خاله‌های زنم زندگی‌ام را نابود کردند؛ طلاق می‌خواهم

درخواست طلاق مرد به خاطر دخالت خاله های همسرش در زندگی اش

خاله‌های زنم زندگی‌ام را نابود کردند؛ طلاق می‌خواهم

مصطفی و همسرش قصد دارند از هم جدا شوند. طلاق آنها توافقی نیست اما به هر حال به مرحله جدایی رسیده‌اند. مصطفی که خواستار این جدایی است درباره زندگی‌اش برای سایت جنایی می‌گوید.

*چرا تا این حد اصرار به طلاق داری؟

همسرم اصلا زنی نیست که به فکر من و بچه باشد. ما  بچه 4 ساله داریم. زنم روزها او را رها می‌کند و می‌رود. من تنها می‌مانم.

*کجا می‌رود؟

با مادر و خاله‌هایش سفر می‌رود. به خانه آنها می‌رود و نمی‌آید. من هم سر کار می‌روم. خودم برای خودم زندگی می‌کنم. خاله‌های زنم در زندگی من دخالت می‌کنند.

*چرا این کار را می‌کند؟

همسرم اصلا آدم مسئولیت‌پذیری نیست. او می‌خواهد برای خودش زندگی داشته‌ باشد. من کار کنم و پول داشته‌ باشد. او برای خودش به تفریح و سفر برود.

*از اول اینطور بود؟

بله. از همان اول که ازدواج کردیم اهمیتی به من نمی‌داد. وقتی بچه‌دار شدیم گفت می‌خواهد با مادرش باشد تا از بچه مراقبت کند. من هم قبول کردم اما حالا می‌بینم زندگی برایش اینجوری معنا گرفته‌ است.

*با او صحبت کرده‌ای؟

بله. ما دو سال مشاوره رفتیم. آخر سر همسرم گفت می‌خواهد اینجوری زندگی کند و حرف‌های مشاور برایش مهم نیست.

*بچه چه می‌شود؟

خودم بزرگش می‌کنم. این زن برای بچه من مادری نمی‌کند. او را عذاب می‌دهد و من نمی‌خواهم بچه‌ام اذیت شود. می‌خواهم بچه‌ام درست رشد کند و تربیت شود.

*همسرت چه می‌گوید؟

او راضی نیست. چون می‌داند زندگی‌اش نابود می‌شود اما برای من بچه‌ام مهم است.

 

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها