طلاق می‌‌خواهم چون شوهرم خیلی به مادرش اهمیت می دهد

شیوا می‌گوید از دست مادرشوهرش خسته شده و می‌خواهد زندگی خودش را داشته‌ باشد. او درخواست طلاق کرده و روی خواسته‌اش پافشاری می‌کند.

طلاق می‌‌خواهم چون شوهرم خیلی به مادرش اهمیت می دهد

شیوا می‌گوید از دست مادرشوهرش خسته شده و می‌خواهد زندگی خودش را داشته‌ باشد. او درخواست طلاق کرده و روی خواسته‌اش پافشاری می‌کند. این زن برای سایت جنایی از زندگی که با مادرشوهرش دارد، می‌گوید.

*چند سال است ازدواج کرده‌ای؟

من و شوهرم هفت سال قبل ازدواج کردیم و یک فرزند داریم.

*چطور با هم آشنا شدید؟

از اشنایان قدیمی بودیم. سالهاست که خانواده‌هایمان با هم رفت و آمد دارند.

*چرا طلاق می‌خواهی؟

مشکل از وقتی پیش آمد که پدرشوهرم فوت کرد و مادرشوهرم تنها شد. شوهرم فقط می‌خواهد به مادرش رسیدگی کند و اصلا به من اهمیت نمی‌دهد.

*یک جا زندگی می‌کنید؟

نه. ما در خانه‌های جدا هستیم. ولی شوهرم هر وقت از سر کار می‌آید به خانه مادرش می‌رود. دوست دارد با او زندگی کند. بیشتر شب‌ها می‌گوید در خانه او بمانیم و بیشتر حقوقش را برای او خرید می‌کند.

*وقتی مادرش تنهاست چه اشکالی دارد به او رسیدگی کند؟

من نمی‌گویم به مادرش رسیدگی نکند ولی من مهم‌تر از مادرش هستم.

*شوهرت چه می‌گوید؟

به من می‌گوید نباید در رابطه‌اش با مادرش دخالت کنم. حتی به من گفت اگر دوست نداری به خانه مادرم نیا ولی من می‌روم .

*پس مجبور نیستی بروی.

مجبورم نیستم ولی مادرشوهرم شوهرم را از من گرفته من از این وضعیت ناراحتم.

*گفتی طلاق می‌گیری. آیا به بچه فکر کردی؟

من اول گفتم بچه را می‌دهم ولی حالا می‌بینم نمی‌توانم بچه‌ام را دوست دارم.

*فکر نمی‌کنی باید بیشتر صبر کنی؟

پدرم هم همین را می‌گوید اما من خیلی خسته شدم.

 

نظرات کاربران

آخرین اخبار