زندگی کنی؟

من از همان ابتدا متوجه شده ‌بودم ولی از بس تنها بودم با او ماندم.

*بچه داری؟

یک دختر دو و نیم ساله دارم.

*تو که می‌دانستی اختلاف داری، چرا بچه‌دار شدی؟

بچه خواست من نبود و بعد از بارداری متوجه شدم ولی دیگر نمی‌توانم تحمل کنم.

*بچه را چطور بزرگ می‌کنی؟

شوهرم می‌گوید بچه را به من بده. من هم قبول کردم. او گفته اگر بچه را بدهی طلاقت می‌دهم.

*فکر می کنی بتواند از بچه مراقبت کند؟

می‌گوید پرستار می‌گیرد و مراقبت می‌کند ولی دیگر بچه را به من نمی‌دهد.

*فکر می‌کنی بتوانی تحمل کنی؟

نمی‌دانم.

*دلیل اصلی اختلاف چیست؟

شوهرم خیلی بد دل است. به همه چیز شک دارد. تلفن‌های من را کنترل می‌کند. به همه چیز مشکوک است. اجازه نمی‌دهد من با کسی حرف بزنم. حتی اجازه نمی‌دهد خانه پدر و مادر خودش بروم.

*با این حرف‌ها فکر می‌کنی جدایی از او کار راحتی باشد؟

جانم به لبم رسیده و راهی ندارم. می‌خواهم جدا شوم.

نظرات کاربران