شراکت با برادرزن به طلاق منجر شد
ریحانه و رسول برای طلاق توافقی به تفاهم رسیدهاند. ریحانه میگوید زندگیاش را دوست داشت اما حاشیههایی باعث این جدایی شد.
ریحانه و رسول برای طلاق توافقی به تفاهم رسیدهاند. ریحانه میگوید زندگیاش را دوست داشت اما حاشیههایی باعث این جدایی شد. او برای سایت جنایی از زندگیاش میگوید.
*چه مدتی است ازدواج کردهاید؟
تقریبا ۱۰ سال است با هم زندگی میکنیم.
*بچه هم دارید؟
بله یک دختر ۸ ساله داریم.
*تکلیف بچه چه میشود.
بچه به خانه پدرش میرود. دوست داشتم با من زندگی کند اما قبول نکرد. خودش دوست داشت به پدرش باشد.
*به هر حال به او سخت میگذرد.
بله خیلی هم سخت است اما راهی نیست.
*چرا راهی نبود؟
من زندگیام را دوست داشتم. میخواستم با رسول باشم اما او اشتباه کرد. با برادرم شریک شد. شراکت آنها باعث شد درگیری در خانواده ایجاد شود. وضعیت طوری شد که زندگی من تحت تأثیر قرار گرفت و رسول هر ناراحتی از برادرم داشت سر من خالی میکرد.
*شما طلاق توافقی خواستید؟
بله. آخرین بار دو ماه قبل بود. رسول از دست برادرم ناراحت بود. سیلی به من زد و فحش داد. بعد از آن به خانه پدرم رفتم و دیگر برنگشتم. قرار شد جدا شویم. آخرین تفاهمی که کردیم همین بود.
*شوهرت واقعا راضی است ؟
بعضی چیزها اجبار است به رضایت آدم نیست.