درخواست طلاق در دعو بر سر ارثیه پدرشوهر
25 سال زندگی مشترک هم نتوانسته خوشبختی را برای سعیده ارمغان بیاورد. او حالا تصمیم به جدایی گرفته است.
25 سال زندگی مشترک هم نتوانسته خوشبختی را برای سعیده ارمغان بیاورد. او حالا تصمیم به جدایی گرفته است. سعیده برای سایت جنایی از زندگیاش میگوید.
* 25 سال است با شوهرت زندگی میکنی. حالا چرا میخواهی از او جدا شوی؟
ما از همان دو سال اول زندگی دچار مشکل شدیم. آن دو سال خیلی خوب بود اما بعد خیلی وضعیت بدی پیدا کردیم. همیشه با هم دعوا داشتیم.
*چرا برای حل مشکل اقدام نکردید؟
شوهر من مردی بسیار غد و یک دنده است. هیچ کس را قبول ندارد و فقط حرف خودش را قبول دارد. من نمیتوانم این وضعیت را تحمل کنم. او سالهای زیادی است که به من زور میگوید.
*حالا چرا تصمیم به طلاق گرفتی؟
پدرشوهرم چند سال قبل فوت کرد. شوهرم میگوید ارثیه پدریاش حق مادرش است و نمیخواهد آن را به خانه بیاورد. در حالیکه ما خودمان در تنگنا هستیم.
*چرا نمیگذاری شوهرت خودش این موضوع را با مادرش حل کند؟
از دست رفتارهای عصبی و پرخاشگری شوهرم خسته شدم. میخواهم مهریهام را بگیرم و زندگیام را بکنم. دیگر نمیخواهم اجازه دهم با رفتارهای زشت و قلدریهایش زندگیام را خراب کند.
*بچه دارید؟
بله دو پسر دارم که نوجوان هستند.
*فکر نمیکنی بچهها تحت تاثیر قرار میگیرند؟
زندگی ما شبیه جهنم است. ما هر روز با هم درگیر هستیم و دعوا میکنیم. بچههایم هم به طلاق راضی هستند.
*چرا شوهرت نیامده؟
میگوید طلاق میخواهی خودت اقدام کن. من هم تنهایی آمدم.